آب کـم جو تشنگی آور بدست…

خردادماه ۸۳ بود که دبیر بینش اسلامی برای گرفتن امتحان درس قرآن وارد کلاس ما در مقطع تحصیلی پیش دانشگاهی شد. در حالی که تمام نیروها و امکانات مدرسه و اداره آموزش و پرورش آماده می شدند تا با جدیت تمام امتحان های فیزیک و شیمی و ریاضی و … را از ما بگیرند، معلم قرآن ما به کلاس آمد و گفت:«امروز امتحان قرآن داریم ولی نمره این درس در معدل تاثیر ندارد! هر کس علاقمند است می تواند امتحان دهد، اجباری وجود ندارد!» آن روز تقریبا سه چهارم کلاس ما امتحان قرآن ندادند. از نظر شما اینکه یک درس در معدل تاثیر نداشته باشد چه معنایی دارد؟


چرا در جامعه ما که قرار است اسلامی باشد آموزش دادن محتوای کتابهایی همچون ریاضی و شیمی و … که «سخن مخلوق» است در عمل بسیار مهمتر از آموزش تنها کتابی است که «سخن خالق» است؟ چرا در بین مردم جامعه ما خواه ناخواه مدرک دکترای رشته های پزشکی و علوم پایه و رشته های مهندسی سطح بالاتر و باکلاس تر و مردم پسند تر از مدرک دکترای علوم قرآنی است؟ چرا اکثر خانواده های به ظاهر تحصیل کرده کشور ما که برای حضور و موفقیت فرزندانشان در کلاس کنکور و زبان خارجه اینقدر جوش می زنند، برای آموزش قرآن به فرزندانشان اهتمام خاصی ندارند؟ چرا اکثر تحصیل کردگان کارشناسی و ارشد و دکترای کشور ما در رشته های مختلف نمی توانند چند خط از قرآن را بدون غلط بخوانند؟ چرا باید در اکثر قریب به اتفاق رشته های دانشگاهی چند واحد آموزش زبان خارجه عمومی وجود داشته باشد ولی جا برای دو واحد آموزش روخوانی قرآن کریم تنگ باشد؟
«و پیامبر عَرضه داشت: پروردگارا امت من قرآن را رها کردند.» سوره مبارکه فرقان آیه ۳۰
ضعف در سیستم آموزشی کشور، کمبود بودجه، نبود امکانات و نبود مربی مناسب در نقاط مختلف کشور از جمله دلایلی هستند که فعالان قرآنی در مورد مهجور و متروک ماندن قرآن در کشور شیعی ما برمی شمارند که البته همه این دلایل هم صحیح است. اما شاید مهمترین دلیل مهجوریت قرآن در جامعه ما کمبود«اشتیاق و عطش قرآنی» است نه کمبود امکانات و بودجه. اگر تمام بودجه و امکانات و ساختمان های دولتی کشور به قرآن آموزی اختصاص یابد تا وقتی که آن عطش و اشتیاق لازم به یادگیری قرآن وجود نداشته باشد هیچ تحول و انقلابی در فرهنگ عامه ی قرآنی در کشور اتفاق نخواهد افتاد. از این رو به عقیده حقیر گام اول و قدم اصلی در بالا بردن سطح فرهنگ قرآنی عموم جامعه ایجاد اشتیاق و تمایل کافی است و این وظیفه مهم اولا به عهده مبلغان حوزه های علمیه، صدا و سیما و آموزش و پرورش و ثانیا وظیفه تمام ظرفیت های رسانه ای کشور است. اتاق های فکر فرهنگی کشور در تمام نهادها و سازمان ها از بالاترین تا پایین ترین سطح باید به این بیندیشند که چگونه می توان این اشتیاق و عطش را در خانواده ها و جوانان ایجاد کرد تا تدبر در قرآن اولویت اول برنامه هایشان باشد و نگاه به قرآن در جامعه از تلاوت صرف برای ثواب به سمت تدبر در آیات الهی به عنوان یک دستورالعمل بی نقص برای زندگی موفق و سعادت اخروی تغییر کند. اگر این تمایل و علاقه در فکر ها و قلب ها زنده شد به زودی تمام مشکلات بودجه و امکانات حل خواهد شد.
آب کم جو تشنگی آور بدست/ تا بجوشد آب از بالا و پست
اگر علما، مبلغان اسلامی و معلمان در شهرها و روستاها جایگاه قرآن را برای مردم و دانش آموزان به خوبی تبیین کنند، اگر صدا و سیما تاثیر عمل به قرآن را در زندگی برای خانواده ها به زیبایی و با بهره گیری از هنر تراز اول بیان کند و اگر سیستم آموزشی کشور برای جوانان روشن کند که دوای تمام دردهای روحی، روانی، مادی و معنوی آنها در تعالیم قرآن نهفته است همانطور که برای قبولی فرزندانشان در دانشگاه به سوی کلاسهای کنکور حمله کرده و صدها هزار تومان هزینه می کنند برای یادگیری قرآن و تدبر در آیات آن نیز فوج فوج به دارالقرآن ها هجوم خواهند آورد.
رسول خدا (ص) فرمودند: هنگامی که فتنه ها، هم چون پاره های شب تاریک، شما را در خود پیچید، برشماست که به قرآن تمسک جویید.

