چادری هم چادری های قدیم!

من خیلی آدم قدیمی ای نیستم ولی هر چه نباشد همین «هف هش ده» سال پیش را خوب یادم هست.آن موقع خانم های جوان از لحاظ پوشش و ظاهر دو دسته بودند:خانم. های چادری و خانم های غیر چادری.تکلیف خانم های غیرچادری مشخص بود .این خانم ها مانتو می پوشیدند که الان هم همینطور است،فقط کوتاهتر و تنگ تر و نازک تر شده است،بعضی از آنها موهایشان بیرون بود که هنوز هم همینطور است،آرایش هم می کردند که هنوز هم همینطور است،که البته شدیدتر شده.

اما هف هش ده سال پیش خانم های چادری جور دیگری بودند که الان آنطور نیستند.آن وقتها،نمی گویم همه،ولی اکثر قریب به اتفاق خانم هایی که چادر به سر داشتند تکلیفشان با خودشان مشخص بود.کاری ندارم که این تکلیف شناسی را به ارث برده بودند و یا تحقیقا به آن رسیده بودند ولی به هر حال تکلیفشان با خودشان روشن بود.منظورم این است که آن زمان خانم ها یا چادری نبودند و یا اگر بودند به تمام معنا چادری بودند.یعنی چه ؟ یعنی اینکه داشتن حجاب کامل را جزء لاینفک چادر می دانستند و به همین دلیل موهای سرشان کاملا پوشیده بود،صورت خود را برای نامحرم نقاشی نمی کردند،لباس هایی که در شان چادر نباشد نمی پوشیدند و ...قص علی هذا . اما الان...اما الان دیگر مثل هف هش ده سال پیش نیست.الان اوضاع متفاوت و تکلیف ها نامشخص شده.البته خانم های غیرچادری همان شیوه قبل را پی می گیرند و انتظار خاصی هم از آنها نداریم ،البته منظورم از لحاظ ظاهری است و از ایمان باطنی آنها اطلاعی ندارم .هر چند رعایت حجاب اسلامی هم جزء جدا نشدنی و اساسی همان ایمان و اعتقاد دینی و باطنی است.بگذریم...

خانم های چادری جدید همه چیز را با هم می خواهند.هم لباس های تنگ و مانتوهای بسیار کوتاه را و هم چادر را ، هم نمایش دادن موهای رنگ کرده و مدل دار را و هم چادر را،هم پوشیدن پوتین ها و چکمه های بلند و اغواگر را و هم چادر را،هم چهره های نقاشی شده را و هم چادر را،هم دوستی با نامحرم را و هم چادر را،خلاصه هم خدا را و هم خرما را ! این یعنی یک وضعیت کاریکاتوری از حجاب،حجابی که همزمان هم هست و هم نیست، هم رسمی است و هم خنده دار،هم دینی است و هم غیر دینی،هم پوشیدنش زحمت دارد و هم فایده ندارد و خون به دل نامحرم می کند.دل این خانم ها می خواهد که ظاهرشان همچون خانم های سانتی مانتال فَشن باشد اما با روکشی از چادر‍! آن هم چادری که خوب حفظ نمی شود،خوب پوشش نمی دهد و خیلی وقت ها ناخودآگاه و خیلی وقت ها هم خودآگاه و عمدی رها می شود تا لباس های تنگ و زیبا که کلی هم پولشان شده است «دیده شود بلکه پسندیده شود».

گاهی دلم می سوزد برای آنها و غصه می خورم به حالشان.نه به حال آن خانم ها ،بلکه غصه می خورم به حال آن چادرها که یک روزی نماد ایمان و مقاومت بودند،یک روزی نماد حیا و عفاف بودند ولی حالا کم کم در حال تبدیل شدن به یک سرپوش اند؛ آن هم سرپوشی برای بلاتکلیفی های اعتقادی بعضی از خانم ها! البته هنوز هم خانم های زیادی را می بینم که به معنای واقعی چادری هستند و همچنان به عهد و پیمانی که با حضرت زهرا(س) بسته اند پایبندند و احترام زیادی نیز برای آنها قائلم.

