تا کی قرار است رهبر هزینه ی «به ظاهر انقلابیون» شود؟

قبلا از این هم رهبر انقلاب فرموده بودند که راضی نیستند عده ای به بهانه مخالفت با مواضع مسئولین نظام اسلامی دست به کارهای غیر قانونی بزنند. بارها فرموده اند که راضی نیستند عده ای به بهانه انقلابی گری با سردادن شعارهای غیر قانونی، سخنرانی و یا برنامه حضور مسئولین قانونی کشور را در مراسم های مختلف به هم بزنند.

جریان به هم خوردن سخنرانی سیدحسن خمینی در حرم حضرت امام(ره)، به هم خوردن سخنرانی علی لاریجانی در حرم حضرت معصومه(س) و حالا هم شعار علیه رئیس جمهور قانونی کشور و مقایسه وی با بنی صدر از جمله مواردی هستند که متاسفانه معدودی از «به ظاهر انقلابیون»، با انتخاب شیوه ناصحیح برای ابراز انتقاد و اعتراض خود نسبت به مواضع دولتمردان باعث به هم خوردن آرامش کشور، شادی دشمنان و مدیون شدن دلسوزان واقعی انقلاب اسلامی در کل کشور شده اند و زبان ضدانقلاب را بر روی انقلابیون دراز کرده اند.

اینکه امروز رهبر انقلاب در خطبه های نماز عید سعید فطر مجبور شوند بار دیگر در مقابل دوست و دشمن استراتژی «آتش به اختیار» را توضیح دهند و به همه بفهمانند که منظورشان هرج و مرج نبوده است ناشی از بی فکری و بدسلیقگی بعضی از همین دسته است که راه را اشتباه می روند و این تندروی و بدسلیقگی دشمن شاد کن آنها باعث می شود بزرگِ انقلابیون هزینه اش را بپردازد تا دامن انقلاب را بار دیگر از شائبه حمایت از رفتارهای ضدقانون پاک کند.

تا کی قرار است این افراد با رفتارهای نازیبا باعث شوند رهبر انقلاب هزینه بپردازند؟ انقلابی واقعی کسی است که همواره باری از دوش انقلاب بردارد نه اینکه با رفتار غیرعاقلانه اش سربار انقلاب شود. هر چند همه می دانند که انقلابی بودن شاخص هایی دارد که رفتار ضدقانون و دشمن شاد کن به هیچ وجه شامل آن نمی شود.

با این که این افراد را حقیقتا نمی توان انقلابی نامید ولی اتفاقا سریع ترین مواضع در مخالفت با چنین رفتارهای زشت و خلاف قانون را باید خود انقلابیون بگیرند تا همه بدانند که جبهه انقلاب موافق بی قانونی نیست بلکه از آن بیزار است.

البته درست است که با این رفتارهای به ظاهر انقلابیون مخالفیم اما این ها نمی تواند بهانه ای باشد که رفتار غلط مسئولین در مسائل مختلف هم فراموش شود. قبول که تندروی این افراد دشمنان را شاد می کند اما شادی بسیار بالاتر دشمن وقتی است که برخی از مسئولین رده بالای نظام  حرف هایی زده و مواضعی می گیرند که به اصل انقلاب اسلامی خدشه وارد می شود. همان حرف هایی که بی بی سی و آمدنیوز را خوشحال و خوشحال تر میکند.

تاراج بیت المال با حقوق های نجومی!

مردم ناراحتند، حق هم دارند چرا که عده ای از مدیران و مسئولان از اعتماد آنها سوء استفاده کرده اند. دیگر نوبت قوای سه گانه است که کاری بکنند، چرا که رهبر انقلاب این حقوق ها را «نامشروع»، «گناه» و «خیانت به آرمان های انقلاب اسلامی» نامیدند.

 

نوبت آن است که مجلس و نمایندگانش قوانین را اصلاح کنند تا دیگر هیچ مدیری نتواند طبق ضوابط ! ماهانه صد میلیون تومان حقوق بگیرد. نوبت دولت و مجریانش است تا قانون را اجرا کنند و «همه» مدیران و افراد متخلف را «واقعا» عزل و از همه سمت ها برکنار کنند. و نوبت قوه قضائیه است تا مجرمان را «واقعا» مجازات کند تا درس عبرتی برای دیگران شود.

اگر این سه قوه این کارها را کردند که کردند و اما اگر در این مسئله هم فقط به مانورهای تبلیغاتی و واکنش های موقتی اکتفا نموده و کار خاصی نکردند دیگر نباید توقع داشته باشند که توده های مردم همچون گذشته پشت این نظام و حاکمیت اسلامی بایستند چرا که طبق فرموده رهبر انقلاب:« اگر چنانچه این قضیّه [برخورد با متخلفان و مجرمان] اتّفاق نیفتد و دنبال‌گیری نشود، اعتماد مردم به نظام کاسته میشود که این فاجعه‌ی بزرگی خواهد بود» و این یک واقعیت است.

آخر کلام اینکه امروز به نوعی آبروی حکومت اسلامی در گرو برخورد قاطع با عاملان این دریافت های نجومی است و عدم برخورد قاطع، مردم عادی که هیچ، حتی دلسردی و سرخوردگی شدید نیروهای انقلابی را نیز به دنبال خواهد داشت.

«مدافعان حرم» یا «مدافعان اسد»؟! مسئله این است؟

بی بی سی عصبانی است! بی بی سی نگران و دستپاچه شده و آن وقت هایی که بی بی سی خشمگین می شود معنی اش این است که نظام استکباری غرب بیش از او عصبانی است. بی بی سی به شدت از «مدافعان حرم» عصبانی است؛ اما دلیل این عصبانیت چیست؟ شاید بهتر باشد خیلی کوتاه به تعریف «مدافعان حرم» بپردازیم. «مدافعان حرم» لغتی است که از حدود چهار سال پیش ابداء شده و به کسانی اطلاق می شود که به صورت داوطلبانه برای دفاع از حریم و حرم حضرت زینب(س) و بقیه ائمه اطهار (علیهم السلام) در مقابل حمله نیروهای داعش و تکفیری ها، به عراق و سوریه رفته و می جنگند.

لغت «مدافعان حرم» پس از ابداء کاملا اتفاقی، کم کم به یک فرهنگ تبدیل شد و بار دینی و انقلابی بسیار عمیق و تاثیرگذاری در جامعه به خود گرفت. با این که دفاع از حرم به گفته خود «مدافعان حرم» در امتداد هشت سال دفاع مقدس است اما فرهنگ دفاع از حرم در طول این چهار سال ویژگی هایی به خود گرفته که تحمل آن برای بی بی سی و اربابانش سخت از تحمل فرهنگ دفاع مقدس شده است. برخی از این ویژگی ها از این قرارند:

1-     وقتی «مدافعان حرم» جان خود – یعنی عزیزترین سرمایه خود- را فدای دفاع از حرم نوادگان پیامبر اسلام (ص)  می کنند، این بدان معناست که اسلام همچنان بعد از سالها تهاجم فرهنگی و سیاسی بی بی سی و علیرغم میل اربابان بی بی سی هنوز در دل ایرانیان کاملا زنده است و فراموش و حتی کمرنگ هم نشده است.

2-     در بین شهدای مدافع حرم تعداد جوان ها بیش از دیگران است و حتی جوان بیست ساله هم در بین آنها دیده می شود و این یعنی جوانانی که روزهای پیروزی انقلاب اسلامی و حتی دفاع مقدس را ندیده اند همچون شهدای هشت سال دفاع مقدس جان خود را فدای اسلام و انقلاب اسلامی کنند و این یعنی اثبات پایبندی نسل جدید ایران به ارزشهای انقلاب سال 57 تا پای جان.

3-     دفاع از حرم اهل بیت (علیهم السلام) هم اکنون در ایران صورت نمی گیرد بلکه توسط ایرانی ها در کشورهای دیگر انجام می شود و این یعنی مرزهای اعتقادی جمهوری اسلامی علنا و کاملا به صدها کیلومتر خارج از مرزهای جغرافیایی اش انتقال داده شده است و تمام مدافعان ایرانی حرم نیز این طرز فکر را پذیرفته اند و به همین دلیل داوطلبانه پا در این میدان دشوار نبرد نهاده اند.

4-     در میدان جنگ دفاع از حرم اهل بیت (علیهم السلام) به جز نیروهای ایرانی چند گروه دیگر هم حضور دارند همچون تیپ فاطمیون داوطلبان افغانی، تیپ حیدریون داوطلبان عراقی، تیپ زینبیون داوطلبان پاکستانی و نیروهای حزب الله لبنان که همگی «داوطلبانه» تحت فرماندهی نیروهای ایرانی برای دفاع از حرم اهل بیت(علیهم السلام) با تکفیریهای صهیونیستی سعودی می جنگند و این یعنی صدور تفکر انقلاب اسلامی به خارج از مرزهای ایران و ملت های دیگر.

5-     «مدافعان حرم» چه ایرانی و چه از ملیت های دیگر در صحبت ها و وصیت نامه هایشان پس از ذکر اهمیت دفاع از حریم اهل بیت، ایران را مرکز جبهه مقاومت دانسته و اظهار می کنند که برای دفاع از حرم اهل بیت و دفاع از جبهه مقاومت اسلامی در حال جنگ هستند و این دلیل دیگری است بر صدور تفکر انقلاب اسلامی.

موضوع صدرو تفکر انقلاب اسلامی با توجه به موارد فوق الذکر و بسیاری دلایل دیگر بی بی سی را به وحشت انداخت و اتاق فکر بنگاه دروغ پراکنی را به تکاپو واداشت تا واکنشی از خود نشان دهد تا سرعت گسترش فرهنگ «مدافعان حرم» را کُند نماید. مدتی بر کوس  تکراری «چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است» نواخت تا هزینه های مادی و جانی دفاع از حرم را زائد و غیرعاقلانه جلوه دهد ولی نیرنگش کارگر نشد. مدتی هم قصد کرد جانفشانی های «مدافعان حرم» را در ازای حقوق های میلیونی توجیه کند که این حیله هم نگرفت و مخاطبانش قانع نشدند. بی بی سی به اتاق فکرش بازگشت تا چاره ای بیندیشد و حیله ای جدید سوار کند. بنگاه دروغ پراکنی روباه پیر این بار به این نتیجه رسید که باید لغتی از خود بسازد تا بار فرهنگی و انقلابی و جریان ساز کلیدواژه «مدافعان حرم» را خنثی و ساقط کند. چون می دانست که با افتادن عبارت«مدافعان حرم» بر سر زبان ها بود که تفکر اسلام انقلابی باردیگر در اذهان جوانه زد و هزاران شکوفه داد. پس سعی کرد با کلمه ها به جنگ این دو کلمه برود. اختراع جدید اتاق فکر بی بی سی این عبارت بود: «مدافعان اسد»!

قصد سازندگان «مدافعان اسد» این بود که فداکاری های شهدا و رزمندگان مدافع حرم را در حد دفاع از یک شخص و یک حاکم سیاسی تنزل دهند تا موضوع دفاع از حرم را از بعد معنوی به بعد مادی فرو بنشانند و نهایتا این سوال را در اذهان مطرح کنند که« آیا دفاع از یک شخص همچون بشار اسد ارزش این همه هزینه و دشمن تراشی و خون ریزی و جان دادن را برای ایرانیان دارد؟»

لغت جعلی «مدافعان اسد» در ابتدا به مذاق اربابان بی بی سی و بعضی از گمراهان در داخل ایران شیرین آمد و در فضای مجازی و حقیق پیوسته از آن دم زدند و جوسازی کردند اما طولی نکشید که جریان نشر دهنده لغت جعلی «مدافعان اسد» در مقابل این سوال فراگیر اذهان عمومی عاجز ماند که «چه کسی حاضر است به خاطر دریافت پول و یا صرفا دفاع از یک شخصیت سیاسی بیگانه جان خود را به خطر اندازد و لبه تیز چاقوی داعش را روی گردن خود حس کند؟» هر چند امروز بودن بشار اسد در مسند قدرت سوریه مساوی است با نبودن اسرائیل و نا امنی برای رژیم صهیونیستی چرا که وی همچون پدرش سالهاست در حال جنگ و مقابله با صهیونیسم و اسرائیل است، اما واضح است که هیچگاه بودن و ماندن شخص بشار اسد برای مدافعان حرم، هدف نبوده بلکه هدف نظام جمهوری اسلامی و مدافعان حرم دفاع از حرم اهل بیت و دفاع از «تفکر» ضد صهیونیستی در سوریه است که اتفاقا ماندن بشار اسد وسیله ای است برای تحقق این هدف.

سازندگان لغت جعلی «مدافعان اسد» برای این دروغ خود در بین مخاطبانشان مشتری چندانی نیافتند و باز هم روسیاه شدند. واقعا چه کسی حاضر است در راه دریافت پول و یا حمایت از حاکم یک کشور بیگانه بدنش توسط تکفیری ها تکه تکه شود؟

اما برگردیم به سوالی که در تیتر این یادداشت مطرح شد، ««مدافعان حرم» یا «مدافعان اسد»؟!مسئله این است؟» در جواب باید گفت مسئله برای بی بی سی و حامیانش این نیست بلکه مسئله این است که آنها از صدور بیش از پیش تفکر انقلاب اسلامی در منطقه غرب آسیا و دیگر نقاط جهان به وحشت افتاده اند و این دست و پا زدن ها و لغت سازی ها نتیجه همین ترس و وحشت است.

«نگهبانِ» امين

تاريخ بشريت ثابت كرده است كه دستاوردهاي ارزشمند كه به سختي به دست مي آيند، همواره در معرض خطر بدخواهان و مخالفان بوده اند به ويژه اگر اين دستاوردها مبناي الهي و معنوي داشته باشند. پس از چند كتب آسماني كه توسط مخالفان انسانيت، آزادگي و خداجويي تحريف شد، خداوند در مورد صيانت از آخرين كتاب آسماني اين عبارت را بيان مي كند:«إنا نحن نزلنا الذكر وإنا له لحافظون»

قانون اساسي جمهوري اسلامي نيز كه به قيمت خون هزاران شهيد و جانباز و اسير و مجاهد به دست آمده است يك دستاورد الهي است كه ضامن اسلاميت نظام و و آزادگي و استادگي ملت ايران در مقابل ظلم و وابستگي است و همواره زيربناي حركت هاي انقلابي ملت ايران بوده است.واضح است كه چنين سندي همواره در معرض بدخواهي و كينه و تحريف از سوي دشمنان خارجي انقلاب و بدخواهان داخلي قرار گيرد. اينجاست كه به حكم عقل بايد نگهباناني امين كه هم بر علم «فقه» و هم بر علم «حقوق» مسلط باشند به حراست و حفاظت و نگهباني از اين امانت پرداخته و در مقابل تفسيرهاي به راي كه از سوي منافقان و خودخواهان صورت مي گيرد بايستند.