معضلی به نام جلسات بی نتیجه

حتما برای شما هم پیش آمده است که چند روز متوالی به یک اداره مراجعه کنید و هربار از منشی این جمله را بشنوید«آقای مدیر در جلسه هستند.» به جرات می توان گفت تعداد جلسات داخل ادارات در کشورمان بسیار بیشتر از مقدار استاندارد است و این موضوع همواره باعث به بار آمدن مشکلاتی همچون نارضایتی ارباب رجوع، معطل ماندن بسیاری از برنامه ها و پایین آمدن ساعت کار مفید میشود.http://serajedu.ir/images/otaghe-fekr.jpg

اصولا اگر جلسه درست برگزار شود حتما راهگشا و مفید خواهد بود اما واقعیت این است که مدیریت صحیح یک جلسه امر ساده ای نبوده و از همگان ساخته نیست. به طور کلی جلسه برای نیل به مقاصد زیر برگزار میشود:

  • هماهنگی حداکثری قسمت های مختلف هر سازمان یا تشکیلات برای انجام هماهنگ یک برنامه یا پروژه
  • اطلاع رسانی شبکه ای سریع، دقیق ، بی کم و کاست و بدون واسطه به تمام قسمت های زیرگروه یک مدیریت، دقیقا به همان شکلی که مدیر می خواهد
  • دریافت مستقیم ، بی کم و کاست و بدون واسطه نظرات از قسمت های زیرگروه یک مدیریت یا از نخبگان امر
  • حل یک موضوع خاص

درحالی که فلسفه وجودی جلسه برای رسیدن به مقاصد فوق در حداقل زمان با حداکثر بازدهی است ولی در کشور ما نه تنها این مقصود در جلسه محقق نمی شود بلکه ازدیاد خود این جلسات به معضلی تبدیل می شود که عده ای برای حل آن، جلسات دیگری تشکیل می دهند!

این معضل در نهادها و سازمانهایی که ماموریت فرهنگی دارند حادتر است چرا که موضوع فرهنگ یک مقوله انتزاعی بوده و برنامه ریزی برای پیشبرد آن بسیار ظریف تر از اموری همچون برنامه های عمرانی است. توجه این یادداشت بیشتر به آسیب شناسی جلسات برنامه ریزی فرهنگی است.

وجود معضلات زیر را در اکثر جلسات اداری و به طور اخص جلسات برنامه ریزی فرهنگی از بالاترین تا پایین ترین سطح مدیریتی کشور می توان برشمرد:

