«کوچه علی چپ» از کدام طرف است؟

فراموش کردن یا خود را به فراموشی زدن؟ خوابیدن یا خود را به خواب زدن؟ ندیدن یا نگاه نکردن؟ واقعا کدام یک از دو حالت این سوال ها بیانگر حال امروز کسانی است که ته دلشان راضی نیستند شعار «مرگ بر آمریکا» داده شود؟ بعضی از ما گاهی به قدری به خودمان شک می کنیم که برای واضح ترین مسائل به دنبال دلایل بیشتر و بیشتر می گردیم. آمریکا دیگر چه خیانت و جنایتی مانده است که در حق مردم ایران روا نداشته باشد؟ مگر یک دولت قرار است چکار بکند تا مستحق شعار «مرگ» شود؟ پس چرا هنوز هم عده ای خود را به «کوچه علی چپ» می زنند و سعی می کنند احترام این«دولت نامحترم» را حفظ کنند؟ این ها همان هایی هستند که از فروع دین امر به معروف و نهی از منکرش را به بهانه های مختلف کمرنگ و کمرنگ تر کردند و مدتی است به دنبال حذف «تبری» هستند تا کم کم تمام نمودهای اجتماعی فروع دین را محو کنند. آمریکا با این سابقه سیاه جنایت علیه بشریت و مخصوصا ملت ایران، دیگر آبرویی در بین ملت های آزادی خواه جهان ندارد که عده ای می خواهند این آبروی نداشته را حرمت نگهدارند! آتش زدن پرچم دولتی که میلیون ها خانمان را در جای جای جهان مستقیم و غیر مستقیم به آتش کشیده و می کشد کمترین کاری است که می توان کرد. کاش جان کری و دوستانش هم سرسوزنی قدرشناس کسانی که در ایران نگران سوختن پرچم آمریکا هستند بودند و به گوشه ای از تعهدات خود در پسابرجام عمل می کردند .

برای مدیران شهرستان کلاس «انقلاب شناسی» برگزار کنید!

معنی این تیتر این نیست که مدیران شهرستان ما انقلاب را نمی شناسند و یا با آن همراه نیستند بلکه گاهی اوقات اظهارنظرهایی دیده و شنیده می شود که انقلابیون را نگران می کند.
برای نمونه چند روز پیش یکی از مدیران میانی شهرستان ما در مورد موضوع حقوق های نجومی گفته است:«موضوع حقوق های نجومی یک جوّی بود که چند روزی به راه افتاد و گذشت. این حق طبیعی رئیس کل یک بانک در کشور است که ماهانه سی میلیون تومان حقوق بگیرد. این حقوق چند ده میلیونی برای کسی که چند صد شعبه بانک را در کشور مدیریت می کند که چیزی نیست!»
این اظهار نظر نشان می دهد که این مدیر عزیز نه خیلی می داند انقلاب چیست، نه می داند مدیر انقلابی کیست و نه می داند اصولا ساده زیستی مسئولین چه مفهومی دارد و به چه دردی می خورد. و اگر خدای نکرده به مراتب بالاتر مدیریتی هم برسد احتمالا به سیره همین مدیران نجومی عمل خواهد کرد.
پس لازم است که از سوی متولیان امر، کلاس های انقلاب شناسی برای مدیران برگزار شود تا بعد از حدود 38 سال که از انقلاب اسلامی می گذرد این مدیران عزیز از حداقل های مفاهیم انقلابی مطلع شوند به امید آنکه انشاءالله به آنها عمل کنند.