در طول سي و چند سالي كه از عمر اين انقلاب مي گذرد همواره قصد دشمن اين بوده است كه اشخاصي را كه نسبتا مورد علاقه و تاييد خود بوده اند در مسندهاي اصلي كشور همچون مجلس شوراي اسلامي و رياست جمهوري بنشاند و در اين مسير بزرگترين مرجع قانوني كه دشمن خارجي و داخلي آن را سد راه خود مي بيند، شوراي نگهبان است لذا هميشه نوك تيز پيكان حملات خود را به سوي اين نهاد انقلابي گرفته است. روز گذشته بود كه مقامات آمريكايي بازهم  به شدت به شوراي نگهبان به دليل عدم احراز صلاحيت تعدادي از كانديداها حمله ور شدند و عصبانيت خود را اينگونه ابراز كردند. همين موضوع مي تواند نشانه حقانيت اين نهاد باشد چرا كه امام (ره) فرمودند:«هرگاه ديديد دشمن از كار شما عصباني و ناراحت است بدانيد كه درست عمل كرده ايد.»

حتي در زندگي عادي و اجتماعي نيز هميشه كساني در موقعيت ها و مكان هاي محتلف به وجود «نگهبان» اعتراض مي كنند كه قصد و نيت سوء ، نسبت به امانتي كه از سوي نگهبان از آن حفاظت مي شود دارند. در اين مورد نيز همين گونه است و كانديداها و جريان هايي نسبت به اِعمال نظر شوراي نگهبان مخالفت مي ورزند كه وضعيت كنوني و رفتارهاي گذشته آنان در راستاي قانون اساسي نبوده است و شرايط قانوني براي تصدي پست و مسئوليت ندارند.

بايد توجه كرد كه امروز وظيفه تمام دلسوزان انقلاب طبق فرموده امام راحل (ره) و مقام معظم رهبري دفاع و پاسداري از حيثيت اين نهاد انقلابي است تا توطئه و سم پاشي رسانه اي دشمنان انقلاب بي اثر شود.   

  

مسئولین بی چارچوب!

 اختلاف همیشه هست. بعید می دانم دو سیاستمدار در جهان وجود داشته باشند که نظراتشان کاملا یکسان باشد. وقتی دو یا چند مسئول و یا سیاستمدار در کشور با هم اختلاف داشته باشند، اتفاقات زیادی ممکن است بیفتد که یک نوع از این اتفاقات، همان رویداد یکشنبه دوهفته پیش در مجلس شورای اسلامی است. اتفاقی که از نظر رهبر معظم انقلاب اتفاق ناراحت کننده ای بود. معمولا در کشورهای پیشرفته جهان تنها به یک دلیل هیچگاه چنین اختلافاتی با این فضاحت بین مردم و رسانه ها کشیده نمی شود و آن یک دلیل هم این است: حفظ «منافع ملی». در کشورهای سلطه گر جهان که همیشه سیاستمداران آنان مسیری را طی می کنند که استراتژیست هایشان مشخص کرده اند هیچ چیز مهم تر از منافع ملی نمی تواند باشد و تمام احساسات، افشاگری ها، عصبانیت ها، اشک ریختن ها، خندیدن ها، مسافرت ها، سخنرانی ها و همه و همه در زمانی و با کیفیتی اتفاق می افتد که شاخص های منافع ملی آنها را مشخص و تایید می کنند. در این کشورها حتی اگر دو سیاستمدار کاملا هم رقیب و مخالف هم باشند هرگز در جهت انتقام گیری از هم از چارچوب منافع ملی خارج نمی شوند. یکی از نمونه های آن پیام تبریک سارکوزی شکست خورده برای اولاند در انتخابات اخیر ریاست جمهوری فرانسه بود.

اما برای مسئولین و سیاستمداران ما که صدای دینداری آنها کم مانده بلندگوهای ساختمان هیات دولت و صحن علنی مجلس را پاره کند به جز منافع ملی یک چارچوب بازدارنده قوی تر هم وجود دارد که علاوه بر منافع ملی، «منافع انسانی» را هم در خود جای داده است و آن مفهوم بلندی است که رهبر انقلاب آن را در بیانات خود در دیدار با مردم آذربایجان سه بار با حسرت تکرار کردند:«تقوا، تقوا، تقوا...»

منافع ملی واژه ای است که شاید بیشتر گویای رفتار و تصمیم های سیاستمداران غربی باشد چرا که آنان در راه تحصیل منافع ملی خود، منافع انسانی ملتهای دیگر را به راحتی زیر پا می گذارند اما تقوا مفهومی است که تمسک به آن منافع انسانی ، بشردوستانه و خداپسندانه را نیز تضمین می کند.

وقتی مسئولین کشورهای غربی که ما آنها را بی دین و بی اخلاق می دانیم گفتار و رفتارشان از چارچوب منافع ملی خارج نمی شود، آیا این انتظار زیادی است که ما از مسئولین دیندار! خود بخواهیم در این شرایط سخت معیشتی مردم، اگر تقوا را رعایت نمی کنند حداقل منافع ملی را رعایت کنند؟ چرا باید دولت و مجلس کار را به جایی برسانند که رهبر انقلاب مجبور شوند آنها را در مقابل دیدگان صدها میلیون نفر که بسیاری از آنها نامحرم به انقلاب هستند اینگونه «نصیحت» کنند؟ «تقوا، تقوا، تقوا...»   

حرکت در خلاف مسیر

دوسال پایانی جنگ جهانی دوم بود. پس از اینکه نیروهای هیتلر از تصرف استالینگراد، مرکز صنعتی و ارتباطی شوروی، بازماندند کم کم آثار شکست در جبهه هیتلری نمایان شد. پس از آن پیشروی های ارتش سرخ شوروی شدت گرفت و به سوی آلمان پیشروی کرد.به طوری که در ماههای پایانی جنگ، شوروی اولین کشوری بود که نیروهایش به پراگ و برلن رسیدند. هیتلر با محاصره برلن در 30 آوریل 1945 دست به خود کشی زد.قدرت بالای نظامی شوروی و پیروزی های پی در پی ارتش سرخ باعث شد که شوروی به یکی از دو ابرقدرت بعد از جنگ تبدیل شود. ابرقدرت دیگر بعد از جنگ جهانی دوم، ایالات متحده بود که به دلیل دور ماندن از جنگ های جهانی اول و دوم(به جز چند ماه) به پیشرفت اقتصادی و صنعتی بالایی دست پیدا کرده بود. حمله ژاپن به پایگاه پرل هاربر، بهانه را به آمریکایی ها داد تا وارد جنگ جهانی دوم شوند تا با حمله اتمی به ژاپن هم جنگ را به پایان برسانند و هم دست ژاپن را از مداخله سیاسی و بازارهای کشورهای آسیای جنوب شرقی کوتاه کنند و هم اینکه در سایه صلح و ثبات در بازار های داخلی اروپای پس از جنگ، دوباره به سود تجاری روزهای پیش از جنگ دست یابند.

جهان پس از جنگ جهانی دوم با وجود این دو ابر قدرت که در زمینه های ایدوئولوژیک، نظامی، اقتصادی و حتی ارضی با هم مشکل داشتند خواه ناخواه به دو اردوگاه متخاصم تبدیل شد. دو اردوگاهی که در واقع هیچ کدام به خداوند اعتقاد نداشتند. شوروی مارکسیست بنا به اصل اول ماتریالیسم دیالکتیک، خداوند و هر چیز غیر مادی را قبول نداشت و آمریکای لیبرالیست نیز خدا رو به گونه ای تعریف می کرد که مزاحم استعمارگری ها، زورگویی ها، هوسرانی ها و سودآوری های اقتصادی خود در جای جای کره خاکی نباشد. گویا جهان در حال حرکت به سوی بی خدایی بود.

در چنین وضعیتی هر کشوری که به استقلال می رسید ، هر رهبر و یا رئیس جمهور جدیدی که روی کار می آمد و یا هر کشوری که خواهان حضور در مناسبات سیاسی و اقتصادی جامعه جهانی بود باید تکلیف خود را با این دو اردوگاه روشن کرده و به یکی از این دو بلوک می پیوست و مرام آن را نیز می پذیرفت. در این شرایط بودکه در گوشه ای از جهان انقلابی رخ داد که به نظر می رسید ملت و رهبر آن حرف هایی می زنند که کاملا در تضاد با سیر کلی حرکت جامعه جهانی است.اگر دو ابر قدرت جهانی و اقمار آنان به سوی بی خدایی و انسان محوری و آزادی از قید و بندهای دینی و انسانی پیش می رفتند اما این انقلاب خواهان ایجاد یک حکومت دینی، کوتاه کردن دست استعمار و بیگانگان از از کشور خود و دیگر کشورهای مستضعف جهان، استقلال در تصمیم گیری، نابودی زورگویان جهان همچون شوروی، آمریکا و اسرائیل و اتحاد و ایجاد روحیه خودباوری بین ملت های رنج کشیده جهان بخصوص مسلمانان بود. پیروزی یک چنین انقلابی با این تفکرات توجه سلطه گران را به خود جلب کرد و خیلی زود به این نتیجه رسیدند که اگر چنین انقلابی در همان ابتدا نابود نشود اربابان جهان باید بزودی نظام ارباب و رعیتی را فراموش کرده و هر روز شاهد صدور این تفکرات الهی و عدالت خواهانه به یکی از مستعمرات خود در جای جای جهان باشند. سردمداران دو بلوک غرب و شرق با تمام خصومتی که با هم داشتند در مورد نابودی این انقلاب به توافق رسیدند. از این رو از همان اولین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی ایران شروع به کارشکنی کرده و تمام روش هایی را که استراتژیست هایشان برای زمین زدن یک انقلاب در چنته داشتند یک به یک به کار بستند. ترور شخصیت های بزرگ انقلاب، بمب گذاری و کشتار خیابانی مردم و ایجاد نا امنی در کشور، حمایت سیاسی و تجهیز تسلیحاتی جدایی طلبان و منافقین داخلی، کودتای نظامی، حمله چریکی و ناگهانی(ماجرای طبس)، تطمیع بزرگان انقلاب، حمله نظامی تمام عیار، تحریم های گسترده اقتصادی، علمی و دارویی، ایجاد پی در پی فتنه های بزرگ(ماجرای منتظری، ماجرای سید کاظم شریعتمداری، ماجرای کوی دانشگاه، فتنه 88 و ...)، تهاجم فرهنگی گسترده و تلاش در جهت تضعیف ارزشهای اسلامی و انقلابی در داخل، حمله رسانه ای وتخریب چهره انقلاب در افکار عمومی جهان، بایکوت رسانه ها و شبکه های خارجی زبان ایرانی و ... از جمله این تلاش ها و استراتژی ها در جهت نابودی این انقلاب هستند.

در وصف گستردگی و عمق فشار هریک از توطئه های بالا می توان ساعت ها سخنرانی کرد و دهها کتاب نگاشت.طبق محاسبات عقلی در چنین شرایطی هیچ انقلابی که در مقابل آن یک اجماع جهانی آن هم به این شکل وجود داشته باشد نباید بیشتر از چند سال عمر کند و اگر هم باقی بماند در شرایط بسیار ضعیف علمی، دفاعی، تکنولوژیک، عمرانی و روحی قرار خواهد اشت. اما این انقلاب و نظام برآمده از آن نه تنها ضعیف نشد بلکه این سختی ها و فشار ها پایه های آن را مستحکم تر و وجود آن را آبدیده تر کرد تا جایی که اکنون به یک عزت جهانی رسیده و به الگویی برای استکبار ستیزی در جهان تبدیل شده است که هیچ سختی و دشواری نمی تواند آن را از پای درآورد. درست است که مردم فداکار ایران اسلامی هم اکنون با مشکلات اقتصادی آزار دهنده دست و پنجه نرم می کنند ولی در این مدت سی و چهار سال که با انواع و اقسام عداوت ها و کارشکنی ها روبرو بوده اند جوانان این ملت توانسته اند به قله های رفیع پیشرفت های علمی دست پیدا کنند. کدام انقلاب و نظام را سراغ دارید که طی سی سال با این حجم دشمنی ها به چنین پیشرفت های مستندی دست یافته باشد؟ قضاوت با شما:

جمهوری اسلامی ایران پنجمین کشور تولید کننده علم در زمینه نانو تکنولوژی

جمهوری اسلامی ایران دومین کشور دارای فناوری تولید پهباد رادارگریز در دنیا

جمهوری اسلامی ایران پنجمین کشور دنیا در تولید بز شبیه سازی شده

جمهوری اسلامی ایران دارنده دومین ارتش بزرگ سایبری در دنیا

جمهوری اسلامی ایران دومین کشور تولید کننده دریچه قلب در دنیا

جمهوری اسلامی ایران جزء نه کشور هسته ای دنیا

جمهوری اسلامی ایران دارنده 2.12 درصد از میزان تولیدعلم جهان و دارنده بالاترین سرعت پیشرفت علم در جهان(سرعت ایران در پیشرفت علمی 11 برابر میانگین سرعت جهانی است.)

جمهوری اسلامی ایران جزء ده کشور برتر جهان در کسب مدالهای المپیادهای علمی جهانی

جمهوری اسلامی ایران تولید کننده موشکهای شهاب 3 با برد 1800 کیلومتر و موشکهای سجیل با برد 2000 کیلومتر (فاصله استان های غربی ایران با دورترین نقاط خاک رژیم صهیونیستی کمتر از 1200 کیلومتر است) و صدها دستاورد دفاعی دیگر

جمهوری اسلامی ایران (به اعتراف منابع خبری رسمی دانشگاه هاروارد) جزء ده کشور برتر دنیا در زمینه تحقیقات سلولهای بنیادین

جمهوری اسلامی ایران سومین کشور استخراج کننده سلولهای بنیادی از دندانهای شیری در جهان

جمهوری اسلامی ایران دوازدهمین کشور دنیا در تولید داروهای بیوتکنولوژی

جمهوری اسلامی ایران اولین کشور تولید کننده داروی گیاهی برای درمان رماتیسم

جمهوری اسلامی ایران چهارمین کشور دنیا در دستیابی به فناوری نوین درمان ناشنوایی

جمهوری اسلامی ایران دومین کشور تولید کننده ملخ کامپوزیتی بالگرد در دنیا

جمهوری اسلامی ایران برای اولین بار در جهان ژن نابینایی را در جهان کشف کرد

جمهوری اسلامی ایران جزء سه کشور تولید کننده دکل های برق در دنیا

جمهوری اسلامی ایران تنها تولید کننده لوله های چدنی دوهزار میلیمتری در آسیا

جمهوری اسلامی ایران دارای توانایی اعزام موجود زنده به فضا (میمون فضایی)

و این حرکت همچنان با قدرت ادامه دارد...

برکات فیس بوک برای مسئولین ما !

هر دم از این باغ بری می رسد...

برکات فیس بوک برای مسئولین ما !

چند روزی است که خبر انتشار یک تصویر نامناسب از یکی از شخصیت های استان در فیس بوک باعث التهاب فضای سیاسی استان همدان شده است.کاری به این ندارم که انتشار عام این عکس در فضای مجازی عمدا صورت گرفته است و یا سهواً. اتفاقا من هم علاقمندم و هم وظیفه شرعی دارم که بنا را بر سهوی بودن این رویداد بگذارم اما از آنجا که چنین مسائلی متاسفانه هر چند وقت یکبار بین مسئولین اتفاق می افتد، شاید بد نباشد به چند نکته در این باره توجه کنیم:

اول اینکه شبکه اجتماعی «فیس بوک» بنا به دلایل مختلفی که مسئولین و کارشناسان امنیتی و فرهنگی کشور به آن رسیده اند، جزء لیست کمیته فیلترینگ جمهوری اسلامی قرار دارد و گذشتن از این فیلترینگ به هر نحوی اشکال قانونی و شرعی دارد. قانون دستورالعملی است که همه افراد جامعه موظف به رعایت آن هستند اما حساسیت مردم نسبت به رعایت همه قوانین کوچک و بزرگ توسط مسئولین جزء و کل کشور بسیار بیشتر از افراد عادی است. چرا که این افراد به نوعی الگوی جامعه هستند و اگر متولیان امر به قانون احترام نگذارند نمی توان انتظار زیادی از مردم عادی داشت.

نکته دوم که بسیار ناراحت کننده و غصه آور است، این است که چرا باید از بعضی از مسئولین کشوری که پسوند اسلامی را یدک می کشد و نظام آن برآمده از انقلاب اسلامی است و قرار است زمینه ظهور امام عصر(عج) را در عالم هستی فراهم آورد، چنین رفتاری سر بزند؟ همه ما می دانیم که التزام «عملی» به دین مبین اسلام و ولایت فقیه اولین شروطی هستند که هر مسئول کوچک و بزرگ این کشور به آن متعهد می شود و وظیفه دارد به تعهد خود عمل کنند اما متاسفانه گویا بعضی از ما عادت داریم در عمل به تعهداتمان کوتاهی کنیم. حق این است که هر مسئول جمهوری اسلامی در هر جای جهان با رفتار صحیح خود به عنوان یک رسانه عمل کند و انقلاب را در صدور ارزش های الهی خویش یاری دهد نه اینکه در خاک اجنبی این ارزشها را زیر پا گذاشته و به آنها دهن کجی کند.

نکته سوم اینکه این اتفاق بار دیگر ناامن بودن فضای شبکه های اجتماعی و سرویس های مختلف اینترنی را بر همگان آشکار کرد. بارها و بارها تاکید شده است که یکی از دلایل اصلی که کشورهای غربی و خصوصا آمریکا علاقمند به گسترش فیس بوک و توییتر هستند این است که مرز بین اطلاعات شخصی و محرمانه، و اطلاعات غیر محرمانه را از بین ببرند تا بتوانند به همه اطلاعات دسترسی پیدا کنند و قطعا خوشحال خواهند شد که سرویس های اینترنتی آنها بستر بی اخلاقی را فراهم کرده و از این طریق به حیثیت مسئولین خرد و کلان جمهوری اسلامی صدمه بزنند.

نکته چهارم اینکه بدون شک هر بار که یک عمل خلاف اخلاق و ضد اسلامی از سوی مسئولین بزرگ و کوچک کشور سر می زند و علنی می شود، اعتماد مردم نسبت به اسلامی بودن این نظام کمرنگ تر شده و موجب دلسردی عده ای از حامیان نظام و انقلاب می گردد و این بدترین بازخورد آن است، چرا که در این قبیل اتفاقات رفتارهای ناصحیح مسئولین، پیش از آن که به حساب خود این افراد گذاشته شود به پای شخصیت حقوقی آنان نوشته می شود و متاسفانه پیش از خود شخص، این نظام اسلامی است که از این بی اخلاقی ها ضربه دیده و حیثیت آن لکه دار می شود و خبر آن خوراک مناسبی خواهد بود برای رسانه های ضد انقلاب.

نکته آخر اینکه این اتفاق هر طور که باشد به آبروی یک مسلمان مربوط است و باید بدانیم که هر سخنی که در انتقاد از این عمل به زبان رانده می شود و یا هر مطلبی که در مخالفت با این موضوع نگاشته می شود باید رویکرد مصلحانه داشته باشد و هرگونه زیاده روی و بی تقوایی در این باره هیچ توجیه شرعی نخواهد داشت.از سوی دیگر همه ی کاربران اینترنت و هر رسانه دیگر و تمام کسانی که خود را مسلمان می دانند باید توجه داشته باشند که نه تنها انتشار این عکس بلکه حتی مشاهده این تصویر نیز از لحاظ اخلاقی عملی است نا صحیح و مطمئن هستم که رضایت خداوند را در پی نخواهد داشت.

خوان آخر...

حرف از تحریم است و دشواری های مقاومت در مقابل دشمن، حرف از تحریم است و بالا و پایین رفتن قیمت سکه و ارز،حرف از تحریم است و گرانی اجناس و کاهش فروش نفت، حرف از تحریم است و رابطه با آمریکا. عده ای می گویند به خاطر دینمان باید در مقابل آمریکا مقاومت کنیم و عده ای دیگر می گویند «لا معاش له لا معاد له» هر که معاشش تامین نباشد معاد و دین هم نخواهد داشت. عده ای می گویند هدف دشمن از تحریم، توقف انرژی هسته ای نیست، اینها بهانه است و بلکه هدف این است که اسلام را از ما بگیرند ولی عده ی دیگری میگویند:مسلمان بودن یک امر شخصی است و هیچ ربطی به دشمن ندارد، ما هم می توانیم مسلمان باشیم و هم با آمریکا کنار بیاییم، ما هم می توانیم دیندار باشیم و هم با آمریکا دوست باشیم.

تحریم

شاید مرور برگی از تاریخ به ما برای رسیدن به پاسخ کمک کند:

مطمئن باشیم که وقتی پیامبر اسلام و اندک پیروانش مورد تحریم شدید اقتصادی قرار گرفتند و کار به جایی رسید که در شعب ابی طالب از فرط گرسنگی و کمبود غذا، هسته یک خرما را چهار نفری می خوردند پیامبر اسلام بیش از من و شما بر کلیات و جزئیات و تفسیر روایت من لا معاش له لا معاد له مسلط بود اما رسول ا... و پیروانش گرسنگی را تحمل کردند تا دین خدا را حفظ کنند.

مطمئن باشیم که وقتی یزید زناءکار و سگ باز و دائم الخمر بر منبر رسول ا... نشست و خطبه خواند، امام حسین (ع) هم می توانست دین را یک امر شخصی تلقی کند و در اوج عزت و احترام در مدینه بماند و صبح تا شب را روزه بگیرد و شب تا صبح را هم به عبادت و تهجد بپردازد و بر علیه ظالمان و مستکبران زمان خود قیام نکند تا هم گلوی علی اصغرش پاره پاره نشود و هم دخترکان ناز دانه اش زیر سم اسب کوفیان لگد مال نشوند اما امام می دانست که این نوع از اسلام ، اسلام محمدی(ص) نیست بلکه اسلام اموی است، و اسلام اموی یعنی همان اسلام آمریکایی امروز.

اما سوال اینجاست که آیا ما در شرایط شعب ابی طالب هستیم که بعضی ها اینقدر کم تحمل و بی انصاف شده اند ؟ یعنی ما اینقدر گرسنه شده ایم که راضی می شویم حرف از کوتاه آمدن در مقابل دشمن بزنیم؟ جواب سوال با خود شما، خودتان قضاوت کنید.

اما لازم است که چند نکته را یادآوری کنم تا چراغ راهمان باشد:

ما با تحریم شدن موافق نیستیم بلکه ما را تحریم کرده اند.

ما دور خودمان خط قرمز نکشیده ایم، بلکه دور ما خط قرمز کشیده اند.

ما به کسی توهین نکرده ایم، بلکه به ما توهین کرده اند.

ما با کسی جنگ نکرده ایم، بلکه با ما جنگ کرده اند.

ما کسی را نکشته ایم، بلکه جوانان و کودکان ما را کشته اند.

ما به کسی زور نگفته ایم، بلکه به ما زور گفته اند.

ما چگونه میتوانیم تعارف هویج کسی را قبول کنیم که چماقش را بالای سر ما نگهداشته است؟ این چه جور تعارف به رابطه ای است که اگر آن را قبول نکنیم باید تحریم و تهدید شویم؟

مطمئن باشیم که اگر تحریم و تهدیدها بیشتر شده است دلیل آن این است که ما قویتر شده ایم و این قویتر شدن فقط و فقط به برکت مقاومت است.مقاومت در مقابل زورگویان و توکل بر خالق بی همتای جهان...

از خود گذر کنیم که این خوان آخر است

                    این انقلاب بیمه عباس و اکبر است

تحریم می کنند تا که تسلیممان کنند

                     غافل از اینکه دل به بلاها شناور است

سوال از رئيس جمهور؛ آري يا نه ؟

چندي پيش درخواست نمايندگان مجلس از هيئت رئيسه جهت حضور رئيس جمهور در صحن علني مجلس و سوال نمايندگان از احمدي ن‍ژاد، اعلام وصول شد و رئيس جمهور طبق قانون، يك ماه فرصت دارد تا براي پاسخگويي در مجلس حاضر شود.اين دومين بار است كه در تاريخ جمهوري اسلامي، رئيس جمهور در صحن علني مجلس مورد سوال نمايندگان قرار مي گيرد و در هر دوي اين موارد نيز رئيس جمهور سوال شونده احمدي نژاد بوده است. از آنجا كه هم اكنون اين موضوع نقل محافل سياسي است به ذكر چند مورد در اين باب مي پردازم:.

1-عده اي از نمايندگان متمايل به افكار رئيس جمهور موضوع سوال از وي را در شرايط كنوني كشور و جهان به مصلحت نظام ندانسته و سعي مي كنند اين امر را در مقابل منافع ملي قرار دهند.اما بايد توجه كرد هميشه و در هر شرايطي بهترين راه حل، عمل به قانون است. تا وقتي كه قانون، رأيي براي ابراز دارد نبايد به مصلحت هاي اينچنيني روي آورد مگر در مواقعي كه راي و نظر خود قانون، اجازه روي آوردن به مصلحت را بدهد.بارها و بارها تاريخ بر ما ثابت كرده است كه اصلي ترين راه زنده نگهداشتن روح قانون و عدالت اين است كه مصلت را به قربانگاه برد و سَر بُريد و سلاخي كرد.اتفاقا به مصلحت نظام اسلامي است كه هميشه روح قانون بر آن حاكم باشد نه مصلحت انديشي هاي سليقه اي. با كمي دقت متوجه مي شويم كه عدم برخورد قاطع در مورد فساد و گندكاريهاي عظيمي كه برخي مسئولين و «آقازادگان» در كشور به بار آورده اند محصول تدريجي همين مصلحت انديشي ها بوده است.

2- عده اي عقيده دارند كه سوال از رئيس جمهور در شرايط كنوني هيچ نتيجه عملي و محسوسي نخواهد داشت و تاثير آن بر سر سفره هاي مردم ديده نخواهد شد.اما سوال اين است كه اين عقيده بر چه اساسي استوار است؟ اين فقط يك حدس و نظر است، همين. چه كسي مطمئن است كه سوال كردن بي نتيجه است؟ چه كسي مطمئن است سوال كردن با نتيجه است؟ پس در اين عدم اطمينان از نتيجه و بي خبري از آينده بهترين كار اين است كه به تكليفمان يعني عمل به قانون و حمايت از آن توجه كنيم.

3-عده اي نيز نگران اين هستند كه كشاندن رئيس جمهور به صحن علني مجلس موجب دلگرمي دشمنان از تاثيرگذاري تحريم ها به ايران و استفاده گسترده تبليغاتي دشمن از اين مسئله براي ضربه زدن به افكار عمومي كشور و تخريب وجهه جمهوري اسلامي در جهان شود.در اين كه دشمن از اين مسئله سوء استفاده تبليغاتي شديد خواهد كرد هيچ شكي نبايد داشت چرا كه انتظاري جز اين از دشمن نمي رود و «دشمن، دشمني اش را خواهد كرد.» امام مطمئن باشيد كه پاسخگويي رئيس جمهور به نمايندگان ملت،جلوه ديگري از مردم سالاري نظام اسلامي را به افكار عمومي نمايان خواهد ساخت و اين وظيفه رسانه هاي ماست كه اين جلوه درخشان قانون اساسي را به افار عمومي بشناسانند و البته واضح است كه افكار عمومي داخلي از درجه اهميت بالاتري نسبت به خارج برخوردارند.

4-مطمئن باشيد احمدي ن‍ژاد نيز پاسخ هاي شنيدني زيادي براي اين سوالات خواهد داشت و رئيس جمهوري كه حداقل 18ساعت از شبانه روز را كار مي كند دفاع محكمي از عملكرد خود خواهد كرد.احمدي نژاد اگر درس آموز خوبي باشد قطعا از پس اين امتحان سخت نيز به خوبي برخواهد آمد و موجب ارتقاء وجهه عمومي خود خواهد شد.

5- نكته آخر اينكه، اي كاش اين نظارت دقيق بر حسن انجام وظايف، در مورد قواي قضائيه و مقننه هم توسط نمايندگان ملت صورت پذيرد تا روشن شود كه عملكرد قضات در دادگستري ها و زندان ها و هزينه كرد بيت المال از چه قرار است و نمايندگان مجلس چگونه كار مي كنند و چقدر به تعهدات قانوني خود پايبند بوده اند و كاركنان بدنه ي قوه قضاييه و نمايندگان ادوار مجلس از كجا به كجاها رسيده اند.   

چه کسانی از آزادی حرف می زنند؟

رئیس جمهور آمریکا روز گذشته در مراسمی که برای دیپلمات و کارمندان آمریکایی که طی حمله مسلمانان خشمگین به سفارتخانه ی آمریکا در بنغازی لیبی کشته شدند برگزار می شد گفته است ساخت فیلم موهن به پیامبر اسلام ربطی به آمریکا ندارد و برخورد با عاملان ساخت و انتشار این فیلم با اصل آزادی بیان مغایرت دارد!

البته این عادت دنیای غرب است که به بهانه ی آزادی بیان به تمام مقدسات عالم توهین کند اما به نظر شما این آزادی بیان برای مخالفان سیاست های آمریکا و صهیونیسم هم وجود دارد؟ مثلا اگر کسی با موضوع هولوکاست مخالفت نه، فقط قصد داشته باشد در مورد آن تحقیق کند چه برخوردی با او در آمریکا، فرانسه و یا مثلا کانادا صورت می گیرد؟ اگر یک دختر مسلمان بخواهد با حجاب وارد دانشگاههای فرانسه و کشورهای مدعی آزادی بیان در اروپا شود چه اتفاقی رخ می دهد؟ آیا این دختر محجبه هم در ابراز عقیده خود آزاد است؟ خواسته ی مردم مظلوم فلسطین برای برگزاری یک رفراندوم آزاد جهت تعیین سرنوشت سرزمین هایشان که به اشغال صهیونیست ها در آمده با چه واکنشی از سوی آمریکا و متحدان اروپائیش مواجه شده است؟و از همه مهمتر کشوری که در سازمان ملل در مقابل رای منفی اکثر کشورهای جهان، رژیم صهیونیستی را فقط با یک قدرت فراقانونی به نام «وتو» حفظ کرده است چگونه می تواند از آزادی بیان حرف بزند؟ کشوری که بزرگترین حامی قاتل کودکان و نوزادان غزه و فلسطین و لبنان است چگونه می تواند از آزادی بیان و حقوق دم بزند؟ کشوری که میلیون ها عراقی و افغانی را به بهانه مبارزه با تروریسم آواره کرده است چگونه می تواند از آزادی حرف بزند؟ کشوری که به عاملان حمله به هواپیمای مسافربری نشان افتخار می دهد چگونه می تواند از آزادی و حقوق بشر صحبت کند؟ کشوری که هر روز هواپیماهای بدون سرنشینش دهها زن و کودک بی گناه پاکستانی را به خاک و خون می کشند چگونه می تواند از آزادی بیان و حقوق بشر حرف بزند؟ احتمالا ابوغریب و گوانتانامو دانشگاههای آزادی بیان آمریکا بوده اند و هستند! نه زندان.

 

توهینی که باید گران تمام شود

بار دیگر فیلمسازان آمریکایی با چراغ سبز صهیونیست ها به اسلام و پیامبر اکرم(ص) توهین کردند.این توهین که در یک فیلم آمریکایی و با کمک مالی 5 میلیون دلاری صهیونیست ها صورت گرفته است خیلی زود واکنش شدید مسلمانان جهان را برانگیخت. خشم مسلمانان لیبی سفیر آمریکا در این کشور را به همراه سه تن دیگر در شهر بنغازی به کام مرگ کشاند و مسلمانان خشمگین در مصر، تونس، بنگلادش،مغرب، یمن، پاکستان، عراق و دیگر کشورهای مسلمان با حمله به سفارتخانه های آمریکا و راهپیمایی، فریاد خشم و اعتراض خود را به گوش جهانیان رساندند و این حرکت همچنان ادامه دارد.

با این که در دیگر کشورهای مسلمان جهان که اتفاقا ما حکومت های آنها را چندان اسلامی نمی دانیم، از دو روز پیش تظاهرات گسترده آغاز شده است ولی جالب این است که هنوز در جمهوری اسلامی ایران اتفاق میدانی خاصی رخ نداده است و فقط صبح دیروز دانشجویان در مقابل سفارت سوئیس(دفتر حافظ منافع آمریکا) دست به تجمع اعتراض آمیز زده اند. روز گذشته رسانه های داخلی کشور خبر از برگزاری راهپیمایی اعتراض آمیز امروز پس از نماز جمعه در سراسر کشور دادند که قرار است با حضور نمازگزاران برگزار شود. این که در این دو روز فقط دانشجویان دست به تجمعات اعتراض آمیز زده اند واقعا باعث تاسف است و اینکه امروز قرار است راهپیمایی های گسترده در سراسر کشور صورت گیرد بسیار جای خوشحالی و امیدواری دارد.
واقعیت این است که انتظار جهان اسلام از ملت ایران به عنوان پرچمدار اسلام ناب محمدی(ص) در جهان و از جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری که با صراحت کامل در مقابل سیاست های استعمارگرانه دنیای غرب شناخته شده است بیشتر از این هاست و ملت ما باید زودتر و پرشورتر و کوبنده تر از دیگر ملت های مسلمان فریاد اعتراض خود را در جهان بلند کند و از مقدسات اسلام دفاع نماید.انشالله امروز و روزهای بعد ملت ایران و دیگر ملتهای مسلمان و سران کشورهای اسلامی با تجمعات و راهپیمایی های اعتراض آمیز و فعالیت ها و اقدامات دیپلماتیک، روند اعتراض به این توهین بی شرمانه رو طوری پیش ببرند که این بی حرمتی به ساحت مقدس پیامبر اعظم برای آمریکا و لابی های صهیونیسم گران تمام شود تا دیگر فکر این گونه گستاخی ها به ذهن صهیونیست ها خطور نکند.

سخنی با نماینده شهرستانمان

سلام آقای نماینده

چند روز پیش برای انجام یک کار بانکی به یکی از شعب بانکی شهرستان مراجعه کردم.اتفاقا آن روز مصادف بود با ایامی که سرپرستان خانوار جهت برداشت مبلغ یارانه نقدی خود به بانک مراجعه می کردند و به همین دلیل جمعیت زیادی در بانک حضور داشت.تعدادی از سرپرستان خانوارها که در مقابل باجه ایستاده بودند، زنان سالخورده بودند.یکی از آن پیرزنان روستایی که ظاهری بسیار سالخورده و شکسته داشت و مشخص بود که از نعمت سواد هم بی بهره است، با نوه خردسال خود به جای اینکه در مقابل باجه بایستد،اشتباها سمت چپ باجه که دیواره ای شیشه ای داشت ایستاد و شروع به زدن ضربه های آرام به شیشه کرد تا توجه متصدی امور بانکی را به خود جلب کرده و خواسته اش را بیان کند.پیرزن سالخورده که گوشش هم خوب نمی شنید، با واکنش توهین آمیز کارمند «غیر بومی» بانک مواجه عطالله سلطانیشد. این کارمند که فارسی زبان بود و گویا زبان ترکی را نیز متوجه نمی شد با جمله ای زشت و بی ادبانه پیرزن را به مقابل باجه فرستاد .من و تعدادی از مشتریان که در صف ایستاده بودیم، با شنیدن آن جمله شرمسار و ناراحت شدیم.

آقای نماینده

مادربزرگ من و مادربزرگ های تمام هم سن و سال های من که بومی این شهرستان هستیم تقریبا هم شکل اند؛ همه پاچین بلند و چادر رنگی می پوشند، به سبب زحمات و سختی های بسیاری که در طول عمر خود متحمل شده اند ناتوان و قدخمیده اند، گوششان خوب نمی شنود، چشمانشان کم سوست و اکثر قریب به اتفاق آنها هم زبان فارسی را بلد نیستند ولی تک تک آنها برای ما بسیار ارزشمند و قابل احترامند.

آن روز اگر به جای آن کارمند غیر بومی که با فرهنگ و زبان ما آشنا نیست یک جوان بومی نشسته بود، شاید با دیدن آن پیرزن و رفتار غیر معمولش، با او بهتر رفتار می کرد و با همان زبان ترکی پیرزن را راهنمایی کرده و به پشتوانه فرهنگ بومی خود برای او عزت و احترام بیشتری قائل می شد.

آقای سلطانی

قصد من هرگز این نیست که بگویم آن کارمند، همیشه و در همه حال انسان بی ادبی است و یا رئیس آن بانک از رفتارهای زننده ی کارمندش اطلاع دارد و از این موضوع راضی است و یا اینکه تمام کارمندان غیر بومی که در شهرستان ما مشغول به کارند بی ادبند و تمام کارمندان بومی با ادب، نه، منظور من فقط این است که «یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم» و «چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.» سالها پیش در روزگاری که سطح سواد عمومی کشور پایین بود، شهرستان رزن و روستاهایش عالم و فقیه و پزشک و مهندس و داروساز تراز اول ملی و حتی جهانی تربیت کرده است، حال که دیگر رزن مملو از جوان با سواد و متخصص است.به گواهی آمار، هم اکنون شهرستان ما تقریبا در تمام رشته های تحصیلی دارای فارغ التحصیل مقطع کارشناسی و بالاتر است و مطمئنا از این پس می تواند تخصص ها و فنون لازم برای جایگاههای شغلی مختلف را در تمام سازمان ها، ادارات و حتی بزرگترین کارخانه واقع در شهرستان تامین کند، پس دیگر احتمالا جایی برای کارمندان و کارکنان غیر بومی در شهرستان نباشد.البته می دانم که اکثر این کارمندان و کارکنان از طریق قانونی و با آزمون رسمی گزینش شده اند و شاید خیلی جاها هم موضوع بومی گزینی لحاظ شده است ولی خواهش من و تمام جوانان شهرستان این است که از هر طریق ممکن تک تک بخش ها و مسئولیت های اداری و غیر اداری ریز و درشت شهرستان را به جوانان رزن بسپارید و مطمئن باشید که بهتر از کارمندان و مدیران غیربومی خدمت خواهند کرد.همه ما می دانیم که انجام چنین کاری دشوار است اما به هر حال شما در خانه ملت و در جایگاهی حضور دارید که می توانید در جهت اصلاح قوانین تلاش کرده و موانع قانونی را مرتفع کنید و برای رفع این مشکل نیز قدم بردارید.

آقای نماینده

کسی چه می داند؟شاید آن پیرزن فرزندانی تربیت کرده باشد که یکی از آنها روزها و ماهها در مقابل گلوله های بعثی سینه سپر کرده و از اسلام و انقلاب اسلامی دفاع کرده باشد که اگر اینگونه باشد تحمل رفتار آن کارمند غیربومی که با «نگاه از بالا» با آن پیرزن برخورد کرد برای دلسوزان انقلاب سخت تر می شود.به هر روی موضوع بومی گزینی در ادارات شهرستان همواره مورد توجه نمایندگان ادوار گذشته نیز بوده است و قدمهای مثبتی نیز در این زمینه برداشته اند که از آنها نیز کمال تشکر را داریم اما خواهش و انتظار ما از شما این است که این راه را با قدرت بیشتر ادامه دهید تا تمام فرصت های شغلی خرد و کلان سازمانی و غیر سازمانی شهرستان در اختیار جوانان و بومیان رزن قرار گیرد.

آقای سلطانی

شما در نطق میان دستور خود مشکل اشتغال و تولید را به درستی، «نوع نگاه» به این مقوله عنوان کردید و به زیبایی دوازده ویژگی را برای کار از منظر اسلام برشمردید.نمی دانم موضوع مطروحه نگارنده تا چه میزان با تفکرات شما تطابق دارد ولی امیدوارم این خواسته ی جوانان شهرستان در اولویت های کاری شما قرار گیرد.

این تاریخ تحریف نخواهد شد

این مقاله را می توانید در بخش استانها (همدان)در شبکه خبر دانشجو (snn.ir) و یا به آدرس دقیق

 http://snn.ir/titrservice.aspx?subservice=103&service=12 نیز بخوانید .

دست مریزاد آقای طالبی !شنیده ام که دست رنجت طی هجده روز بیش از یک و نیم میلیارد تومان فروش کرده است .نوش جانت!گوارای وجودت! البته منظورم فروش فیلمت نیست- تو که تهیه کننده اش نیستی!-،منظورم آن ناسزاها و فحش هایی است که فیس بوکی ها و تویتری ها و قلاده های طلاوبلاگ نویسان جلبکی نصیبت می کنند.می دانم که از خواندن و شنیدن این فحش ها لذت می بری!می دانم که با شنیدن و خواندن این توهین ها مصمم تر می شوی و به درست بودن کارَت یقین می کنی.همین که شبکه های ماهواره ای به سر و صدا افتاده اند و دمای «دماسنجِ» مسیح علی نژاد به نقطه ی جوش رسیده و سماجت می کند که از آنطرف دنیا حداقل تلفنی با تو مصاحبه کند و آسمان ریسمان ببافد،همه اینها یعنی دست رنجت نتیجه داده و موفق بوده ای.این رسم همیشگی رسانه های غرب و نوکرانشان بوده است که خوب و بد بودن بازیگران و فیلمسازان ایرانی را با معیارهای MI6 و  CIA بسنجند و امین حیایی و شریفی نیا را «بی حیا» و «بی شرافت» بخوانند .

راستی ؛ چقدر زیبا ساخته ای سکانس های مربوط به پایگاه بسیج را و چقدر دلنشین نوشته ای دیالوگ هایی را که بوسیله آنها «ملتی را که بارها برای این که کشورشان جمهوری و اسلامی بماند زحمت کشیده اند» را جدا کنی از صف «منافقانی که همین ملت بارها قبلا حالشان را گرفته اند» ،و حق هم همین بود.انگار که اصلا این فیلم را ساخته بودی فقط به خاطر همین بخش پایگاه بسیج و مظلومیتش .

خیلی ها را از همفکران خودم دیده ام که از تو گله دارند که چرا در این فیلم حرفی از «سران فتنه» نزده ای و حامیان آنها را «درست و حسابی» زیر سوال نبرده ای ! اما... اما من این حرف را قبول ندارم .من حرف تو را قبول دارم ،چرا که تو بر مدار بصیرت حرکت کرده ای و به درستی ،نظر بیننده را به «دست های بیگانه» متوجه کرده ای تا وحدت را قوت بخشی،چرا که می دانستی ترس دشمن از وحدت ماست.و این اولویت تو در توجه به دسیسه های دشمن خارجی با آن سکانسی که از نماز جمعه «آقا» پخش می کنی چه زیبا تایید و تصدیق می شود.

اما انتقاد من به فیلم تو مربوط به آن تیم ضدانقلاب است که سلطنت طلب ها و مجاهدین خلق در آن حضور دارند و به ریاست جاسوس  MI6به خرابکاری می پردازند.انتقاد من این است که این تیم را آنگونه که باید و شاید ، قوی و کارکشته نشان نداده ای و مخصوصا نیروهای مجاهدین خلق ،بسیار شعارزده جلوه کرده اند و عنصر سلطنت طلب نیز ، نیروی ضعیفی نشان داده شده است و همه می دانند که وقتی دشمن ،ضعیف نشان داده شود ، از ارزشهای نیروی خودی در ذهن بیننده کاسته خواهد شد و موفقیت هایشان کم ارزش به نظر می رسد.

خدا قوت آقای طالبی...مدتها بود که آرزو داشتیم در سینمای ایران حجاب،«پرچم مسلمانان» خطاب شود و چهره ی فتنه ساز سفارت بریتانیا به شایستگی نمایش داده شود و خطر دسیسه هایی که روباه پیر برای وزیر و وکیل و حتی مراجع تقلید این سرزمین چیده است و پیاده می کند از طریق پرده سینما بازگو گردد که تو این آرزو را برایمان برآورده کردی .هنوز آرزوهای زیادی داریم که بر آورده شدنش دستان هنرمند تو و شاگردان و همکاران ارزشی ات را می بوسد!... تو واقعا به سهم خودت به خوبی جلوی تحریف این تاریخ را گرفتی و حلالت باشد این عزتی که با ساختن این فیلم کسب کردی...دست مریزاد آقای طالبی ...

مطهري سؤال‌ها را خواند،‌ احمدي‌نژاد پاسخ داد

طرح سؤال از رئيس‌جمهور سرانجام پس از سه سال کشمکش و بازي برخي از نمايندگان با اين کارت، صبح امروز (چهارشنبه) در صحن علني مجلس مطرح شد و رئيس‌جمهور نيز به همراه جمعي از اعضاي هيئت دولت براي پاسخ‌گويي به اين سؤال‌ها در صحن مجلس حاضر شد.

به گزارش رجانيوز، علي مطهري براي قرائت سؤال از رئيس‌جمهور پشت تريبون قرار گرفت و با تشکر از رئيس‌جمهور به‌دليل حضور در مجلس به‌منظ.ور پاسخ به سؤال 79 نماينده مجلس، گفت که اين کار براي اين است که دولت و مجلس از رسانه‌ها با هم سخن نگويند.

وي با بيان اينکه در برخي موارد خلاف قانون عمل شده است، طرح سؤال‌هاي خود را آغاز کرد.

مطهري، با يادآوري عدم پرداخت اعتبارات مترو، عنوان کرد که دولت بايد قانون را اجرا کند، اما رئيس‌جمهور گفته است که اعتبارات دو ميليارد دلاري مصوب براي متروي تهران را به‌دليل در برداشتن بار مالي و مخالفت با اصل 75 قانون اساسي اجرا نمي‌کند.

وي در خصوص بندهاي بعدي سؤال‌ها، به موضوع محقق نشدن آمارها در خصوص اشتغال و پرداخت سهميه بخش توليد از هدفمندي يارانه‌ها و همچنين تورم ناشي از آن، اشاره کرد.

مطهري در ادامه، به طرح سؤال از رئيس‌جمهور در مورد ماجراي عزل وزير اطلاعات و تأخير در اعلام حکم ابقاي او به‌دنبال دستور رهبر معظم انقلاب و سپس خانه نشيني پرداخت.

وي در توضيح سؤال بعد، به اظهارات رئيس‌جمهور در مورد در رأس امور نبودن مجلس اشاره کرد. مطهري سپس از رئيس‌جمهور خواست که مقداري از وقتش را براي طرح همه سؤالات به او بدهد که رئيس‌جمهور با مطايبه گفت، همه وقت ما مال شماست اما رئيس مجلس تأکيد کرد که آقاي مطهري بر اساس قانون، شما فقط 15 دقيقه وقت داريد.

مطهري، سؤال بعد خود را در مورد محل مصرف بودجه‌هاي فرهنگي عنوان کرد و در توضيح سؤال بعدي، به اظهارات دکتر احمدي‌نژاد در تلويزيون در مورد پوشش اسلامي اشاره کرد و دولت، دولت ليبرالي خواند که افراد بي بند و بار پيام رضايت دولت را از اظهارات رئيس‌جمهور در مورد پوشش دريافت کرده‌اند.

وي، سؤال هشتم خود را به اظهارات رئيس دفتر رئيس‌جمهور در مورد احياي مکتب ايراني و تأييد آن از سوي رئيس‌جمهور بر خلاف مخالفت مراجع و علما اختصاص داد.

علي مطهري، به‌رغم پايان يافتن وقت قانوني خود پس از طرح اين سؤال به‌مدت حدود سه دقيقه با وجود تذکرات منشي و رئيس جلسه به طرح اظهارات خود ادامه داد.

پاسخ‌هاي رئيس‌جمهور

در ادامه اين جلسه، رئيس‌جمهور براي پاسخ به سؤال‌ها پشت تريبون قرار گرفت و با عنوان اينکه سؤال حق مجلس است و پاسخ‌گويي نيز حق رئيس‌جمهور و هيئت وزيران، اضافه کرد که من آماده بودم قبل از انتخابات مجلس براي پاسخ به سؤال‌ها در مجلس حاضر شوم اما به‌دليل اينکه بر نتيجه انتخابات تأثير منفي نگذارد و برخي بخواهند آن را تقصير دولت بيندازند، هيئت رئيسه مجلس صلاح ديد که در زمان فعلي در مجلس حاضر شويم...

ادامه نوشته

مردم خواستار پخش مستقیم تلویزیونی سخنان رییس جمهوری در مجلس شدند

ایرنا: مردم پخش مستقیم تلویزیونی جلسه علنی روز چهارشنبه مجلس كه با حضور و سخنرانی رییس جمهوری برپا می شود را خواستار شدند.به گزارش روز یكشنبه ایرنا، اقشار مختلفی از مردم در تماس های مكرر با خبرگزاری جمهوری اسلامی .خواستار پخش زنده سخنان رییس جمهوری از شبكه های خبری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران شدند.

 محمود احمدی نژاد روز چهارشنبه به عنوان رییس جمهوری اسلامی ایران با حضور در مجلس شورای اسلامی به سوال های نمایندگان مردم كه در 10 محور مشخص اعلام وصول شده است، پاسخ خواهد داد.زمان در نظر گرفته شده برای سخنان احمدی نژاد یك ساعت تعیین شده است. مذاكرات جلسات علنی مجلس بطور معمول از فركانس 106 رادیو فرهنگ به صورت مستقیم پخش می شود.سال هاست كه پوشش تصویری چند شبكه تلویزیونی در سراسر كشور برای مردم قابل دریافت است.یكی از شهروندان تهرانی این درخواست را حق مردم برشمرد و گفت: مردم مالیات می دهند كه بتوانند از خدمات بهره مند شوند و سازمان صدا و سیما یكی از همین موارد است اینكه چه چیزی از تلویزیون پخش بشود یا نشود حق مردم است.وی كه خود را مدرس دانشگاه در رشته حسابداری معرفی كرد افزود: هرگاه كه وظیفه مردم حضور در صحنه بوده آن را به نحو احسن انجام داده اند از ایستادگی در برابر طاغوت تا هشت سال مقاومت در یك جنگ نابرابر و بارها و بارها حضور در صحنه های سیاسی كشور اكنون وقت آن است كه مسوولان نیز حق آنها را ادا كنند كه یكی از این حقوق برخورداری از آزادانه و مستقیم از اطلاعات است.

ادامه نوشته

سلام آقای نماینده ...

با سلام و احترام؛ همین اول برایت بگویم که «لطفا حول بَرَت ندارد»،چون هیچ کدام از رای دهندگان عاشق چشم و ابروی تو نبودند.اکثر قریب به اتفاق کسانی که رای دادند و تو به مجلس رفتی ، اولین دلایلشان برای رای دادن این ها بود : بالا رفتن عزت اسلام و ایران اسلامی در جهان ، کوری چشم آمریکا و اسرائیل ، خوشحالی رهبر انقلاب ، ادای دِین به خون شهدا و ...  . فرستادن شخص تو به مجلس شورای اسلامی برای این ملت در اولویت پنجم و ششم بود.آقای نماینده ؛ بار دیگر مردم ایران با  هر سلیقه و تیپ و ظاهر و شخصیتی ، همه جهان را مبهوت غیرت خود کردند و باز هم ثابت کردند که از تو و دوستان تو و مثلاً نخبگان و خواص انقلاب در پایبندی به ارزشها خیلی جلوترند.دیدن صف های طویل و حضور پرشور مردم، هر انقلابی دلبسته ای را خوشحال می کرد به طوری که اشک در چشمانش حلقه میزد. این حضور حماسی چنان رنگ رخسار صاحبان و مهمانان BBC و CNN را زرد و رویشان را کم کرد که تو و دوستان تو با تصویب دهها طرح و لایحه جهادی هم نمی توانستید چنین حماسه ای بیافرینید.این ملت در 12 اسفند کاری کرد تا امریکن اینترپرایز، سیا و موساد به نتانیاهو و اوباما توصیه کنند تا گزینه all options on the table را با خجالت تمام –حداقل برای مدتی- از روی میز ذهنشان حذف کنند.اما از این ها که بگذریم آقای نماینده ،باید حواست را خوب جمع کنی چرا که ملت ایران تو را نخواهند بخشید اگر :

1-تو را نخواهند بخشید اگر قدر این مردم را ندانی

2- تو را نخواهند بخشید اگر در فواصل کوتاه به آنها سرنزنی و از احوالشان با خبر نشوی

3- تو را نخواهند بخشید اگر در اشرافیت فرو بروی و خانواده ات را در ویلاها و پنت هاوس ها و ماشین های گران قیمت جادهی

4- تو را نخواهند بخشید اگر در جلسات مجلس غایب باشی و در راهروها چرخ بیخود بزنی

5- تو را نخواهند بخشید اگر در رسیدگی به مشکلات مردم کوتاهی کنی و به تلفن های آنان پاسخ ندهی و گوشی ات را خاموش کنی

6- تو را نخواهند بخشید اگر برای سِمت های مختلف دولتی و غیردولتی ، اعضای بی تخصص لابی های قدرت شهرستانت را پیشنهاد دهی و جوانان متعهد و متخصص را فراموش کنی.

7-  تو را نخواهند بخشید اگر دیر به دیر برای ارائه توضیحات و پاسخ به سوالات به میان مردم و دانشجویان بیایی

8- تو را نخواهند بخشید اگر در جلسات علنی و غیر علنی مجلس ساکت باشی و موضع شفاف نگیری و از ولی فقیه و خون شهدا دفاع نکنی

9- تو را نخواهند بخشید اگر برای دیدار با مردم هر روستا و شهر به خانه ی اغنیای آن روستا و شهر بروی و مستضعفین را فراموش کنی

11- تو را نخواهند بخشید اگر اطرافت را پر کنی از کسانی که فقط تملق تو را بگویند و انتقادها را به گوش تو نرسانند

و در آخر به این نکته هم توجه کن که رئیس جمهور این مردم به آنها ثابت کرده است که یک مسئول جمهوری اسلامی می تواند روزی 18 ساعت کار کند پس باید خودت را آماده کنی برای روزی 18 ساعت کار کردن و شاید هم بیشتر.   

ملاک های کاندیدای اصلح از دید رهبر معظم انقلاب

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در اجتماع بزرگ مردم یزد در لزوم شناسایی نماینده اصلح و ویژگی های آن می فرمایند: «آنچه که من عرض می کنم، در درجه ی اول حضور مردمی است. در درجه بعد که البته حائز اهمیت بسیاری است این هم، پیدا کردن نماینده اصلح است. آن کسانی... که به وسیله ی شورای نگهبان صلاحیت آنها اعلام می شود، معنایش این است که این از حداقل صلاحیت مورد نیاز برخوردار است. در بین این کسانی که اعلام میشوند، افرادی هستند با صلاحیت های بالاتر، افرادی هستند در سطح پایین تر. هنر ملت ایران و مردم شهرها و حوزه های انتخابیه این است که دقت کنند، نگاه کنند، بشناسند اصلح را، بهترین را انتخاب کنند؛ بهترین از لحاظ ایمان، بهترین از لحاظ اخلاص و امانت، بهترین از لحاظ دینداری و آمادگی برای حضور در میدان های انقلاب؛ دردشناس ترین و دردمندترین نسبت به نیازهای مردم را انتخاب کنند. اینها فرصت هائی هست، بایستی مردم عزیز ما در همه جای کشور هوشیارانه، با بصیرتِ تمام تلاش کنند، پیدا کنند و با رأی خود مسجل کنند و مجلس را – آن مجلسی را که مورد نیاز جامعه کنونی ماست – تشکیل بدهند. البته مردم توجه باید داشته باشند که تبلیغات رنگین و متنوع ملاک نیست؛ وعده های غیر عملی ملاک نیست. من با خودِ نماینده های محترم در دوره های مختلف وقتی مواجه شدم، به این ها گفتم: آقایان و خانم های نماینده! وظیفه نماینده این نیست که وعده ی عمرانی و فلان پروژه، فلان کار را در منطقه ی انتخابی خود به مردم بدهد؛ اینها کار اجرائی است، کار دولت است. وظیفه نماینده این است که بتواند قانون مورد نیاز کشور را پیدا کند، آن قانون را جعل کند. وقتی قانون شد – یعنی قاعده ای گذاشته می شود – دستگاه های اجرائی و قضائی مجبورند برطبق قانون عمل بکنند و عمل می کنند. وعده های غیر عملی دادن، وعده های بزرگ دادن، اینها ملاک نیست؛ باید مردم توجه کنند؛ گاهی علامت منفی هم هست.

رهبر معظم انقلاب در دیدار اقشار مختلف مردم آذربایجان در تبیین این موضوع مهم می فرمایند: «به کی رأی بدهند؟ شاخص این است که شعارهای انقلاب بایستی به وسیله ی مسئولین و منتخبین ما روز به روز زنده تر شود این شاخص است. ربطی به جناح بندی ها ندارد، ربطی به اسمها ندارد. علاج دردهای این ملت و وسیله ی رسیدن به آرمانهای این ملت، شعارهای انقلاب است؛ اینها باید حفظ شود. آن کسانی که با این شعارها به معنای حقیقی کلمه مخالفند، دشمنِ این شعارهایند؛ اینها نباید در مراکز تصمیم گیری واقع بشوند. بین ملتند، باشند. آحاد ملت، هر کسی هر عقیده ای داشته باشد، اشکال ندارد؛ اما آن کسی که عقیده اش این است که این ماشین باید راه نیفتد، این را نمی شود پشت رُل گذاشت. یک آدمی که عقیده اش این است که از این جا باید این اتومبیل حرکت نکند، این شخص را پشت فرمان خودرو بگذاریم، هیچ وقت این اتومبیل حرکت نخواهد کرد. باید کسی را بگذاریم که معتقد به این حرکت باشد، معتقد به این راه باشد، معتقد به آن هدف باشد، معتقد به توانائی های ملی باشد، معتقد به اسلام، معتقد به انقلاب باشد و شاخص ها را قبول داشته باشد. این آن نقطه ی حساس است. این هم نکته دوم است.البته باید هوشیاری بخرج داد؛ باید هوشیاری بخرج داد. از دوروها و دو رنگ ها و ظاهر باطن مختلف ها بایستی ترسید.

سَرِ خُم مِی سلامت ...

«در زمان شاه این شعبان بی مخ ها و دار و دسته اش بودند که مثل همین اراذل و اوباش با رفتار وحشیانه و جمع کردن رجاله ها و لات ها با مخالفان خودشان برخورد میکردند.عدلیهحالا هم متاسفانه همان ادبیات و همان روش با نام اسلام ، انقلاب ، دفاع از ارزش ها و این حرف ها انجام میشود. اداره مملکت با همین رجاله ها و ارذل و اوباش است .» این بخشی از مصاحبه ای است که فائزه هاشمی در ایام پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری با سایت ضد انقلابی روزآنلاین انجام داد و به خاطر این جملات به دادگاه احضار و پس از کلی کش و قوس به 6 ماه حبس محکوم گردید که البته قطعی نشده است و رأی قطعی در دادگاه تجدید نظر داده خواهد شد که بعید میدانم این حکم «آب نرود».البته این کوچکترین جرمی است که فائزه بعد از انتخابات 88 انجام داد. ای کاش «آژیر» قابلیت پخش کلیپ را هم داشت تا فیلم فائزه هاشمی را در روز عاشورا 88 و حضور او در کنار آشوبگرانی که در این روز عزیز کف و سوت می زدند و به بزرگان انقلاب فحاشی میکردند برایتان پخش میکردیم. و یا فیلم حضور او را در جمع آشوبگران خیابان های انقلاب و ولیعصر و روبروی دانشگاه علوم تحقیقات و...  .

اما چند روز پیش سعید تاجیک ،همان کسی که در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(علیه السلام)  - به روایتی- مزاحم فائزه هاشمی شده بود و با الفاظ رکیک به هاشمی رفسنجانی توهین کرده بود، توسط «عدلیه» به 8 ماه حبس و 50 ضربه شلاق ! ! محکوم شد . من به هیچ وجه قصد تایید توهین های سعید تاجیک را ندارم. و اعتراضی هم به حکمی که «عدلیه» برای او بریده است نمیکنم. اتفاقا از همه خوانندگان تقاضا دارم یکی از این دو حکم را که هر دو تقریبا به دلیل فحاشی و توهین به ارکان نظام داده شده است مبنا قرار دهند و در مورد عادلانه بودن یا نبودن دیگری فکر کنند.آیا در جمهوری اسلامی توهین به عاشورای حسینی و مسئولان ارشد نظام وقیحانه تر است یا توهین به عضو مجلس خبرگان و دخترش؟ چرا قوه قضاییه مردم و مستضعفین را اینقدر «بَبو»حساب میکند که اتهام فائزه را نه توهین به روز عاشورا و نه تحریک آشوبگران و معاندین ، بلکه فعالیت تبلیغی علیه نظام عنوان میکند؟ چرا آقایان نمیتوانند درک کنند که با این روش محاکمه ،امید مستضعفین به وجود عدالت در جمهوری اسلامی کم رنگ تر میشود ؟ چرا بعضی از مسئولین نمی خواهند بپذیرند که «مردم ولی نعمتان این انقلابند» نه آقایان و آقازادگان؟چرا ریاست محترم قوه قضاییه وقتی که فائزه آنگونه در اغتشاشات و توهین به مقدسات شیعه و نظام اسلامی حضور فعال داشت ،در شورای عالی قضایی موضع شفاف نگرفتند ولی برای محکوم نمودن توهین سعید تاجیک، نطق آتشین در این شورا ایراد فرمودند؟ چرا بعد از توهین های مکرر  فائزه به مقدسات شیعه ،مسئولین ارشد نظام و به ملت ایران، هیچ حرفی در مورد حرام شدن فائزه به شوهرش در تریبون نماز جمعه تهران گفته نشد اما در مورد .... فریاد سر داده شد؟ چرا «سید الذاکرین ها» و دیگر مداحان بزن بهادر کشور در مورد فائزه! از فتوای قتلِ بامزد و بریدن عورت حرفی نزدند؟ و چرا های دیگر...؟؟؟؟

خب پاسخ واضح است.اصلا پاسخ هیچ کدام از این سوال ها مهم نیست ، چون از طرف مستضعفین پرسیده میشود نه آقا زاده ها . مردم که مهم نیستند . مهم این است که آقا زاده ها درآسایش و سلامت باشند . سر خم می سلامت/ شکند اگر سبویی.

حماسه حضور به نقل از رسانه های خارجی

اگر چه برخی رسانه های صهیونیستی معمولا تلاش زیادی برای کوچک نمایی و سانسور حماسه های مردم ایران می کنند اما حضور مردمی در سی و سومین جشن بزرگ احماسه حضورنقلاب اسلامی آنقدر خیره کننده بود که همه رسانه های جهان را به تعظیم واداشت.

خبرگزاری فرانسه در گزارش خود از راهپیمایی 22 بهمن نوشت: محمود احمدی نژاد رییس جمهوری‏ ایران روز شنبه اعلام كرد كه طی روزهای آینده از چند دستاورد بزرگ هسته ای‏ رونمایی می شود.
‏به گزارش این خبرگزاری احمدی نژاد در سخنرانی خود به مناسبت سالگرد انقلاب اسلامی ایران اعلام كرد،‏ ملت وی هرگز تسلیم تحریم های كشورهای غربی و تهدیدها نظامی آمریكا و‏ اسراییل نخواهد شد.‏ جمعیت در مركز تهران از سخنان و اظهارات احمدی نژاد‏ استقبال كردند و بسیاری از آن ها پلاكاردهایی با شعارهای مرگ بر آمریكا‏ و مرگ بر اسرائیل در دست داشتند. خبرگزاری فرانسه افزود: در مرحماسه حضوراسم جشن انقلاب ماكت هواپیمای جاسوسی آمریكا ( پهپاد ) كه از ماه‏ دسامبر در اختیار ایران است، در مقابل جایگاه سخنرانی احمدی نژاد قرار‏ داشت.‏ ماكت پهپاد آر كیو - 170 كه در تهران به نمایش در آمد، همان هواپیمای‏ بدون سرنشینی است كه به گفته مقامات ایرانی با نفوذ به سیستم‏ مخابراتی توانستند آن را سرنگون كنند.‏ ایران سی و سومین سالگرد انقلابی را كه منجر به سرنگونی شاه غرب گرای‏ این كشور و ایجاد یك حكومت دینی شد، جشن گرفت. روحانیان، دانشجویان و‏ مخالفان رژیم سابق این انقلاب را رقم زدند.

شبكه تلویزیونی "ان .تی. وی" در گزارشی ازحماسه حضور مراسم چشن انقلاب در تهران در مطلبی تحت‏ عنوان «ایران، جهان را شگفت زده خواهد كرد» نوشت ، محمود احمدی نژاد‏ رییس جمهوری ایران در سخنرانی امروز خود اعلام كرد كه در آینده نزدیك جهان‏ شاهد پیشرفت جدید ایران در فناوری انرژی هسته ای خواهد شد.
در عین حال شبکه خبری دولت انگلیس، بی بی سی، ضمن تلاش برای کم رنگ جلوه دادن حضور گسترده مردم در راهپیمایی 22 بهمن، با خودداری از اعتراف به مشارکت میلیونی مردم ایران، آن را حضور ده‌ها هزار ایرانی اعلام کرد. این رسانه انگلیسی در ادامه نوشت: همچنین یک ماکت از هواپیمای بدون سرنشین RQ-170 با ابعاد واقعی که ایرانی ها در دسامبر گذشته موفق به فرونشاندن آن در خاک خود شدند، در میدان آزادی نمایش داده شد.

خبرگزاری رسمی چین(شینهوا) نیز در گزارشی از حضور پرشور و گسترده ملت ایران در راهپیمایی 22 بهمن گزارش داد ملت ایران در تظاهرات سراسری 22 بهمن، علیه آمریکا شعار سر دادند.

رسانه های مصری هم حضور مردم ایران در راهپیمایی سالروز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی را میلیونی توصیف کردند. الیوم السابع در این باره نوشت: تظاهرات کنندگان ایرانی در راهپیمایی های میلیونی در شهرهای مختلف ایران، فریاد مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا سر دادند و بر ادامه مقاومت و ایستادگی در برابر تمام تلاشهای غربی به سبب برنامه هسته ای خود تاکید کردند.

اظهارات رئیس جمهوری ایران در مراسم سی و سومین سالگرد انقلاب شکوهمند اسلامی درباره پیشرفت های هسته ای کشورمان به تیتر اول روزنامه جروزالم پست تبدیل شد. این روزنامه در گزارشی نوشت: محمود احمدی نژاد رئیس جمهحماسه حضوروری ایران امروز شنبه در مراسم سی و سومین سالگرد انقلاب اسلامی در میدان آزادی گفت ایران به زودی از پیشرفت های بسیار مهم در زمینه هسته ای خود خبر می دهد.

خبرگزاری رویترز در گزارشی با پرداختن به سخنرانی رئیس جمهوری ایران در میدان آزادی و پیشرفت بسیار در زمینه هسته ای به شعارهای ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی در جشن مردمی انقلاب پرداخت. رویترز نوشت: تظاهرات کنندگان با حمل پرچم ها و تصاویری از آیت الله علی خامنه ای رهبر معظم انقلاب شعار "مرگ بر اسرائیل" و "مرگ بر آمریکا" را سر دادند.

ادامه نوشته

ترور علم؟!!

ترور مقوله ای است که در هیچ منطق و تفکری تایید نشده است و هیچ بخشهادت هنر مردان خداستشی از اذهان عمومی جهان را نمی توان برای توجیه این عمل اقناع کرد .در جوامعی که در آنها انقلاب های تئوریک صورت گرفته است ،حمله و غافلگیری نظامی ، ترور و توهین به مقدسات و پایه های تئوریک آن جامعه از سوی دشمن خارجی،هیچگاه تاثیر نرم افزاری نخواهد داشت ، چرا که موجب برانگیخته شدن و جریحه دار شدن احساسات عمومی و انقلابی آن جامعه شده و باعث ایجاد وحدت بر سر اشتراکات پایه ای انقلاب می گردد.عجیب است که دشمنان خارجی ما که خود را هوش برتر جهان می دانند هنوز به چنین اعمال ابتدایی دست می زنند.حملات خارجی،هرگز برای یک ملت که ارزشهای بنیادین آنها ، واحد است و ریشه در فطرت آنها دارد ...

ادامه نوشته

نگذارید انقلاب به دست سفیدپوستان بیفتد

متنی که در زیر می خوانید همچون اکثر قریب به اتفاق مطالب و مقالات این وبلاگ به قلم نویسنده وبلاگ می باشد و هم اکنون نیز در بخش فرهنگی شبکه خبر دانشجو (snn.ir) و افکار نیوز (Afkarnews.ir)منتشر شده و قابل مشاهده است.

نگذارید انقلاب به دست سفیدپوستان بیفتد

استاد حسن رحیم پور ازغدی در بین یکی از سخنرانی هایش خاطره ای را از آخرین روزهای جنگ تعریف کرد که قابل تامل بود. ایشان می فرمود:[نقل به مضمون]«وقتی که می خواستیم از جبهه برگردیم یکی از رزمنده هایی که تقریبا تمام سالهای دفاع مقدس را در جبهه حضور داشت داخل ماشین ما بود .بعد از این که سر صحبت باز شد درد دل های زیبایی را برایمان از کسانی که درگیر جنگ و دفاع مقدس بودند گفت. او می گفت:«این آدم ها سه دسته اند،سیاهپوستان،سرخپوستان و سفید پوستان. سیاهپوستان ما بودیم که اول جنگ ، کار و زندگی مان را رها کردیم و به جبهه آمدیم و چون ماهها درجبهه و دور از خانه مانده بودیم وقتی به مرخصی می رفتیم باید دوباره با زنمان عقد می کردیم تا به هم حلال شویم!و خودمان را دوباره به بچه هایمان معرفی کنیم تا بچه هایمان به اشتباه به ما نگویند «عمو!». بعد از جنگ هم حتما بیکار و بیسواد خواهیم بود و کنار گذاشته می شویم چون در این هشت سال هم شغلمان را از دست داده ایم و هم سواد کمی داریم. سرخپوستان... ادامه را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

خدا بده برکت!!

رای دادگاه فائزه صادر شد و او به شش ماه حبس و ...  .کلیات و جزئیاتش را خودتان خوب می دانید و نیازی به تکرار نیست.پیشنهاد من به خودمان این است که بیایید«کلاهمان را به آسمان هفتم پرت کنیم!». آهای! انجمن های اسلامی دانشجویان مستقساندویچل،بسیج دانشجویی ،جامعه اسلامی دانشجویان،مجمع دانشجویان حزب الله،جنبش عدالتخواه دانشجویی و همه نیروهای انقلاب ، با شما هستم، خواهشا شلوغش نکنید. می دانم شش ماه کم است، می دانم برای کسی که سردمدار آشوب بوده ، برای کسی که روز عاشورا هتاکان را رهبری می کرده، برای کسی که ساختار شکنی کرده و ... شش ماه کم است اما «کم ما را زیاد ببینید» و بگویید«خدا بده برکت!»از شما تعجب می کنم ! از شما دانشجویان حزب اللهی دیگر بعید است،مگر انتظارتان بیش از این بود؟ وقتی اتهام کسی که علنا «اقدام علیه امنیت ملی» کرده است به «فعالیت تبلیغی علیه نظام» آن هم به خاطر مصاحبه با روزآنلاین تنزل پیدا می کند، چه انتظاری می توان داشت؟ «اقدام علیه امنیت ملی» زیاد حرف زدن من و توست نه آشوبهای فائزه.به «جهندم!» که با صدور این رای،مستضعفین از وجود عدالت ناامید می شوند.یک ساندویچ خریدن که این حرف و حدیث ها را ندارد!

تازه کجایش را دیده اید؟! غلامعلی بیست روز وقت دارد که به رای صادره اعتراض کند که قطعا تا حالا کرده است.و من با این عقل ناقص و سواد ناچیزم به شما قول می دهم که این شش ماه در دادگاه تجدید نظر «آب خواهد رفت» و با یک -یا چند- صلوات ،رای چند روز پیش قاضی صلواتی را در شعبه پانزده دادگاه انقلاب به یک پانزدهم آن، تخفیف می دهند! من جدا به قوه ی عدلیه امیدوار می شوم و به آن واقعا افتخار می کنم اگر بتواند فائزه را شش ماه در زندان نگهدارد.پس شلوغش نکنید و بگویید «خدا بده برکت!»

این ها آدم نیستند درختند!!

پس از توهین آشوبگران به عاشورای حسینی 88 احساسات مذهبی ملت ایران به شدتچقدر درخت!! جریحه دار شد.از فردای آن روز یعنی هفتم دی ماه مردم استان های مختلف کشور به خیابان ها آمدند و با عزاداری و سر دادن شعار از این عمل آشوبگران ابراز انزجار کردند.استان گیلان و مردم آن اولین مردمانی بودند که به حمایت از حریم عاشورای حسینی برخاستند و به خیابان ها ریختند.در هر جای کشور که مردم در قالب ها و دسته های عزاداری و یا برای راهپیمایی بیرون می آمدند ،هم سیاهپوش بودند و پرچم «یا حسین» به همراه داشتند و هم تصاویر رهبر انقلاب و حضرت امام (ره) را بر دستان خود حمل می کردند،یعنی هم از اسلام و هم از انقلاب اسلامی دفاع می کردند.حضور وسیع مردم با اطلاعیه ی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی کشور برای دعوت ملت ایران جهت شرکت در راهپیمایی رو نهم دی 88 برای دفاع از اسلام و انقلاب اسلامی به اوج خود رسید و از همه شورانگیز تر و قابل توجه تر ،حضور مردم تهران در این راهپیمایی بود.این راهپیمایی و تجمع به قدری وسیع بود که راستش را بخواهید خود من هم باور نمی کردم چنین حرکتی از مردم استان تهران سربزند.اما جمعیت آنقدر زیاد بود که حتی اگر جمعیت عابرین پیاده و تماشاچیان را از این رقم کم می کردی باز هم بدون اغراق راهپیمایی نهم دی ... به ادامه مطلب رجوع کنید

ادامه نوشته

باور کنید خدا از آمریکا قویتر است

یکی از پژوهشگران اصلی فناوری سلول های بنیادی در جلسه ای با تعدادی از مسئولین یکی از نهادهای کشور-که بعدها خبر آن منتشر شد- از روزهای سخت ابتدایی کار یعنی زمانی که هنوز این فناوری در ایران به این حد نرسیده بود .سخن می گفته است.ایشان می گفتند:«در اولین روزهای کار وقتی من در جمع تعدادی از متخصصین دانشگاهی کشور صحبت می کردم و از عزم دانشمندان پژوهشکده کشورمان برای تولید این سلول ها خبر می دادم،یکی از حضار سخنانم را قطع کرد و با تمسخر به ما گفت که شما خواب دستیابی به چنین فناوری پیچیده ای را هم نخواهید دید.در آن روزها که اکثر سخنان متخصیصن داخلی ،حرفهایی از همین دست بود و هیچ کس باور نمی کرد که تلاش های ما به تنیجه ی خاصی برسد،من و همکارانم جهت دیدار و ارائه گزارش به محضر تنها حامی خود یعنی مقام معظم رهبری رفتیم.ایشان پس از شنیدن اخبار و گزارشات ما، با حمایتها و سخنان امیدوار کننده ی خود چنان روحیه ای به ما دادند که قابل وصف نیست.» و اکنون ایران در فناوری سلول های بنیادی در آخرین رتبه بندی جهانی که در تورنتوی کانادا صورت گرفت به همراه استرالیا در مقام هفتم جهان ایستاده است.

... ادامه را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه نوشته

حکم؟؟!!

چند روزی است که موضوع اختلاس سه هزار میلیارد تومانی از بانک صادرات داغ شده است.خبری که کیهان مدعی است که دو ماه پیش اسناد آن را چاپ کرده است.اما چند روز پیش پس از صحبت رئیس جمهور در اردبیل و درخواست او از رئیس قوه قضاییه جهت پیگیری و توجه قوه قضاییه نسبت به این موضوع ،ریاست محترم قوه قضاییه طی حکمی غلامحسین محسنی اژه ای دادستان کل کشور را مامور نظارت دقیق بر رسیدگی سریع و بدون اغماض این پرونده کرد.این اختلاس را بزرگترین اختلاس کشور می دانند که البته دیروز رئیس کل بانک مرکزی ارزش روز این اختلاس را 47 هزار میلیارد برآو.رد کرد.

اما نکته ای که در این موضوع جالب است صدور حکم و انتصاب مامور ویژه برای این اختلاس است.همه ی ما پیش از این هم خبر اختلاس های متفاوت شنیده ایم،مثلا چند وقت پیش رئیس جمهور در کنفرانس خبری خود با رسانه های داخلی و خارجی اعلام کرد که اسامی 312 نفر از بدهکاران کلان بانکی کشور را به قوه قضاییه تحویل داده است و همینطور هر سه قوه دو ماه پیش تایید کردند که شصت نفر از مفسدین اقتصادی حدود شصت هزارمیلیارد تومان ربوده اند و فقط یک نفر از آنها هزار میلیارد تومان اختلاس کرده است به طوری که فردای آن روز این رقم درشت به تیتر اول روزنامه ی کیهان تبدیل شد.حال سوالی که برای بنده پیش آمده است این است که فرق این اختلاس با اختلاس های کلان قبلی در چیست که قوه قضاییه نسبت به آن حساس گشته و رئیس قوه برای آن مامور ویژه تعیین می کند؟ رقم اختلاس های قبلی هم کم نبوده است و برای نمونه اختلاس هزار میلیارد تومانی که به تیتر یک کیهان هم تبدیل می شود رقم مختصری نیست که بتوان از آن گذشت پس چرا از قوه قضاییه صدایی بلند نشد؟ مگر اختلاس های متعدد هزاران میلیاردی قبلی جزء بیت المال نبودند؟ شاید خون دزدان قبلی بیت المال رنگین تر و چشمشان سیاه تر از این مورد آخر است که بر خلاف قبلی ها حکم صادر می شود و سر و صدا به پا می شود.حسین شریعتمداری مدیرمسئول کیهان در سرمقاله شنبه اخیر مدعی شد که کیهان دوماه پیش اسناد این اختلاس را چاپ کرده است، پس چرا تا پیش از آنکه رئیس جمهور در اردبیل سر و صدا کند و آن را کاملا رسانه ای و حساس کند نه حکمی در قوه قضاییه صادر شد و نه اراده ای اینچنینی ایجاد شد؟ نمی خواهم افتخار این عدالت خواهی را به رئیس جمهور بدهم ؛ نه ، ولی این نشان می دهد که آن اراده ی قوی که باید همیشه و نه مقطعی در قوه قضاییه برای مبارزه با اختلاس کنندگان و مفسدین اقتصادی وجود داشته باشد نیست.در حالی که بارها رهبر انقلاب فرموده اند «موضع نظام در برابر مفسدین اقتصادی مشخص است و باید آنها مجازات شوند» ولی هر از چند گاهی این موضوع پررنگ می شود و پس از مدتی بی نتیجه رها می شود.به هر حال خبر دستور ویژه جهت پیگیری اختلاس خبر بسیار مسرت بخشی است و امید است که همیشه این گونه با اختلاس کنندگان برخورد شود تا امید مستضعفین نسبت به برقراری عدالت تضعیف نشود.   

فروش زمین واقعیت یا شایعه؟

آنچه در زیر می خوانید متن خلاصه شده ای است از کتابچه ی «فروش زمین،واقعیت یا شایعه؟» که توسط دفتر جنبش مقاومت اسلامی حماس در تهران جهت پاسخ به شبهه فروش زمین های فلسطین توسط مردم فلسطین به یهودیان تهیه و تدوین شده است.لطفا با دقت به شیوه هایی که یهودیان با کمک روباه پیر برای غصب زمین های فلسطینیان به کار برده اند دقت کنید.امید. است مورد توجه خوانندگان قرار گیرد:

فروش زمین واقعیت یا شایعه؟

مقدمه

در این نوشتار تلاش می کنیم که به بررسی زوایای مختلف شایعه دروغین «فروش زمین توسط فلسطینیان» بپردازیم. این دورغ بزرگ در بیش تر کشورهای اسلامی شایع شده است و در واقع یکی از شایعات و دروغ پردازی های یهودیان و ایادی آن ها به شمار می رود. مهم ترین این ادعاها و شایعات این است:« ملت فلسطین سرزمین خود را به یهودیان فروختند، پس چرا از ما می خواهند سرزمینی را آزاد کنیم که فروخته شده و پول آن هم گرفته شده است؟»

بارها این سوال مطرح شده است. در کشورهای اسلامی از جمله ایران اسلامی که امید است در راه آزادی فلسطین گامی بردارند. بیش تر این شایعات رواج دارد. رژیم شاهنشاهی گذشته به علت روابط مستحکمی که با رژیم صهیونستی داشت، این گونه دروغ پردازی ها و ادعاهای کذب را ترویج می کرد.

این مسأله بسیار حساس و مهم است و هر مسلمانی در هر گوشه ای از جهان به خصوص فرهیختگان و قشر تحصیلکرده جوامع اسلامی باید خوب آن را تجزیه و تحلیل کرده و در قبال این گونه شایعه پراکنی ها موضع قاطعی بگیرند و به روشنگری اقشار مختلف مردم بپردازند؛ چرا که فلسطین تنها ملک فلسطینیان نیست، بلکه از آن همه مسلمانان است.

باید اذعان کرد که برخی مسلمانان تحت تاثیر این شایعات قرار گرفته و آن ها را باورمی کنند. در این پژوهش تلاش شده تا نگرشی کلی درباره فروش زمین به یهودیان در عهد امپراتوری عثمانی و دوران قیومیت انگلستان بر فلسطین ارائه شود.

خمیر مایه این تحقیق این است که فلسطین متعلق به فلسطینیان و سرزمین و موقوفه اسلامی و از آن تمام مسلمانان جهان و نسل های بعدی تا قیامت است.

دفتر جنبش مقاومت اسلامی حماس در تهران

فلسطین در عهد امپراتوری عثمانی

در اواخر قرن نوزدهم مهاجرت یهودیان به فلسطین ابعاد گسترده تری به خود گرفت. یهودیان و صهیونیست های غیر یهودی، یهودیان سایر نقاط جهان را به مهاجرت به فلسطین ترغیب می کردند. این تلاش ها از قرن شانزدهم میلادی شروع شد تا این که در آن از سال 1621م. هزی فنش از وکلای انگلیسی نوشته ای تحت عنوان «رستاخیز بزرگ جهانی و فراخوان یهود» منتشر ساخت و در آن از یهودیان خواست به فلسطین کوچ کنند. از سوی دیگر، دانشمندان مسیحی مانند اسحاق نیوتن (1727-1643)، ژان ژاک روسو (1778-1712)، بریستلی (1804-1733)، شاوسبری و لورانس اولیونت نیز در این باره مطالبی نوشتند و یهودیان را به مهاجرت به فلسطین تشویق کردند...(بقیه در ادامه مطلب)

 

ادامه نوشته

هُوَ الباقی

«هُوَ الباقی»

دو سال گذشت

حتما اطلاعیه های ترحیم را تا کنون روی در و دیوار دیده اید.وقتی چهل روز و یا یکسال از مرگ کسی می گذرد اطلاعیه های ترحیم را با این عنوان شروع می کنند«چهل روز گذشت» «یکسال گذشت».حکایت خائنین به انقلاب و رای مردم و جمهوریت و اسلامیت نظام ما هم اینگونه شده است.الان دو سال است که از انتخابات ریاست جمهوری دهم می گذرد و فقط بعضی از کسانی که در اغتشاشت کیوسک تلفن می شکستند و شیشه خرد میکردند و سطل آشغال آتش می زدند،دستگیر شده اند و البته از سران میانی اصلاح طلب و بعضی از تئوریسین های آنها نیز بازداشت شده اند که در زندانهای استخر دار زندگی می کنند و روی مبل می نشینند.چندی پیش البته نظر حکیمانه ی رهبر انقلاب. را پیرامون دستگیری میر حسین موسوی و کروبی از یکی از سایت های خبری خواندم .مضمون سخنان ایشان این بود که هنوز برای ایشان مسجل نشده است که نفع دستگیری این دو نفر برای نظام بیشتر از آزادی آنان است و گویا فرموده بودند که هر وقت به این نتیجه رسیدند این اتفاق خواهد افتاد.

اما کسانی که بر ضد انقلاب میلیاردها تومان پول خرج کردند و اغتشاشگران را در خیابان رهبری کردند و به اصول انقلاب علنا فحاشی کردند و اراذل و اوباش را اجیر کردند تا ناامنی ایجاد کنند و موجب ریختن آبروی کشور و نظام ولایی شدند و جوانان این کشور را به کشتن دادند هنوز آزادند و ول می چرخند.هر کس دیگری اگر اینقدر خیانت کرده بود ، حتی اگر به کره مریخ هم گریخته بود ،قوه قضاییه تا کنون صدها بار او را دستگیر و مجازات کرده بود اما ... اما چه کسی جرات دارد به این آقازاده که به لندن گریخته چپ نگاه کند؟ چه کسی جرات دارد به خانم «ف» بگوید بالای چشمت ابروست؟بله ؟ نشنیدم ... فرمودید خودتان در تلویزیون دیدید که آشوبگران را تحریک می کرد؟ بعد از نماز جمعه رهبر انقلاب در 29 خرداد هم باز به تحریک آشوبگران دست زد؟ گفتید خودتان دیده اید که آشوبگران و فحاشان به ولی فقیه را در روز عاشورا رهبری می کرد؟ می فرمایید کلیپش را دارید؟ خب داشته باشید! اصلا شما بیخود کرده اید که کلیپش را دارید!! من و شما ... خورده ایم که از این موضوع ناراحت شده ایم!! خب فحش داده که داده!! «جرم بزرگ» مرتکب شده که شده!! به من و شما که مربوط نیست. قوه قضاییه قانون دارد و همه هم در برابر قانون برابرند منتها آقازادگان ،مخصوصا زادگان این آقا از بقیه برابرترند! به من و شما چه مربوط که بخواهیم فضا را ملتهب کنیم ؟ مجلس و قوه قضاییه اگر جرات کردند خودشان رسیدگی می کنند.

از آزادی لذت ببرید

«مرگ بر ضد ولایت فقیه».مقاله ام را با این جمله آغاز می کنم تا بهانه جویان،مرا متهم به پیروی از مکتب مشائیسم نکنند.دو روز پیش ما.جرای پر سر و صدای کنار رفتن و برگشتن وزیر اطلاعات با حضور همزمان رئیس جمهور و مصلحی وزیر اطلاعات در جلسه هیئت دولت به پایان رسید. البته اگر سایت های خبری «اصولگرایانِ ظاهری» دست از شانتاژ رسانه ای بردارند.نگارنده به هیچ وجه قصد دفاع از اشتباهات رئیس جمهور و یا افتضاحات مشایی در دولت های نهم و دهم را ندارد و فقط قصد دارد در حد چند سطر به موضوع «عدالت رسانه ای» بپردازد.