  • دستور جلسه، یک عبارت مشخص نیست و موضوع به صورت کلی مطرح می شود. این کلی گویی باعث ابهام در در ذهن اعضای جلسه شده و منظور مدیر به خوبی از سوی اعضا درک نمی شود.
  • آغاز و پایان جلسه به موقع نیست و همیشه با نیم ساعت تاخیر آغاز می شود و اتمام آن نیز با خداست و در اکثر اوقات فقط صدای اذان است که می تواند مدیران را مجبور به ترک جلسه کند.
  • بسیاری از اعضا بدون آنکه به خود زحمت بدهند در مورد موضوع به درستی فکر کنند و نظرات و ایده های غیرتکراری، عملی و متناسب با امکانات آماده کنند در جلسه حاضر می شوند.
  • مهمترین معضل این جلسات به حاشیه رفتن اعضا هنگام صحبت است. بعضی حتی در صورت نداشتن نظر خاصی باز هم شروع به صحبت می کنند، بعضی دیگر به جای ایده، خاطره می گویند و موضوع را عوض می کنند و بعضی هم فقط تقدیر و تشکر می کنند و به جای ارائه راهکار در تایید موضوع سخن سرایی می کنند فلذا نتیجه ای حاصل نمی شود و فقط مهمترین سرمایه یعنی زمان به هدر می رود.
  • برای پذیرایی وقت جدایی درنظر گرفته شده و این زمان به خوردن و صحبت های دو به دو تلف می شود.
  • در انتخاب اعضا دقت صحیحی نمی شود و تعداد اعضا معمولا بیش از حد نیاز و تعدادی از مدعوین هم کم تخصص در موضوع هستند.
  • روند برگزاری جلسات غلط است. مدیر یا دبیر جلسه باید با کمال احترام فقط ایده ها و راهکارهای روشن و مشخص را از اعضا بخواهد و اجازه حاشیه نگاری ندهد و در صورت تصویب ایده همانجا مجری مصوبه را مشخص کند. در هر جلسه باید بر حسن اجرای مصوبات جلسه قبل نظارت شود و تکلیف تمام مصوبات اجرا نشده و مسئول این کم کاری معین گردد نه اینکه در هر جلسه مسائل قبلی فراموش شود و همه چیز از صفر آغاز شود.
  • نظام تشویق و تنبیه صوری و ضعیف است. در آخر کار همه کسانی که موفق بوده اند و کسانی که موفق نبوده اند یکسانند. نه تشویق خاصی وجود دارد و نه تنبیه صحیحی برای کم کاران درنظر گرفته می شود.

اما سوال مهم اینجاست که آیا احصاء این مشکلات و موانع و تلاش جدی در جهت رفع آنها برای مدیران فرهنگی ما سخت است؟ پاسخ منفی است. اگر می بینیم که این روال نادرست سالهاست که در ادارات کشورمان شیوع دارد به این دلیل است که ضرر و تبعات منفی این روند غلط هیچگاه متوجه شخص مدیران و مسئولان نشده است بلکه تاوان آن را بیت المال داده است. برای این دسته از مدیران و مسئولان فرهنگی، برگزاری جلسه و گرفتن عکس و تهیه گزارشکار در اولویت اول است نه حصول نتیجه و درمان درد. تقوای شغلی نیز که می تواند بزرگترین بازدارنده و حلال مسائل بالا باشد در کشاکش بازی ها و میانبرهای اداری کمرنگ و کمرنگ تر می شود.

بسیج مترو

شاید اگر این تیتر و این یادداشت را یکی از رسانه های تراز اول کشور کار می کرد و نویسنده این مطلب یک روزنامه نگار مشهور بود به فاصله کمی رسانه های خارجی و نشریات ماجراجوی داخلی شروع به جوسازی می کردند و می گفتند و می نوشتند که «از این پس مترو هم محلی برای جولان نیروهای خودسر و لباس شخصی ها خواهد شد تا فضا بیش از پیش در پایتخت ایران امنیتی شود» و حرف های تکراری از این دست. اما واقعیت این است که در راستای اهداف فرهنگی کشورمان، هم مترو به حضور تفکر بسیج احتیاج دارد و هم بسیج می تواند به خوبی تکلیف انقلابی خود را با استفاده از این ظرفیت انجام دهد. هدف این یادداشت بررسی حضور فرهنگی بسیج در مجموعه مترو و توصیه به مسئولین فرهنگی- انقلابی کشور در جهت تحقق این حضور است.

