آنچه در زیر می خوانید متن خلاصه شده ای است از کتابچه ی «فروش زمین،واقعیت یا شایعه؟» که توسط دفتر جنبش مقاومت اسلامی حماس در تهران جهت پاسخ به شبهه فروش زمین های فلسطین توسط مردم فلسطین به یهودیان تهیه و تدوین شده است.امید است مورد توجه خوانندگان قرار گیرد:

فروش زمین واقعیت یا شایعه؟

مقدمه

در این نوشتار تلاش می کنیم که به بررسی زوایای مختلف شایعه دروغین «فروش زمین توسط فلسطینیان» بپردازیم. این دورغ بزرگ در بیش تر کشورهای اسلامی شایع شده است و در واقع یکی از شایعات و دروغ پردازی های یهودیان و ایادی آن ها به شمار می رود. مهم ترین این ادعاها و شایعات این است:« ملت فلسطین سرزمین خود را به یهودیان فروختند، پس چرا از ما می خواهند سرزمینی را آزاد کنیم که فروخته شده و پول آن هم گرفته شده است؟»

بارها این سوال مطرح شده است. در کشورهای اسلامی از جمله ایران اسلامی که امید است در راه آزادی فلسطین گامی بردارند. بیش تر این شایعات رواج دارد. رژیم شاهنشاهی گذشته به علت روابط مستحکمی که با رژیم صهیونستی داشت، این گونه دروغ پردازی ها و ادعاهای کذب را ترویج می کرد.

این مسأله بسیار حساس و مهم است و هر مسلمانی در هر گوشه ای از جهان به خصوص فرهیختگان و قشر تحصیلکرده جوامع اسلامی باید خوب آن را تجزیه و تحلیل کرده و در قبال این گونه شایعه پراکنی ها موضع قاطعی بگیرند و به روشنگری اقشار مختلف مردم بپردازند؛ چرا که فلسطین تنها ملک فلسطینیان نیست، بلکه از آن همه مسلمانان است.

باید اذعان کرد که برخی مسلمانان تحت تاثیر این شایعات قرار گرفته و آن ها را باورمی کنند. در این پژوهش تلاش شده تا نگرشی کلی درباره فروش زمین به یهودیان در عهد امپراتوری عثمانی و دوران قیومیت انگلستان بر فلسطین ارائه شود.

خمیر مایه این تحقیق این است که فلسطین متعلق به فلسطینیان و سرزمین و موقوفه اسلامی و از آن تمام مسلمانان جهان و نسل های بعدی تا قیامت است.

دفتر جنبش مقاومت اسلامی حماس در تهران

فلسطین در عهد امپراتوری عثمانی

در اواخر قرن نوزدهم مهاجرت یهودیان به فلسطین ابعاد گسترده تری به خود گرفت. یهودیان و صهیونیست های غیر یهودی، یهودیان سایر نقاط جهان را به مهاجرت به فلسطین ترغیب می کردند. این تلاش ها از قرن شانزدهم میلادی شروع شد تا این که در آن از سال 1621م. هزی فنش از وکلای انگلیسی نوشته ای تحت عنوان «رستاخیز بزرگ جهانی و فراخوان یهود» منتشر ساخت و در آن از یهودیان خواست به فلسطین کوچ کنند. از سوی دیگر، دانشمندان مسیحی مانند اسحاق نیوتن (1727-1643)، ژان ژاک روسو (1778-1712)، بریستلی (1804-1733)، شاوسبری و لورانس اولیونت نیز در این باره مطالبی نوشتند و یهودیان را به مهاجرت به فلسطین تشویق کردند.

تدابیر امپراتوری عثمانی برای ممانعت از اسکان یهودیان در فلسطین

1- حکومت عثمانی در سال 1887 استان قدس را از حیطه نظارتی سوریه خارج ساخت و خود برای نظارت هر چه بهتر و توجه بیش تر به این منطقه مستقیماً آن را تحت نظارت حکومت مرکزی (باب عالی) قرار داد. علی رغم این که شمار یهودیانی که از سال 1881 تا 1914 کشورهای خود به ویژه روسیه و اروپای شرقی را ترک کرده بودند، به دو میلیون و 366 هزار و 941 نفر رسید، اما تنها 55 هزار نفر از آن ها یعنی 32/2 درصد توانستند به فلسطین مهاجرت کنند. اکثریت آن ها به آمریکا، اروپای غربی و آمریکای جنوبی مهاجرت نمودند. این مساله خود بر موفقیت نسبی حکومت عثمانی در جلوگیری از مهاجرت یهودیان به فلسطین تاکید دارد.

2- حکومت مرکزی به کنسولگری های خود دستور داد تا به اطلاع یهودیانی که خواهان مهاجرت به فلسطین هستند، برسانند که نمی توانند به عنوان تبعه خارجی در فلسطین اسکان یابند و باید برای اقامت در فلسطین تابعیت دولت عثمانی را کسب و به قوانین جاری در ایالت هایی که خواهان اقامت در آنها هستند، پایبند باشند.اما با وجود این سیاست حکومت عثمانی، فعالیت اسکان و شهرک سازی یهودیان در فلسطین پیشرفت قابل ملاحظه ای داشت. عوامل زیادی از جمله حمایت کنسولگری های خارجی و پرداخت رشوه به برخی کارکنان دولت عثمانی که برخی اوقات تسلیم فشارهای پیاپی طرف های خارجی می شدند، در این زمینه دخیل بودند.

3- تاسیس سازمان جهانی صهیونیسم world Zionist organization  و تشکیل اولین کنگره جهانی آن در بال سوئیس در تاریخ 27 تا 29 آگوست 1897 به ریاست تئودور هرتزل گام نخست صهیونیست ها برای اجرای توطئه های صهیونیسم برای برپایی دولتی یهودی در سرزمین فلسطین قلمداد می شود. هرتزل برای عملی شدن پروژه صهیونیسم بر تماس با دیپلمات های کشورهای جهان حریص بود وتلاش می کرد که موافقت قدرت های بزرگ جهانی به خصوص انگلستان را با این طرح خود جلب کند. با توجه به منافعی که این طرح برای استعمار صلیبی غرب داشت، هرتزل تلاش نمود تا دولت عثمانی را به فروش بخشی از فلسطین به یهودیان و دادن خودمختاری به آن ها تحت حاکمیت حکومت عثمانی و اجازه به یهودیان برای مهاجرت به فلسطین اقناع کند. همه این درخواست ها در مقابل پیشنهاد کمک مالی هنگفت و بسیار فریبنده ای صورت می گرفت و در آن حال هم دولت عثمانی به شدت به این اموال نیاز داشت، اما سلطان عبدالحمید دوم (1876 تا 1909) به شدت با این درخواست ها مخالفت کرد و در مقابل توطئه های یهودیان ایستادگی کرد و در پاسخ به این پیشنهاد هرتزل گفت: « به او نصیحت می کنم که این فکر را از ذهنش دور کند. نمی توانم حتی یک وجب از خاک فلسطین را بفروشم. چرا که ملک من نیست، بلکه از ان امت اسلام است. ملتم با جانفشانی و دادن خون های زیاد این امپراتوری را به دست آورده اند و با خون خود نیز آن را تقویت کردند و همچنان با خون خود از آن محافظت می کنیم و به احدی اجازه نمی دهیم که آن را غصب کند. یهودیان بیلیون های (پول) شان را نزد خود نگه دارد و در صورتی که امپراتوری عثمانی تجزیه شد، یهودیان بدون پرداخت چیزی فلسطین را به دست می آورند، اما این امپراتوری مگر از روی اجساد ما تجزیه شود. هرگز به هر هدف و غرضی که باشد، اجازه نخواهم دادکه سرزمین های اسلامی تکه تکه شوند.»

سیاست ها و اقدامات اشغالگران انگلیسی در فلسطین

مقامات انگلیسی چه مقامات نظامی از سال 1917 و چه مقامات سیاسی از سال 1920 و حتی قبل از کسب مشروعیت بین المللی در رابطه با اشغال فلسطین قوانین بسیار خطرناکی را تصویب و در آن اجرا کردند. این قوانین با کلیه قوانین و عرف بین المللی تضاد داشت.