خواهرم کاش تکلیفت را با خودت روشن کنی .اگر خود را از شیعیان اهل بیت(علیهم السلام ) و حضرت زهرا(س) می دانیم و می خواهیم خداوند از ما راضی باشد ،مطمئن باش فقط «پاک بودن دل» کافی نیست،بلکه باید احکام خداوند را بشناسیم و رعایت کنیم وگرنه ... وگرنه «هر جور که راحتی».این سخن حضرت زهرا(س) که فرمودند:«اگر به آنچه تو را امر نمودیم عمل کنی،و از آنچه نهی کردیم بازایستی،از شیعیان ما می باشی ، و در غیر این صورت از آنان شمرده نمی شوی.»

این تاریخ تحریف نخواهد شد

این مقاله را می توانید در بخش استانها (همدان)در شبکه خبر دانشجو (snn.ir) و یا به آدرس دقیق

 http://snn.ir/titrservice.aspx?subservice=103&service=12 نیز بخوانید .

دست مریزاد آقای طالبی !شنیده ام که دست رنجت طی هجده روز بیش از یک و نیم میلیارد تومان فروش کرده است .نوش جانت!گوارای وجودت! البته منظورم فروش فیلمت نیست- تو که تهیه کننده اش نیستی!-،منظورم آن ناسزاها و فحش هایی است که فیس بوکی ها و تویتری ها و قلاده های طلاوبلاگ نویسان جلبکی نصیبت می کنند.می دانم که از خواندن و شنیدن این فحش ها لذت می بری!می دانم که با شنیدن و خواندن این توهین ها مصمم تر می شوی و به درست بودن کارَت یقین می کنی.همین که شبکه های ماهواره ای به سر و صدا افتاده اند و دمای «دماسنجِ» مسیح علی نژاد به نقطه ی جوش رسیده و سماجت می کند که از آنطرف دنیا حداقل تلفنی با تو مصاحبه کند و آسمان ریسمان ببافد،همه اینها یعنی دست رنجت نتیجه داده و موفق بوده ای.این رسم همیشگی رسانه های غرب و نوکرانشان بوده است که خوب و بد بودن بازیگران و فیلمسازان ایرانی را با معیارهای MI6 و  CIA بسنجند و امین حیایی و شریفی نیا را «بی حیا» و «بی شرافت» بخوانند .

راستی ؛ چقدر زیبا ساخته ای سکانس های مربوط به پایگاه بسیج را و چقدر دلنشین نوشته ای دیالوگ هایی را که بوسیله آنها «ملتی را که بارها برای این که کشورشان جمهوری و اسلامی بماند زحمت کشیده اند» را جدا کنی از صف «منافقانی که همین ملت بارها قبلا حالشان را گرفته اند» ،و حق هم همین بود.انگار که اصلا این فیلم را ساخته بودی فقط به خاطر همین بخش پایگاه بسیج و مظلومیتش .

خیلی ها را از همفکران خودم دیده ام که از تو گله دارند که چرا در این فیلم حرفی از «سران فتنه» نزده ای و حامیان آنها را «درست و حسابی» زیر سوال نبرده ای ! اما... اما من این حرف را قبول ندارم .من حرف تو را قبول دارم ،چرا که تو بر مدار بصیرت حرکت کرده ای و به درستی ،نظر بیننده را به «دست های بیگانه» متوجه کرده ای تا وحدت را قوت بخشی،چرا که می دانستی ترس دشمن از وحدت ماست.و این اولویت تو در توجه به دسیسه های دشمن خارجی با آن سکانسی که از نماز جمعه «آقا» پخش می کنی چه زیبا تایید و تصدیق می شود.

اما انتقاد من به فیلم تو مربوط به آن تیم ضدانقلاب است که سلطنت طلب ها و مجاهدین خلق در آن حضور دارند و به ریاست جاسوس  MI6به خرابکاری می پردازند.انتقاد من این است که این تیم را آنگونه که باید و شاید ، قوی و کارکشته نشان نداده ای و مخصوصا نیروهای مجاهدین خلق ،بسیار شعارزده جلوه کرده اند و عنصر سلطنت طلب نیز ، نیروی ضعیفی نشان داده شده است و همه می دانند که وقتی دشمن ،ضعیف نشان داده شود ، از ارزشهای نیروی خودی در ذهن بیننده کاسته خواهد شد و موفقیت هایشان کم ارزش به نظر می رسد.