چرا مترو؟

یکی از موقعیت هایی که می توان کار فرهنگی را بهتر انجام داد مکان های شلوغ و پر رفت وآمد هستند چرا که وقتی با پراکندگی مخاطب روبرو باشیم ارائه محتوای فرهنگی دشوار، هزینه بر و حتی کم اثر خواهد بود. تمرکز جمعیت این اجازه را می دهد تا بتوان محتواهای فرهنگی را به صورت منظم، متنوع ، با کیفیت و سلسله وار ارائه داد و با برنامه مشخص در مسیر فرهنگسازی گام برداشت. از این رو ایستگاهها و واگن های مترو – البته با در نظر گرفتن پاره ای ملاحظات- این شرایط را دارند.عکس هایی از داخل مترو تهران

هم اکنون در تهران بیش از نود ایستگاه مترو وجود دارد که افزون بر صد واگن قطار، جابجایی مسافران را پوشش می دهند. طبق آخرین آمار رسمی روزانه بین یک و نیم تا سه میلیون نفر مسافر در این ناوگان جابجا می شوند که آمار بسیار قابل توجهی است. یکی از نکات مهم این است که می توان گفت حداقل نصف این اشخاص «هر روز» از مترو استفاده می کنند و می توانند تا چند سال مخاطب روزانه تولیدات فرهنگی ارائه شده در فضای مترو باشند و این امکان وجود دارد تا ذهن ایشان را پله پله تا نقطه مورد نظر پیش برد. هر مسافر اگر فقط بخواهد به اندازه یک ایستگاه در این ناوگان حمل و نقل جابجا شود از لحظه ورود به مجموعه مترو تا خروج از این فضا حداقل پانزده دقیقه زمان صرف خواهد کرد در حالی که بسیاری از مسافران زمانی بسیار بیشتر را در ایستگاهها و قطارهای میگذرانند و کمتر مسافری وجود دارد که از این زمان استفاده مفید کند. فضای بسته، جمعیت زیاد و متمرکز، مسافران تکراری و وقت خالی مسافران همه و همه ظرفیت هایی است که میتواند هر ذهن و هر دستگاه فرهنگی خلاق و عمیق را وسوسه کند تا با استفاده از این فرصت به پرورش اندیشه افراد جامعه بپردازد.

چرا بسیج؟

هم اکنون هم فضای مترو تحت پوشش فرهنگسازی توسط شهرداری تهران قرار دارد اما با کمال سپاس و قدردانی از زحمات این عزیزان باید گفت که این فعالیتها هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی می تواند در سطح بسیار بالاتری نسبت به حال صورت گیرد. از آنجا که هم از حیث محتوای ناب اسلامی و انقلابی و هم از بعد سرمایه انسانی مجاهد و دغدغه مند، بسیج همچنان در صدر است، حضور این نهاد مقدس می تواند در کنار این بخش به افزایش چند برابری تولید و ارائه محصولات فرهنگی منجر شده و تحول و نتیجه بخشی محسوسی در این عرصه مشاهده گردد. اما نکته ای که باید مدنظر داشت حساسیت و ظرافت بالایی است که فرهنگسازی در این محیط می طلبد. از این رو مجموعه ای که قرار است در این فضا به تولید محتوا بپردازند باید از فرهیختگان و نخبگان هنر انقلابی باشند تا بتوانند با دید باز در این مقوله به فعالیت پرداخته و روح مخاطبان را که متشکل از اقشار و افکار و سلایق متفاوت هستند همواره و هر آن محظوظ این هنر تراز اول گردانند. اما در این میان شاید توجه به نکات زیر بتواند راهگشا و اثر بخش باشد:

  1. همانطور که ذکر شد ظرافت و هنری که در تولیدات به کار برده شده در این مجموعه در قالب های مختلف رسانه ای خرج می شود باید یک سر و گردن بالاتر از انواع خود در سطح معمول باشد و از این رو باید کار را به کاردان سپرد.
  2. بی شک باید از ارائه محتوای یکطرفه پرهیز نمود و به افکار منتقد هم مجال بروز و ظهور داد و به آنها پاسخی درخور و منطقی ارائه نمود تا اعتماد همه سلایق فکری را به خود جلب کرد و مخاطبی همگانی داشت.
  3. عالی می شود اگر مطالب ارائه شده متناسب با جنس و حدالامکان سنین مختلف ارائه شود.

و نکته پایانی اینکه اگر میخواهیم پیام های تولیدی بر قلبها بیش از پیش اثر کند باید از کلام الهی برای تولیداتمان الهام بگیریم و آیات نورانی قرآن را منبع تمامی آثارمان قرار دهیم.

به امید روزی که برنامه ریزی دستگاههای فرهنگی به جایی برسد که شایسته نام و جایگاه انقلاب اسلامی باشد.