این سیاست ها و قوانین عبارت بودند از:

1- بستن دفاتر ثبت اراضی د رتاریخ 18 نوامبر 1917

2- منع هر نوع خرید و فروش به خصوص در مورد اموال غیرمنقول

3- تعیین مدت سه سال برا ی اجاره زمین های کشاورزی

هدف از این بند این بود که شخص مستاجر هیچ گونه حق مالکیتی در این زمین ها پیدا نکند.

4- در اوائل اکتبر سال 1918 م. منشوری صادرشد که خطرناک ترین بند آن ماده شماره 5 بود.د ر این ماده هر  نوع حق تقدم برای اثبات مالکیت اراضی ملغی اعلام شد. بر اساس قوانین دولت عثمانی هر کسی اراضی موات و یا اراضی دیگر را احیا و اصلاح می کرد، صاحب آن می شد و می توانست آن ها را بفروشد یا رهن دهد. این زمین ها به وراث متوفی منتقل می شد. البته می بایست که شخص به مدت ده سال متوالی در این زمین ها  کشت و کار می کرد تا صاحب چنین حقوقی شود.

5- در سال 1920 هربرت ساموئل (یهودی) حاکم بریتانیایی فلسطین قانونی تحت عنوان « قانون اراضی» منتشر ساخت. این قانون سنگ زیربنای تشکیل رژیم صهیونیستی به شمار می آید. انگلستان که متعهد به تشکیل چنین رژیمی شده بود، از این قانون به عنوان ابزاری برای رسیدن به این مهم استفاده کرد.

6- در سال 1920 حکومت ساموئل با تلاش بیش تر و فعالیت گسترده تر اجرای طرح های جنبش صهیونیسم را پی گرفت. مهم ترین اعمال وی افتتاح دفاتر ثبت اراضی و واگذاری امر نظارت بر این دفاتر به یک صهیونیست به نام نورمان بنتویچ بود. در همین سال هم قانون خطرناک «مساحت» صادر شد و بنوتیچ برای مصادره زمین های فلسطینیان قورا آن را به اجرا گذاشت.

7- بستن بانک عثمانی (این تنها بانکی بود که به کشاورزان وام با بهره پایین می داد)

8- اعمال مالکیت های سنگین بر فلسطینیان. کشاورزان فلسطینی میانگین درآمدشان کم تر از هر قشری بود، بر اساس این قانون بیش ترین مالیات را پرداخت می کردند.

9- مقامات انگلیسی حاکم بر فلسطین با هدف مشروعیت بخشیدن به روند غصب زمین ها تحت لوای قانون، قوانین قبلی را کاملا تغییر دادند و قوانین جدیدی را تصویب کردند.

10- وارد آوردن خسارت های سنگین به کشاورزان از طریق واردات محصولات کشاورزی قبل از فروش محصولات کشاورزان فلسطینی، همین مساله باعث تراکم بد هی های کشاورزان و احیانا ورشکستگی آن ها می شد؛ به نحوی که حدود 75 درصد آن دیگر قادر به پرداخت مالیات نبودند. علاوه بر این گونه اقدامات ظالمانه، شمار زیادی از کشاورزان به صورت دسته جمعی زندانی و به شدن شکنجه و به پرداخت غرامت های سنگین محکوم می شدند.

11- همچنین 86 هزار خانواده پس از تخریب و به آتش کشیده شدن منازلشان توسط یهودیان و نیروهای انگلیسی آواره شدند و هزاران نفر هم در زیر چرخ خودروهای زرهی انگلیسی ها و پای اسب ها له شدند تنها گناه آن ها مخالفت با تخلیه زمین هایشان بود. شما خواننده محترم ملاحضه می فرمایید که در این انتفاضه هم چطور فلسطینیان به خاطر دفاع از سرزمین و خاک خود در همه جای فلسطین، جنین، رفح، نابلس و غزه و . .  قربانی می شدند.

12- حکومت بریتانیا در فلسطین زمین های عرب ها را به یهودیان اجاره می داد و یا برای همیشه به آن ها هبه می کرد. همچنین امتیازات زیادی به یهودیان داد و آن ها با استفاده از این امتیازات توانستند منابع اقتصادی و آبی و معدنی فلسطین را در اختیار خود بگیرند از سوی دیگر، به شرکت های نفتی آمریکا امتیاز بهره برداری از نفت به مدت 70 سال داده شد.

حکومت انگلیس کلیه درهای فلسطین را به روی انگلیسی ها و یهودیان برای چپاول این سرزمین و منابع خدادادی آن بازگذاشت.

13- نزول خوران یهودی سهم عمده ای در ورشکسته کردن کشاورزان فلسطینی داشتند. آن ها در مقابل پرداخت وام به فلسطینیان حدود 200 درصد سود می گرفتند که همین مساله باعث شد فلسطینیان قادر به پرداخت دیون خود نباشند، بنابراین یهودیان زمین های آن ها را در عوض وام های خود در مزایده ها و مناقصات خریداری می کردند و صهیونیست ها از فروش این زمین ها به عنوان حربه ای تبلیغاتی برای ترویج این ایده که فلسطینیان زمین های خود را فروخته اند، استفاده می کردند. علاوه بر آن، زمین های که مالکان بزرگ عرب به یهودیان فروختند، در کل 1 درصد فلسطین را شامل می شود. در بخش دیگر این نوشتار به این موضوع پرداخته می شود.

اداره اراضی جنایت های زیادی در حق فلسطینیان مرتکب شد و به شیوه های مختلف و با استناد به قوانین عجیب و غریبی زمین های عرب ها را مصادره می کرد. گفتنی است که اداره اراضی در سال 1920 با اداره کشاورزی، آموزشگاه کشاورزی و هیأت صهیونیستی ادغام شد.

شیوه های دستیابی یهودیان به 6/6 درصد از خاک فلسطین تا قبل از صدور قطعنامه تقسیم فلسطین

شیوه اول

یهودی ها 500 هزار دونم از زمین های فلسطینیان را با کمک مستقیم انگلستان به دست آوردند دستیابی یهودیان به این زمین ها به این صورت بود:

1- نماینده بریتانیا در فلسطین 325 هزار دونم زمین را به آژانس یهود بخشید.

2- نماینده بریتانیا در فلسطین 175 هزار دونم زمین را به قیمت ناچیزی به آژانس یهود اجاره داد.

شیوه دوم:

یهودیان 625 هزار دونم را از فئودال های لبنانی و سوری خریداری کردند. این فئودال ها زمانی که فلسطین، سوریه، لبنان و اردن جزو بلاد شام یا سوریه بزرگ و تحت حاکمیت عثمانی بودند، این زمین ها را خریدند، وقتی امپراتوری عثمانی شکست خورد و متفقین شام را اشغال کردند، این سرزمین به چهار کشور یا مستعمره تقسیم شد. سپس سوریه و لبنان به اشغال فرانسه و شرق اردن نیز به اشغال انگلستان درآمدند و فلسطین هم بنا به توطئه از قبل طراحی شده به قیومیت انگلستان در آمد تا مقدمه ای برای ایجاد وطنی ملی برای یهودیان باشد. اینچنین پس از تقسیم شام مالکان سوری و لبنانی خود در کشوری زندگی می کردند و املاک و مستغلاتشان در کشور دیگری قرار داشت. بیش تر آن ها فرصت را غنیمت شمرده زمین های خود در فلسطین را به یهودیان فروختند. یهودیان در مقابل خرید این زمین ها مبالغ نجومی به صاحبان آن ها پرداخت کردند و آنان نیز با پول حاصل از فروش زمین هایشان در بیروت و دمشق و دیگر مناطق کاخ ها و ساختمانهای مجلل ساختند. در ذیل به مقدار این زمین ها و اسامی خانواده هایی که آن ها را فروختند اشاره می شود:

1- خانواده لبنانی سرسق – میشل سرسق و برادرانش – مساحت 400 هزار دونم زمین در دشت مرج ابن عامر از حاصلخیزترین مناطق فلسطین را به یهودیان فروختند. 2546 خانواده فلسطینی در این منطقه زندگی می کردند که همگی آواره شدند و مهاجران یهود از اروپا و دیگر کشورها در ان اسکان داده شدند.

2- خانواده لبنانی سلام 165 هزار دونم زمین خود در فلسطین را یهودیان فروختند. دولت عثمانی امتیاز احیای این زمین ها در اطراف دریاچه الحواله را به این خانواده داده و قرار بود که خانواده سلام پس از اصلاح و احیای این زمین ها در قبال دریافت مبالغ ناچیزی، آنها را به کشاورزان فلسطینی بفروشد، اما این خانواده با نقض این تعهد خود این زمین ها را به یهودیان فروختند.

3- خانواده های بیهم و سرسق (محمد بیهم و میچل سرسق) بخش دیگری از زمین های خود در منطقه الحوله را به یهودیان فروختند. دولت عثمانی امتیاز احیای این زمین ها را به این خانواده ها داده بود تا پس از اصلاح در مقابل دریافت مبالغی به کشاورزان فلسطینی بفروشند، اما آن ها نیز بر خلاف تعهد خود عمل کردند و این زمین ها را به یهودیان فروختند.

4- آنتوان تیان و برادرش میچل تیان 5350 دونم زمین کشاورزی خود را در منطقه الحوارث به یهودیان فروختند. یهودیان پس از خرید این زمین ها همه اراضی این منطقه را که بیش از 32 هزار دونم مساحت داشت، مصادره کرده و با کمک نیروهای انگلیسی خانواده های فلسطینی ساکن الحوارث را آواره ساختند. انگلیسی ها مدعی بودند که این خانواده ها اسناد مربوط به املاک خود را که از صدها سال قبل در آن ها کشت می کردند، ارائه نداده اند.

5- آل قبانی (ساکن لبنان) مساحت 4 هزار دونم ملک خود در منطقه قبانی فلسطین را به یهودیان فروختند. یهودیان پس از خرید این زمین ها، همه اراضی این منطقه را مصادره نمودند.

6- آل صبخ و آل توینی ( ساکن بیروت) روستا های الهریج، دارالبیضاء، الانشراح و نهاریا را به یهودیان فروختند.

7- خانواده های قوتلی و جزایری و آل مردینی (ساکن سوریه) بخش بزرگی از زمین های خود در صفد را به یهودیان فروختند.

8- آل یوسف (ساکن سوریه) بخش بزرگی از زمین های خود را به شرکت  The palestinian Land Development Company فروخت.

9- خیرالدین الاحدب، وصفی قدوره، جوزف خدیج، میچل سرجی، مراد دانا، الیاس الحاج (همه این مالکان لبنانی بودند) مساحت های گسترده ای از زمین های خود در فلسطین را که در مجاورت لبنان قرار داشت، به یهودیان فروختند.

شیوه سوم:

علی رغم شرایط و وضعیت ملت فلسطین و قوانین ظالمانه ای که نماینده انگلستان در فلسطین وضع کرد و بیش تر آن ها به نفع یهودیان بود، اما مجموع زمین هایی که توسط فلسطینیان فروخته شد، 361400 دونم بود. هر کس زمین خود را به یهودیان می فروخت خائن محسوب می شد و بیش تر آنها به دست خود فلسطینیان از پای در آمدند.

روزنامه های آن زمان اخباری را درباره اعدام کسانی که زمین های خود را می فروختند و برای فروش زمین به یهوودیان دلالی می کردند، منتشر کردند در اینجا خبری را که در آن زمان در شماره 28 و 29 ژوئیه (1937) روزنامه الاهرام منتشر شد، ذکر می کنیم:« یک نفر دیشب در هنگام بازگشت به منزلش هدف گلوله قرار گرفت و ترورشد. این شخص به دلالی برای فروش زمين به يهوديان مشهور بود و رياست برخي محافل فراماسونري را كه عقيده و افكار صهويونست ها را ترويج مي كنند، بر عهده داشت. گفته شده كه علت اصلي ترور اين شخص دست داشتن او در انتقال مالكيت مساحات گسترده اي از حاصلخيزترين زمين هاي فلسطين به يهوديان بوده است. مسلمانان، مسجد حسن بيگ در منطقه المنشيه را براي جلوگيري از به جاي آوردن نماز ميت بر روي جنازه اين شخص بستند و جز برخي فراماسون ها و تعدادي از خويشاوندانش كسي در مراسم تشييع جنازه او حضور نيافت. حتي خيلي از نزديكان و اقوامش هم از شركت در اين مراسم خودداري كردند. خانواده اش با توجه به مخالفت مردم با دفن او در قبرستان مسلمانان جنازه اش را به روستايي در قلقيليا (زادگاهش) انتقال دادند. آنجا هم مردم با دفن این شخص در قبرستان مسلمانان جلوگیری کردند. گفته می شود که او به خاطر این که با یک دختر یهودی ازدواج کرده بود، در یک شهر یهودی نشین به نام «بنیامینا» دفن شده است که قبرش در نیمه شب نبش شده و جنازه اش در فاصله 20 متری رها شده است.»

اینچنین یهودیان مساحت 000/708/1 دونم یعنی 6/6 درصد فلسطین و به عبارتی دیگر 6/19 درصد زمین های کشاورزی فلسطین را از این طریق غصب کردند.

مساحت زمین هایی که یهودیان تا قبل از سال 1947 در اختیار داشتند:

چگونگی دستیابی به این زمین ها

درصد این زمین ها نسبت به مساحت اجمالی فلسطین

مساحت زمین ها به دونم

در دوران دولت عثمانی و آغاز حکومت نظامی انگلستان بر فلسطین

55/1 درصد

420000

نماینده انگلستان به یهودیان اجراه داد

64/0 درصد

175000

حکومت نظامی بریتانیا به یهودیان واگذار کرد

20/1درصد

325000

از مالکان بزرگ  غیر فلسطینی خریداری شده است

31/2 درصد

625000

از مالکان بزرگ فلسطینی خریده شده اند

96/0درصد

261400

مجموع این زمین ها

66/6درصد

1806400

منبع:د. هند امین البدیری، اراضی فلسطین، انتشارات اتحادیه عرب،1981

بنا به مطالب مذکور 6/6 درصد از مساحت فلسطین به عبارتی دیگر 1807400 دونم تا سال 1947 به شیوه های مختلف به دست یهودیان افتاد. همچنان که برخی فکر می کنند، یهودیان با خرید این زمین ها از فلسطینیان، آن ها را به دست نیاورده اند. بلکه یهودیان بیش تز این اراضی را از طریق رابطه دوستی پنهانی بافراماسون های ترک و حکومت بریتانیا و خرید از خانواده های مسیحی سوری و لبنانی به دست آورده اند و تنها 261400 دونم از آن ه را در طول سی سال اوضاع نابسامان اقتصادی و فشارها و اغواگری یهودیان از فلسطینیان خریده اند ديديم كه چطور يك خانواده لبناني در آن واحد 400000 هزار دونم را به يهوديان فروخت. اين رقم خيلي بيشتر از مجموع زمين هايي است كه خود فلسطينيان در طول سي سال به يهوديان فروختند. اين فلسطينيان هم تعداد اندكي بودند كه به سزاي اين كار و خيانت خود رسيدند.

هيچ جامعه اي حتي د ر زمان نبي اكرم (ص) هم از وجود افراد ضعيف النفس و منافق خالي نبوده و نيست و انصاف نيست كه ما ملت فلسطين را مسئول جنايت و خيانت عده اي اندك بدانيم به ويژه اين كه اين ملت، آن ها را به سزاي اين خيانت خود رساند.

فداكاري ها و ايثارگري ها و مبارزات قهرمانانه ملت فلسطين پس از بيش از نيم قرن اشغال سرزمينش و پافشاري اين ملت بر ادامه مقاومت و جهاد و شهادت علي رغم دسيسه ها و توطئه هاي بي حد و حصر ديگران بهترين دليل بر محافظت فلسطينيان از سرزمين مادري خود و كوتاهي نكردن آن ها در اين خصوص است.

