امیدهای ما به امام جمعه جدید
«نماز جمعه قلب فرهنگی هر شهر است؛ مرکز فرهنگی هر شهر، نماز جمعه است… جایی است که آنجا هدایتگری انجام میگیرد؛ من تأکید میکنم این هدایتگری صرفاً هدایتگری سیاسی نیست…ما هدایتگری فرهنگی را از هدایتگری سیاسی بنیانیتر میدانیم. (1)».
حدود یک ماه است که امام جمعه جدید رزن به این شهر تشریف آورده و شروع به کار کرده اند. همانطور که در سطور ابتدایی گذشت، رهبر معظم انقلاب نماز جمعه را قلب فرهنگی شهر تلقی کرده اند و شهر ما نیز همچون تمام شهرهای دیگر، بیش از پیش به تپش منظم و مداوم این قلب نیازمند بوده و تقاضای دلسوزان و علاقمندان انقلاب اسلامی از امام جمعه محترم شهر این است که به این امر توجه ویژه داشته باشند.
در حال حاضر در شهر و شهرستان ما چندین نهاد و اداره وجود دارد که مستقیم و غیرمستقیم در برنامه ها و مسائل فرهنگی دخیل هستند و همه آنها ،کم یا زیاد ،هم از امکانات و هم از اعتبارات مالی برخوردارند. اما در کل ضعف هایی در زمینه کار فرهنگی در شهرستان وجود دارد که به بعضی از آنها اشاره می شود:
1- هر اداره و نهاد فرهنگی به صورت جزیره ای و مستقل عمل کرده و برنامه خود را اجرا می کند و در مجموع، برنامه های فرهنگی شهر و شهرستان در یک جهت و راستای مشخص به سوی یک هدف از پیش تعریف شده سیر نکرده و هماهنگی لازم در آنها دیده نمی شود.
2- اکثر برنامه های فرهنگی کم کیفیت و حتی بی کیفیت اجرا می شوند و اینطور به نظر می رسد که گویا پرکردن صورتجلسه و گرفتن عکس برای گزارشکار به متن و کیفیت و عمق برنامه به حاشیه تبدیل شده است.
3- راهبرد خاصی در اجرای برنامه های فرهنگی وجود ندارد و یا حداقل در عمل و در میدان کار فرهنگی وجود چنین راهبردی که مشخص کننده اهداف و زمانبندی اجرا و بازخوردها باشد مشهود و محسوس نیست.
4- گاهی دیده می شود که کارهای فرهنگی شهر و شهرستان قربانی بازی های جناحی می شود.
5- نظارت بر نحوه اجرای برنامه ها وجود ندارد و نبود این نظارت باعث هدر رفت امکانات و اعتبارات بیت المال و از آن مهمتر آسیب دیدن فرهنگ دینی و انقلابی جامعه می شود.
6- کمتر اداره و نهادی هست که زحمت ایجاد ابتکار و خلاقیت را به خود بدهد و معمولا برنامه ها به صورت تکراری و بی روح برگزار می شوند و به همین دلیل استقبال خاصی از سوی قشر جوان و نوجوان صورت نمی گیرد.
7- دو ویژگی مداومت و کیفیت در اجرای برنامه های فرهنگی معمولا نادیده گرفته می شوند و معمولا طرح های فرهنگی یا در میانه راه اجرا رها می شوند و یا بی کیفیت اجرا می شوند و یا هر دو.
8- شوراهای مختلف فرهنگی در شهرستان، از آن جدیت و عمق و دغدغه کافی برخوردار نیست و دچار روزمرگی و ضعف در اثر بخشی شده اند.
9- از جوانان خوش فکر در طرح ریزی کارهای فرهنگی استفاده واقعی و جدی نمی شود و جوانگرایی در این موضوع هم در حد لقلقه زبان است.