خدا قوت آقای طالبی...مدتها بود که آرزو داشتیم در سینمای ایران حجاب،«پرچم مسلمانان» خطاب شود و چهره ی فتنه ساز سفارت بریتانیا به شایستگی نمایش داده شود و خطر دسیسه هایی که روباه پیر برای وزیر و وکیل و حتی مراجع تقلید این سرزمین چیده است و پیاده می کند از طریق پرده سینما بازگو گردد که تو این آرزو را برایمان برآورده کردی .هنوز آرزوهای زیادی داریم که بر آورده شدنش دستان هنرمند تو و شاگردان و همکاران ارزشی ات را می بوسد!... تو واقعا به سهم خودت به خوبی جلوی تحریف این تاریخ را گرفتی و حلالت باشد این عزتی که با ساختن این فیلم کسب کردی...دست مریزاد آقای طالبی ...

آیا خداوند ما را خواهد بخشید؟

روزهای ابتدایی بهار است و تا چند هفته دیگر فصل گرما از راه خواهد رسید و مجددا معضل بدحجابی جلوه و نمود بیشتری خواهد یافت.اینطور که از شواهد پیداست ام.سال هم همچون سالهای قبل اتفاقات زیر در واکنش به بدحجابی تکرار خواهد شد: در اواخر فروردین ماه و  اولین روزهای اردیبهشت کم کم خانم هایی که پوشش مناسبی ندارند در شهرهای بزرگ مخصوصا پایتخت کشور در خیابان ها و معابر عمومی ظاهر می شوند.این حضور در شهرهای مختلف به دلیل شرایط جغرافیایی و جوی متفاوت،ناهمگون است.در دو سه هفته اول به جز چند واکنش از رسانه ها نوشتاری که واقعا در جبهه انقلاب هستند،چیز دیگری نخواهیم دید.اوایل خردادماه که این موضوع فراگیر می شود ، چند رسانه نوشتاری دیگر نیز به جمع واکنش دهندگان اضافه می شوند و از تعداد انگشت شماری از تریبون های نماز جمعه نیز صدای اعتراض بلند می شود.چند راهپیمایی نیز با شعارهای غیر منطقی و عجیب و غریب همچون «مرگ بر بدحجاب» بعد از نماز جمعه برگزار می شود و همه،دولت و نیروی انتظامی را «مسئول این نابسامانی ها» تشخیص داده و به خیال خود با اتخاذ همین چند موضع، تکلیف خود را ادا میکنند.در تیرماه ،رسانه ی ملی به صورت کاملا مختصر و «یواشکی» یک یا نهایتا دو سه برنامه را به این موضوع اختصاص می دهد و بعد از سه چهار هفته،وقتی کار به جاهای باریک و اساسی می رسد ناگهان موضوع برنامه عوض می شود.و یکی دو بار هم « بیست و سی» به انعکاس خبر شیوع مجدد بدحجابی می پردازد و... تمام.البته ممکن است بسیج دانشجویی دانشگاههای تهران هم یک بیانیه بر ضد بدحجابی صادر و یا یک گشادنامه –همان نامه سرگشاده- به مسئولین بنویسند و ....همین .این تقریبا همه ی واکنش های هرساله است.اواسط مرداد ماه هم، همه از این واکنشهای بی فایده خسته می شوند و سکوت اختیار می کنند و هیچ اتفاق خاصی نمی افتد.

این سردرگمی و بی برنامه گی و واکنش های احساسی و زودگذر در حالی اتفاق می افتد که جمهوری اسلامی چند بازوی به ظاهر قوی فرهنگی همچون سازمان تبلیغات اسلامی،وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی،سپاه پاسداران انقلاب اسلامی،سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و دهها بخش و نهاد فرهنگی دیگر در اختیار دارد.

آیا خداوند ما را خواهد بخشید؟ براستی آیا خداوند در حالی که هم نیروهای فکری در اختیار داریم و هم امکانات و بودجه و ابزار ، ما را خواهد بخشید؟در حالی که ما همه چیز برای اعتلای فرهنگ اسلامی داریم و تنها مشکل،نداشتن دغدغه و استراتژی مدون است،آیا خداوند ما را به دلیل عدم اقدام جهادی در این زمینه خواهد بخشید؟آیا تمام مدیران فرهنگی و مبلغان دینی کشور در این زمینه مسئول نیستند؟ خیلی ها هستند که برای مقابله با بدحجابی برنامه های مدون کلی و جزئی دارند ولی برای عملی کردن طرحشان نه بودجه اش را دارند، نه نیرو و تجهیزاتش را و نه کسی از مسئولین حاضر است با آنها کنار بیاید و کمکشان کند.خودم جزء همین خیلی ها هستم... .به امید روزی که مدیرانمان دغدغه مند شوند...

هزاران حُسن و یک آفت

1024x768

امسال هم مثل دو سال گذشته این سعادت را داشتم که در اردوی راهیان نور شرکت کنم و به زیارت قبور شهدای عزیز منطقه جنوب و جنوب غرب کشور بروم.برنامه ریزی های ستاد راهیان نور کل کش.ور،هر سال بهتر از سال گذشته می شود و این موضوع کاملا مشهود است.بازدید از مناطق عملیاتی  محاسن بسیاری دارد و مخصوصا برای قشر دانشجو بسیار مفید و تاثیرگذار است.آشنایی با فرهنگ ایثار و شهادت ،آشنایی با فضای معنوی جبهه ها،اطلاع و آگاهی از سختیها و دشواریهایی که رزمندگان اسلام برای حفظ انقلاب متحمل شده اند ، ایجاد حس وظیفه در دانشجویان برای حفظ انقلاب و دستاوردهای آن و ... از محاسن این اردوهاست.

اما از نظر من یک انتقاد هم به این دوره وارد است که همچون آفت ، سلامت آن را تهدید می کند و مانع از برداشت حداکثری معنوی از این اردوها می شود، و ‌آن وجود اختلاط دختر و پسر در مناطق عملیاتی است .در تمام این مناطق همزمان هم زائرین مرد و هم زائرین زن وجود دارند که این یک اختلاط بی دلیل و غیرلازم است که می توان جلوی آن را گرفت .وجود نامحرم ،حتی اگر انسان ـ مخصوصا مجردهاـ به آنها مستقیما هم نگاه نکند موجب تشویش ذهن و ناآرامی فکر و خیال او شده و از تمرکز روحی و روانی او خواهد کاست.راههای زیادی جهت جلوگیری از اختلاط در این مناطق وجود دارد و بهترین راه این است که ستاد راهیان نور کشور و یا سپاه ولیعصر(عج) خوزستان به اطلاع کلیه سپاه های استانی و زائرین محترم برساند که برای مثال در نیمه اول هر ماه از ورود آقایان و در نیمه دوم هر ماه از ورود خانم ها به مناطق عملیاتی جلوگیری خواهد شد تا هیچ یک از کاروانها اقدام به برگزاری اردوی مختلط راهیان نور نکنند. 

شعار امسال، تولید ملی، حمایت از كار و سرمایه ایرانی

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام نوروزی خودشان كه هنگام تحویل سال نو بیان فرمودند، سال 1391 را سال ' تولید ملی، حمایت از كار و سرمایه ایرانی ' نامیدند و بر ضرورت مجاهدت اقتصادی و حضور جهادگونه ملت ایران در عرصه های اقتصادی تاكید كردند.

حضرت آیت الله خامنه ای در پیام خودشان به مناسبت حلول سال 91 خاطر نشان كردند: بخش مهمی از جهاد اقتصادی مسئله‏ ي تولید ملی است كه اگر ملت با همت، عزم و آگاهی و با همراهی برنامه ریزی درست مسئولان بتواند شكل تولید داخلی را حل كند بدون تردید بر چالشهایی كه دشمن ایجاد می كند غلبه خواهد كرد.

ایشان با دعوت از همه دست اندركاران اقتصادی و آحاد ملت برای حركت به سوی رونق تولید داخلی در سال جدید تولیدملی، حمایت از كار و سرمایه ایرانی را به عنوان شعار سال 91 معرفی كردند.

و همچنین رييس‌جمهور هم در پيام نوروزي به مناسبت حلول سال 1391، با تبريك فرا رسيدن عيد سعيد نوروز به ملت بزرگ ايران و جامعه بشري، سال گذشته را سالي پرفراز و نشيب و سرشار از شادكامي‌ها، شيريني‌ها و پيروزي‌ها براي ملت ايران و جامعه بشري دانست و گفت: به فضل الهي در سال 91 تعهد اين دولت بر عدالت، خدمت، پاكي، مهرورزي و تعالي كشور عميق‌تر و وثيق‌تر از سال هاي گذشته در تمام لحظات و فعاليت‌ها جاري بوده و امسال نيز همچون گذشته حمايت از توليد، صادرات ملي، سرمايه و كار ايراني در دستور كار دولت خواهد بود.

متن کامل سخنان رهبر معظم انقلاب و ریاست جمهوری در ادامه ی مطلب ...

ادامه نوشته