چگونگي تصاحب بقيه سرزمين فلسطين

همچنان كه قبلا اشاره شد صهيونيست ها تا قبل از سال 1947م. تنها توانستند 6/6 از خاك فلسطين را از طريق مختلف به دست آورند، اما بقيه سرزمين فلسطين طي جنگ هاي خانمانسوزي به اشغال صهيونيست ها درآمد. اولين جنگ تمام عيار صهيونيست ها با پشتيباني كشورهاي غربي در سال 1948 ميلادي روي داد. صهيونيست ها در اين جنگ 78 درصد از خاك سرزمين تاريخي فلسطين (مساحت كل فلسطين: 27 هزار كيلومتر مربع) را به اشتغال خود درآوردند. در اين جنگ نابرابر بيش از 1200000 فلسطيني آواره و 531 شهر، روستا و شهرك به طور كامل با خاك يكسان شدند. همچنين در اين جنگ قتل عام هاي زيادي از جمله دير ياسين عليه فلسطينيان صورت گرفت و طي آن ها هزاران فلسطيني به خاك و خون كشيده شدند.

از سوي ديگر، صدها مسجد تخريب شده و به مراكز عيش و نوش، قمارخانه و فساد تبديل شدند. در اين جنگ تنها 28 درصد فلسطين از جمله قدس شرقي، كرانه باختري و نوار غزه از اشغال صهيونيست ها در امان ماند كه اين مناطق هم در جنگ شش روزه 1967م. ميان رژيم صهيونيستي و كشورهاي عربي به اشغال اين رژيم درآمد. همچنان كه خواننده گرامي ملاحظه مي فرمايند، اين گونه صهيونيست ها با زور سلاح و حمايت كشورهاي غربي به خصوص امريكا و انگليس بر كل فلسطين سلطه يافتند و فروش فلسطين به يهوديان شايعه اي بيش نيست و صهيونيست ها از طريق ترويج چنين شايعاتي درصدد گمراه ساختن افكار عمومي جهانيان نسبت به وقايع تاريخي سرزمين فلسطين هستند.

نتيجه گيري و چند نكته مهم:

1- فراخوان صهيونيسم براي مهاجرت يهوديان به فلسطين در آغاز و از قرن نوزدهم بر شعار معروف ‹ سرزميني بدون ملت براي ملتي بدن سرزمين» متمركز بود. صهيونيسم مدعي بود كه ملتي در فلسطين وجود ندارد و يهوديان كه سرزميني ندارند، حق دارند مالك فلسطين شوند. اما آن ها از همان آغاز اسكان خود در فلسطين، آن را سرزميني آباد ديدند كه ملتي زحمتكش و ريشه دار در آن زندگي مي كند.

2- مقاومت عليه اسكان يهوديان در فلسطين از زمان شروع اجراي اين توطئه شوم آغاز شد و از همان مراحل آغازين اجراي اين طرح صهيونيسم در دوران دولت عثماني، درگيري هايي ميان كشاورزان فلسطيني و شهرك نشينان يهودي در سال 1886 روي داد.

3- سلطان عبدالحميد و ديگر مقامات امپراتوري عثماني دستورات لازم را براي مقابله با اسكان و مهاجرت يهوديان به فلسطين صادر كردند، اما فساد رايج در دستگاه هاي اداري دولت عثماني مانع اجراي اين دستورات شد و يهوديان با پرداخت رشوه توانستند زمين هاي زيادي را بخرند. همچنين فروپاشي حكومت سلطان عبدالحميد در سال 1909 و سركار آمدن حزب اتحاد و ترقي و نفوذ يك يهودي سرشناس در اين حزب روند تملك زمين توسط يهوديان و مهاجرت آن ها به فلسطين را تسريع بخشيد. همزمان با ژايان عمر دولت عثماني در سال 1918م. يهوديان حدود 420 هزار دونم از سرزمين فلسطين را در اختيار داشتند. يهوديان اين مقدار زمين را از فئودال هاي سوري و لبناني خريده بودند.

4-وقتی فلسطین به قیومیت بریتانیا(1917 تا 1948) در آمد،روشن بود که قیومیت انگلستان بر این سرزمین با هدف اجرای پروژه ی صهیونیسم و ایجاد وطن ملی برای یهودیان در فلسطین بوده است.حکومت نظامی انگلستان در فلسطین هم از کلیه اختیارات خود و قوه قهریه برای ایجاد این واقعیت استفاده کرد.