وقتی به سخنان رهبر انقلاب در مورد نقش امام جمعه در هدایت فرهنگی شهر توجه می کنیم بیش از پیش به جایگاه تاثیرگذار آن در عرصه فرهنگ پی می بریم. « به ایمان مردم ما حمله میکنند، به بصیرت مردم ما حمله میکنند، به تقوای ما حمله میکنند...خب، ما چه کار کنیم؟ باید دفاع کنیم. این، قرارگاه لازم دارد... نماز جمعه یکی از مهمترینِ این قرارگاهها است... با این چشم به نماز جمعه نگاه کنیم... قرارگاههای میدان جنگ هرکدام فرماندهی دارند؛ فرمانده قرارگاه امامت جمعه، شخص امام جمعه است. »(2)
ضمن اینکه زحمات چندین ساله دانشمند بزرگوار حضرت آیت الله طاهری شایسته تقدیر فراوان است، امید داریم امام جمعه جدید شهر که نسبت به حضرت آیت الله مشغله کاری استانی و کشوری کمتری دارند و از نعمت جوانی نیز برخوردارند به عنوان فرمانده قرارگاه فرهنگی شهر و شهرستان، فرهنگ جامعه را در جهت تقویت محاسن، رفع ضعف های موجود، افزایش نظم، اثر بخشی، کار مبتنی بر راهبرد صحیح و اجرای طرح های خلاقانه هدایت نمایند تا روح فرهنگ اسلامی و انقلابی، شادابی و پویایی بیشتری در شهر به خود بگیرد.
--------------------------------
پی نوشت:
1.بیانات رهبر انقلاب در جمع ائمه جمعه سراسر کشور 14/10/94
2.همان




.

.jpg)


وبلاگ نویسان جلبکی نصیبت می کنند.می دانم که از خواندن و شنیدن این فحش ها لذت می بری!می دانم که با شنیدن و خواندن این توهین ها مصمم تر می شوی و به درست بودن کارَت یقین می کنی.همین که شبکه های ماهواره ای به سر و صدا افتاده اند و دمای «دماسنجِ» مسیح علی نژاد به نقطه ی جوش رسیده و سماجت می کند که از آنطرف دنیا حداقل تلفنی با تو مصاحبه کند و آسمان ریسمان ببافد،همه اینها یعنی دست رنجت نتیجه داده و موفق بوده ای.این رسم همیشگی رسانه های غرب و نوکرانشان بوده است که خوب و بد بودن بازیگران و فیلمسازان ایرانی را با معیارهای MI6 و CIA بسنجند و امین حیایی و شریفی نیا را «بی حیا» و «بی شرافت» بخوانند .
هفت» اعلام کرد که «سینمای ایران باید در مسیر انقلاب اسلامی باشد و انتظار ما این است که سینمای ما انقلاب را در رسیدن به اهداف و آرمانهایش یاری کند و ما تا حد امکان این مسیر را هموار خواهیم کرد.» به هر حال ابراز صریح این موضوع و اصرار بر آن سالها بود که فراموش شده بود و شخصیت های اول سینمایی دولت ها علاقه و یا جرات گفتن این مسائل را نداشتند.اما شمقدری و همکارانش این انتقاد را که «سینمای ایران نتوانسته است پا به پای انقلاب حرکت کند» در این یکی دوسال گذشته و مخصوصا در اثنای جشنواره فجر سی ام بارها اعلام کردند و بر آن اصرار ورزیدند و بر سر آن بارها با مسئولین دولت های قبل و کارگردانان حامی آنها در رسانه ها بحث و مجادله کردند.داشتن این انتظارات آرمانی از سینمای ایران ما را به یاد سخنان آیت الله خامنه ای در سال 63 و در مصاحبه با بولتن روزانه ی سومین جشنواره فیلم فجر می اندازد که فرمودند:«کسی که با انقلاب همساز و همدل است ، سینما را برای محتوایی می خواهد که از این انقلاب الهام گرفته است؛در این شکی نیست.در درجه اول این برای ما مطرح است».نکته دوم حضور فیلم های ارزشی در سطح اول فیلم های کیفی جشنواره است.به طوری که سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر زن، بهترین فیلمبرداری ،بهترین چهره پردازی و بهترین جلوه های ویژه میدانی به فیلم «روزهای زندگی» ساخته پرویز شیخ تادی که در ژانر دفاع مقدس ساخته شده بود تعلق گرفت .البته بعضی ها به این فیلم انگ سفارشی بودن را زدند،در حالی که حتی اگر اینگونه هم باشد به دولتی که مسئولان سینمایی اش به فیلم های ارزشی اهمیت می دهند ...