از نظر هر دانشجوی شیعه و ولایی،جزای ضدیت با ولایت فقیه، «مرگ» است حتی اگر این ضدیت از سوی شخص رئیس جمهور کنونی باشد،که نیست.در این حدودا سه هفته که ماجرای رفتن و برگشتن وزیر اطلاعات اتفاق افتاد خیلی ها برای حمایت از ولایت فقیه خبر ساختند و مقاله نوشتند و مصاحبه کردند و ضدیون را محکوم نمودند که «اجرهم عند ا...» اما تازه اگر بپذیریم که رئیس جمهور در این قضیه در رابطه با اجرای حکم رهبری کوتاهی و تعلل کرده است-که اگر کرده باشد خطایی است نابخشودنی- موضوع این است که آیا این اولین باری است که در این چند سال اخیر عمل شنیع «مخالفت با ولایت فقیه» اتفاق افتاده است؟ قطعا پاسخ منفی است.با این حساب سوال بعدی این است که آیا هجمه های رسانه ای و موضع گیری های نخبگان در موارد پیشین نیز همچون مورد اخیر تند و صریح و شجاعانه بوده است؟

روزهای پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم خصوصاً پس از خطبه تاریخی امام خامنه ای در روز 29 خردادماه را به خاطر بیاورید.رهبر عزیز انقلاب با سخنان روشنگر خویش به تمامی شبهات پاسخ دادند و صریحا آشوبگری و اردوکشی خیابانی را خطا و مخالف امنیت و آبروی نظام جمهوری اسلامی نامیدند.اما به یاد دارید پس از سخنان حکیمانه ی ایشان و در آشوبهای روزهای بعد تهران که در واقع به مخالفت با منویات رهبری، از سوی جریان فتنه رهبری می شد،چند نفر از آقازاده ها و فرزندان مسئولین بسیار رده بالای کشور دست داشته و دستگیر شدند؟نمونه بارز آن فرزندان هاشمی رفسنجانی بودند که چپ و راست در آشوبهای تهران دیده و یا برای ساعاتی دستگیر می شدند.مگر صداوسیما تصاویر فائزه هاشمی را در حال رهبری آشوبگران بعد از انتخابات پخش نکرد؟مگر تصاویری که خبرگزاری فارس از فائزه هاشمی که در روز عاشورا در بین آشوبگرانی که مخل امنیت نظام ولایی شده بودند و شعار ضد رهبری می دادند روی خروجی خود گذاشته بود را فراموش کرده اید؟ مگر سخنان دشمن شاد کن هاشمی رفسنجانی که در اولین و آخرین حضورش بعد از انتخابات به عنوان امام جمعه تهران ایراد شد را فراموش کرده اید؟مگر داستان خیانت های مهدی هاشمی همچون sms center و دهها مورد دیگر که از زبان یکی از مقامات برجسته امنیتی کشور که طی یک فایل صوتی در کشور پخش شد را به یاد ندارید؟

حال سوال این است که صدا و سیما ،شخصیت ها،مقاله نویسان و سایت های خبری منتسب به اصولگرایان ،ولایتمداریشان کجا رفته بود که جرات نمی کردند صریحا از هاشمی رفسنجانی نام ببرند و او را متهم به مخالفت با ولایت فقیه کنند؟مداحان مؤدبی!!!! همچون سعید حدادیان زبانشان در کجایشان گیر کرده بود که جرات نمی کردند از آنها نام برده و فایل صوتی بیرون دهند؟ نکند آن موقع ضدیت با ولایت فقیه در حد «شرک بالله»نبود؟ آن روزها تنها کسانی که جرات نام بردن از چنین اشخاصی را داشتند انگشت شمار بودند همچون آیت ا... مصباح و آیت ا... یزدی و چند نفر دیگر.تریبون داران هفتگی تهران چرا آن روزها از نام بردن از اشخاص اصلی اکراه داشتند؟

شنیده ایم و خبر داریم که اگر چنین هجمه هایی که به حق یا نا حق به دولت نهم و دهم و رئیس جمهور شده است در دوران سازندگی و اصلاحات از سوی رسانه ها و اشخاص صورت می گرفت،چه اتفاقی می افتاد.مطمئن باشید منتقدان و سیاه نمایان را می فرستادند جایی که «عرب نی انداخت.»به قول احمدی نژاد «بگذارید سی روزنامه و هفته نامه و نشریه مرا بکوبند تا طعم آزادی را بچشند».بله،آزادی رسانه ای در دولت احمدی نژاد بسیار بیشتر از دولت های قبل است.از آزادی لذت ببرید.

بحرین را چه می شود؟!!

بحرین کشوری است جزیره‌ای در خلیج فارس. پایتخت آن منامه و زبان رسمی آن عربی است و استفاده از زبان‌های انگلیسی، فارسی و اردو هم در آنجا بسیار رایج است.این کشور از ۳۲ جزیره تشکیل یافته‌است. بحرین ۷۰۶ کیلومتر مربع مساحت دارد که کوچک‌تر از کوچک‌ترین استان کشورمان است. از هفتصد کیلومتر مربع مساحت این کشور نزدیک به چهارصد کیلومترمربع آن بیابانی است. بحرین به «جزیره یک میلیون نخل» نیز شهرت داشته‌است.بحرین از سال ۱۸۲۰ میلادی تحت سرپرستی انگلستان بوده، و در سال ۱۹۷۱ استقلال کامل یافته‌است.در گذشته به منطقه ساحلی جنوب خلیج فارس حد فاصل بصره تا بحرین امروزی بحرین گفته می‌شد که شامل منطقه ی احسا، در عربستابحرینن، هم بود. بحرین مدتی در زمان ساسانیان در قلمرو کشورمان بود. از سال ۱۵۲۲ تا ۱۶۰۲ بحرین مدتی در دست پرتغالی‌ها قرارگرفت. در سال ۱۶۰۲ میلادی، پس از اخراج پرتغالی‌ها از خلیج فارس، جزیره ی بحرین به دست  صفویان افتاد و سلطه ایران بر آن (به جز دوره‌های کوتاهی از حمله ی عمانی‌ها) تا سال ۱۷۸۳ میلادی ادامه داشت. از سال ۱۷۸۳، جزیره ی بحرین به دست خاندان آل خلیفه (که از اعراب شبه‌جزیره ی عربستان بودند) افتاد که از قرن نوزدهم تا سال ۱۹۷۱ تحت‌الحمایه ی انگلیس بودند. با این حال، در دوران قاجار و پهلوی، ایران هنوز مدعی مالکیت بر بحرین بود تا آنکه در سال ۱۹۷۱، پس از میانجی‌گری سازمان ملل و همزمان با اعلان استقلال بحرین از انگلیس، ایران ادعای حاکمیت بر بحرین را کنار گذاشت.هر از چند گاهی سخنان بعضی از مقامات کشورمان در باره ی حق ایران در مالکیت بحرین جنجالی می شود.نمونه اخیر آن سخنان سال گذشته ناطق نوری بود که تا حدودی موجب سر و صدای رسانه ای شد. جمعیت بحرین طی دهه گذشته تقریباً دو برابر شده‌است. در سال ۲۰۰۱ اتباع این کشور ۶۲٪ جمعیت این کشور را تشکیل می‌دادند ولی اکنون فقط ۴۶٪ درصد کل جمعیت هستند. جمعیت کل کشور از ۶۵۰٬۰۰۰ نفر در سال ۲۰۰۱ به یک میلیون و دویست و سی هزار نفر افزایش یافته‌است.پنجاه هزار نفر ایرانیان بحرین هم که اکثر آنان در اصل مهاجرانی از جنوب ایران از فارس و بوشهر هستند در بحرین زندگی می‌کنند و به رغم سکونت طولانی آنان در اینجا همچنان به فارسی صحبت می‌کنند.اسلام دین رسمی بحرین است. ۸۱٫۲٪ جمعیت بحرین مسلمان (۶۶٪ شیعه و ۳۳٪ سنی) و ۹٪ مسیحی هستند. تشیع توسط قبیله عبدالقیس وارد بحرین شده‌است. بحرین پس از ایران و عراق و آذربایجان٬ چهارمین مرکز شیعی در جهان اسلام است. حوزه علمیه ی بحرین از حدود ۴۰۰ سال گذشته بسیار فعال بوده‌است.پادشاه بحرین شیخ حمد بن عیسی آل خلیفه است که از سال ۱۹۹۹ تاکنون بر این جزیره حکومت می کند. حکومت بحرین در سال ۲۰۰۲ از امیرنشین به پادشاهی تغییر نام داد.

پس از انقلاب تونس که موجب فرار زین العابدین بن علی شد و همچنین انقلاب مردم مصر و سقوط حسنی مبارک و خیزش اسلامی در خاورمیانه بحرینی‌ها نیز دست به قیام زدند و به اعتراض به عملکرد پادشاه این کشور پرداختند که نیروهای آل خلیفه و آل سعود به بازداشت و سرکوب مردم پرداختند. میدان اللّؤلؤ برای انقلابیون بحرین حکم میدان التحریر قاهره را داشت که با بالا گرفتن قیام مردم بحرین سازه ی میانی میدان تخریب شد.طی چند هفته ی اخیر تک تیراندازهای رژیم آل خلیفه کاملاً نشان داده اند که با هیچ کس شوخی ندارند و فقط شلیک به جمجه معترضان و متلاشی نمودن سر انقلابیون است که آنها را راضی می کند.نیروهای آل خلیفه و ارتش عربستان چندی پیش بزرگترین پرچم«لبیک یا حسین» را در بحرین نابود کردند و با بی شرمی تمام تا کنون بیش از صد مسجد را تخریب و قرآن های آنان را سوزانده اند.آنها به بهانه وجود انبار اسلحه انقلابیون در زیر کف مساجد،تمام موزائیک های مساجد را بلند می کنندکه این خود مساوی است با قدم اول جهت تخریب مساجد.امپراطری رسانه ای غرب و شبکه های خبریعربی وابسته به آل سعود،نسل کشی های بحرین را در بایکوت رسانه ای قرار داده اند و بیشتر به تحولات لیبی و پیشروی ناتو می پردازند.رسانه هایی که کلیپ مرگ «ندا آقا سلطان» را در 24 ساعت برای بیش از یک میلیارد کاربر اینترنت به نمایش گذاشتند،الان همگی روزه ی سکوت گرفته اند تا اربابان یهودی شان راضی شوند.تمام نهاد های بین المللی حافظ حقوق بشر نیز «خفه خون» گرفته اند و انگار نه انگار!!  ...چرا؟ شاید چون اکثر جمعیت بحرین شیعه است و غرب و صهیونیسم و نیروهای آل الشیطان خوب می دانند که نباید به شیعه فرصت نفس کشیدن داد، چون در غیر این صورت ممکن است «جمهوری اسلامی» دیگری در منطقه شکل بگیرد و این برای موجودیت اسرائیل بسیار خطرناک است.گسی چه می داند،شاید همانطور که جریان 14 مارس و مخالفان حزب ا... لبنان نگرانند،این ها هم نگران آنند که با پیروزی انقلابیون، حکومت مبتنی بر ولایت فقیه در بحرین شکل بگیرد.جالب اینجاست که تمام غرب و صهیونیسم و آل الشیطان از ولایت فقیه در هراسند ولی خودمان آنگونه که باید در داخل کشور قدر آن را نمی دانیم.موج بیداری اسلامی منطقه رخدادی بدون بازگشت است و این خیزش را هرگز نمی توان با تک تیرانداز و بمب خوشه ای خواباند البته مطمئنا  نیروهای آل خلیفه و آل سعود اگر لازم باشد، سر تک تک انقلابیون بحرین و خانواده شان را متلاشی خواهند کرد، اگر لازم باشد از تمام دختران جوان و شاعره های انقلاب بحرین همچون «آیات القرمزی» هتک حرمت خواهند کرد ، اگر لازم باشد تمام قرآن ها را خواهند سوزاند تا ... تا هرگز ایران و جمهوری اسلامی دیگری در منطقه شکل نگیرد.آری، بحرین و بحرینی را خفه می کنند چون انقلابشان بوی حسین(ع) می دهد و عناد صهیونیسم با تشیع کتمان شدنی نیست.البته این روزها بحرین نقطه اوج اتحاد شیعه و سنی را به منصه ظهور گذاشته است. تاریخ بارها نشان داده است که شمشیر آل یهود همواره در جنگ با خون شهیدان اسلام مغلوب بوده است و یقینا اینبار هم تاریخ تکرار خواهد شد...

این خونها ساکن نمی مانند

هشتصد کشته و چهارهزار زخمی در شش روز.ثبت این آمار وحشتناک آدمکشی فقط از یک دیوانه زنجیری متوهم همچون سرهنگ قذافی برمی آید که به امید برلوسکونی ها و کامرون ها زنده است.گویا این جانی درس قتل عام را به خوبی از ارب ابان اسرائیلی خویش آموخته است.این خونها ساکن نمی مانند.این خونها خواهند جوشید و پایه های کاخ استبداد را فرو خواهند ریخت. هرجا که ریخته شده باشند ،چه در بحرین،چه در لیبی،چه در مصر و هرجای دیگر؛«حکومت به فساد می ماند ولی به ظلم نه».چه اربابان جهان بخواهند و چه نخواهند،چه روشنفکران سکیولار داخلی و خارجی خوششان بیاید و چه نیاید،موج بیداری اسلامی در میان ملل مسلمان شکل گرفته است.حتی اعرابی که به خوشگذرانی و تن پروری متهم می شدند هم امروز به وسط میدان آمده اند و شجاعانه خون می دهند.بد نیست کسانی که تمام مناسبات جهان را با فرمایشات قدرت های سرمایه دار غربی می سنجند ،چشم باز کنند و ببینند که تفکر خمینی(ره) و انقلاب ملت ایران چگونه صدور یافته است.روشنفکران شیفته غرب چگونه می توانند صدور این تفکر را انکار کنند در حالی که نتانیاهو، اوباما، مرکل و دارودسته شان هروز، آشکار و پنهان،این را اعتراف می کنند.حتماً که لازم نیست در این کشورها ولی فقیه حاکم شود تا این نهضت را متاثر از انقلاب اسلامی ایران دانست.بلکه همین دیکتاتورستیزی ها،همین آمریکا ستیزی ها و همین اسرائیل ستیزی هاست که پایه های «مانیفست نهضت جهانی اسلام» را مستقر خواهد کرد.اما اکنون نوبت ملت هاست ... نوبت ملت هاست تا قدر خون های ریخته شده را بدانند و فقط به خداوند و یاری او تکیه کنند و نه به کس دیگر که «اِن تَنصُرالله یَنصُرکُم و یُثَبِّت اَقدامَکُم».قطعا خونخواران صهیونیست و جیره خواران به ظاهر مسلمانشان از هر فرصتی برای مصادره این انقلاب ها به نفع خویش و فریفتن انقلابیون بهره خواهند جست که مقابله با آن هوشیاری انقلابیون را می طلبد تا مردم سالاری دینی تحقق یابد.به امید وحدت تمام مسلمین جهان.