5-فلسطینیان بخصوص در دهه سی قرن بیستم تلاش های گسترده ای را برای مقابله با فروش زمین آغاز کردند و شورای عالی اسلامی به رهبری حاج امین الحسینی و علمای فلسطین نقش اصلی در این زمینه داشتند.

6-جنبش ملی فلسطین با امکانات و ابزارهای سیاسی،رسانه ای و فرهنگی که در اختیار خود داشت به مقابله با اسکان یهودیان در فلسطین برخاست و قیام های زیادی را براه انداخت و بارها با اشغالگران انگلیسی و یهودی درگیر شد.مقدار زمین هایی که یهودیان در دوران قیومیت انگلستان بر فلسطین با حمایت ابرقدرت های جهان و سرمایه داران بزرگ یهودی و حمایت گسترده نیروهای انگلیسی به دست آوردند1387000 دونم یعنی حدود 1/5 درصد از کل فلسطین بود.

7-در واقع یهودیان این زمین ها را از فلسطینیان نخریدند و حقایق موجود موید این مدعاست .بنا بر آمار موجود بیشتر این زمین ها که دولتی بودند،توسط حاکم نظامی انگلیس در فلسطین و یا بوسیله فئودال های بزرگ لبنانی و سوری به یهودیان واگذار شده است.این مالکان از ورود به زمین های خود برای کشت در آن ها منع می شدند.

8-اما مجموع زمین هایی که عرب های فلسطین در دوران قیومیت انگلستان بر فلسطین به یهودیان فروختند،حدود 261400 دونم بود.یهودیان به دنبال شرایط سختی که حکومت استعمارگر انگلیس برای کشاورزان فلسطینی از جمله لغو مالکیت عرب ها بر زمینهای کشاورزی ایجاد کرده بود این زمین ها را خریدند.همچنان که گفته شد حکومت نظامی بریتانیا در فلسطین با تصویب قانون اراضی این حق را به حاکم یهودی خود داد تا مالکیت برخی کشاورزان بر زمین هایشان را لغو کند.همچنین برخی فلسطینیان ضعیف النفس گول مبالغ هنگفت یهودیان را خوردند و زمین های خود را به آنها فروختند ،اما این عده خیلی کم و انگشت شمار بودند و ملت فلسطین آنها را در جریان انقلاب بزرگ عربی در سال های 1936 تا 2939 مجازات کرد.در جریان انقلاب بیشتر این افراد ترور شدند.

با این وجود مقدار زمین هایی که یهودیان تا قبل از سال 1947 از فلسطینیان خریداری کردند ، تنها یک در صد (حدود 261400 دونم) سرزمین فلسطین را تشکیل می دهد و این مقدار زمین هم در شرایط بد اقتصادی و در طول هفتاد سال از زمان آغاز شهرک سازی و مهاجرت سازمان یافته یهودیان به فلسطین فروخته شده است.این در واقع نشانگر میزان مشکلاتی است که یهودیان در اجرای طرح خود در فلسطین متحمل شدند.همچنین بیانگر پایبندی مثال زدنی فلسطینیان به سرزمین و وطن خود است.

9-فاجعه اصلی به علت فروش چند هکتار زمین توسط چند فلسطینی نبوده است،بلکه علت آن شکست ارتش های عرب در جنگ 1948 و به دنبال آن تاسیس ژیم منحوس صهیونیستی در 78درصد از خاک فلسطین می باشد.صهیونیست ها با زور اسلحه صاحبان اصلی فلسطین را آواره ساختند و زمین های آنها را مصادره کردند،سپس در جریان جنگ سال 1967 با ارتش های عرب بقیه سرزمین فلسطین را نیز اشغال و پس ازآواره کردن فلسطینیان زمین های آنها را مصادره کردند.فلسطینیان هم اکنون نیز به کسانی که زمین های خود را فروختند و یا برای فروش زمین های دیگران دلالی کردند به دیده حقارت می نگرند و حکم اعدام و ترور کلیه کسانی را که در این قضیه دست داشتند دنبال می کنند.دلاورمردان انقلاب فلسطین تا کنون خیلی از این افراد را علی رغم حمایت نیروهای صهیونیستی از آنها کشته اند.