که محل زندگی پسر عمو و اقوام گیملی است،به سمت مردر حرکت کنند.وقتی به در ورودی میرسند،برای باز کردن در به مشکل میخورند و یا رمز آن مدتی طول میکشد.روبروی غار،برکه ای هست که یکی از«هابیت»ها در مدتی که عقلای جمع یعنی «گاندولف»و«فرودو» در حال باز کردن در هستند در گوشه ای مینشینند و مشغول پرتاب سنگ به طرف برکه میشود و آب را در آن تاریکی شب به تلاطم می اندازد ، پس از پرتاب چند سنگ توسط هابیت به طرف آب ،«آراگورن» دست کوتوله را میگیرد و او را با این جمله از این کار باز میدارد: «آرامش آب را بر هم نزن!»ولی دیگر دیده شده بود و آرامش آب به هم خورده و هشت پایی که بیش از 8 پا داشت و زیر آب آرام گرفته بود،بیدار و خشمگین شد و خشم او دامن یاران حلقه را گرفت و به آنان آسیب زده . جالب این بود که با قطع هر یک از پاهای هشت پا ، به سرعت در پا به جای آن رشد میکرد.مخیله و فکر یک پسر جوان نیز دقیقا حکم همان برکه را دارد که انواع ناهنجاری ها میتواند آن را به تلاطم انداخته و اراده ی او را سست کند.به جرأت میگویم میگویم مهمترین سنگی که میتواند«آرامش این برکه را به هم بزند» دیدن یک تصویر مستهجن و یا رو برو شدن با خانم هایی است که حجاب نا مناسبی دارند و با لباس های تنگ و بدن نما و آرایش کرده در جامعه و مخصوصا در دانشگاه حاضر میشوند. وقتی هشت پای هوس در ورای برکه ذهن یک پسر جوان بیدار شود دیگر آرام کردن آن همانقدر سخت است که از پا انداختن هشت پای فیلم.من و تعدادی از دوستانم به این موضوع که چگونه میتوان وضعیت حجاب را بهبود بخشید بسیار اندیشیده ایم و باور کنید روزانه زمان زیادی، فکر ما را به خود مشغول میکند. و اگر راستش را بخواهید من و امثال من به «خون دل خوردن» درقبال مسئله حجاب و درکل مسائل فرهنگی کشور عادت کرده ایم.«دست روی دست»نمیتوانیم بگذاریم،چون
همیشه برای مردم جالب و شنیدنی است؛ و تلاش براي معرفي سجاياي اخلاقي چهرههاي معنوي و تاثيرگذار در جامعه اقدامي ستودني است.
صا خانم ها به خرید طلا و جواهرات گرایش پیدا می کنند چیست؟ معمولا جوابی که از سوی خانم ها داده می شود این است:«از قدیم گفته اند طلا زینت زن است و سرمایه ی شوهر!!» واقعیت این است که قسمت دوم این جمله ی شاهکار، خیلی درست نیست چرا که سرمایه شوهر را با روش های بهتر،امن تر و قابل دسترس تر هم می توان حفظ کرد و افزایش داد.واقعیت دوم این است که مهم ترین دلیل خرید و استفاده از طلا و جواهرات ،خودنمایی و فخرفروشی است.آن هم خودنمایی به وسیله ی چیزی که فقط و فقط ارزش مادی دارد.
و تکراری و زشت منتشر گردد.مصداق بارز این واقعیت ،رسانه های رنگ به رنگ جهان اند که با سخن پراکنی های گسترده و سنگین خود علیه انقلاب اسلامی ،تصویری خشن، بسته و خفه کننده از فضای جمهوری اسلامی به خورد جهانیان داده اند.شبکه های ماهواره ای و اینترنتی نیز در حال گسترش دادن این بدبینی در بین ملت خودمان نیز هستند.با این که سخنشان ناحق است ولی با بَزَک کردن آن «قورباغه را به جای قناری رنگ می کنند» و در ذهن مخاطب جا می دهند.
که موج فیلم ها و سریال های غمناک و افسرده کننده ی داخلی که یکی از لوکیشن های اصلی آن بیمارستان است موجب کلافگی بیننده شده است و در کل صدا و سیمای ما این اواخر گریاندن مخاطب را در دستور کار خود قرار داده و به قول معروف «انسان را به یاد بدهی هایش می اندازد». و این موضوع در خیلی از موارد باعث شده تا متاسفانه بسیاری از خانواده ها به شبکه های ماهواره ای روی بیاورند و شادی را از کسانی گدایی کنند که اخلاق برایشان هیچ معنایی ندارد.
هر کس می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند