گفتیم برای اثبات ولایت فقیه ، هم به ادله عقلی و هم نقلی استناد شده است . دلایل عقلی را مختصراً در شماره 18 نشریه آوردیم .ادله نقلی این مسأله عبارت از روایاتی است که دلالت بر ارجاع مردم به فقها برای رفع نیازهای حکومتی ( بویژه مسائل قضایی و اختلافات حقوقی) دارد و یا فقها را به عنوان « امنا » یا «خلفا» و «وارثان» پیامبران و کسانی که مجاری امور بدست ایشان است معرفی کرده است . درباره سند و دلالت این روایات بحث های فراوانی انجام گرفته است که دراین جا مجال اشاره به آنها نیست و باید به کتاب ها و رساله ها ی مفصل و تخصصی این موضوع مراجعه کرد . درمیان این روایات ، مقبوله عمر بن حنظله و مشهوره ابو خدیجه و توقیع شریف که در پاسخ اسحاق بن یعقوب صادر شده بهتر قابل استناد است و به نظر ما تشکیک در سند چنین روایاتی که از شهرت روایی و فتوایی برخوردارند ، روا نیست . ما در این شماره فقط به بررسی یکی از این روایات (توقیع شریف) می پردازیم :
1- روایتی که در بین فقهاء به «توقیع شریف » مشهور است . این توقیع را عالم بزرگ و کم نظیر شیعه ، مرحوم شیخ صدوق در کتاب اکمال الدین خود آورده است . این توقیع در واقع پاسخی است که حضرت ولی عصر امام زمان (عج) در جواب نامه اسحاق بن یعقوب مرقوم داشته اند . اسحاق بن یعقوب در این نامه سئوالاتی را به محضر شریف آن حضرت ارسال داشته که جمله آنها این است
که در مورد «حوادث واقعه » که در زمان غیبت پیش خواهد آمد وظیفه ماچیست ؟ آن حضرت در این باره می فرمایند :
«و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله علیهم»
«و اما رخدادهایی که پیش می آید پس به راویان حدیث ما مراجعه کنید زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا برآنان هستم .»
اگر منظور از «حوادث واقعه» و « رواة حدیث» در این توقیع معلوم گردد آن گاه دلالت آن بر مدعای ما که اثبات ولایت فقیه است . روشن خواهد شد .
در مورد توضیح مراد از « حوادث واقعه » که در متن توقیع شریف آمده باید بگوییم بسیار بعید است که منظور اسحاق بن یعقوب از آن ، احکام شرعی و همین مسائلی که امروزه معمولاً در رساله های عملیه نوشته می شود بوده باشد. زیرا اولاً برای شیعیان معلوم بوده که در این گونه مسائل باید به علمای دین و کسانی که با اخبار و روایات ائمه و پیامبر (ص) آشنایی دارند مراجعه کنند و نیازی به سئوال نداشته است . همان گونه که در زمان حضور خود ائمه (ع) به علت مشکلاتی نظیر دوری مسافت و امثال آنها که وجود داشته امامان شیعه مردم را در مورد مسائل شرعی به افرادی نظیر یونس بن عبد الرحمان ، زکریا بن آدم و امثال آنان ارجاع می دادند . همچنین نواب اربعه در زمان غیبت صغرای امام زمان (عج) - که هر چهار نفرآنان از فقها و علما ی دین بوده اند - گواه روشنی براین مطلب است ، و خلاصه این مسأله برای شیعه چیز تازه ای نبود است . و ثانیاً اگر منظور اسحاق بن یعقوب از حوادث واقعه ، احکام شرعی بود قاعدتاً باید تعبیراتی نظیر این که « وظیفه ما در مورد حلال و حرام چیست ؟ » ویا « در مورد احکام الله چه تکلیفی داریم ؟ » و مانند آنها را بکار می برد که تعبیر شایع ورایجی بوده و در سایر روایات هم بسیار بکار رفته است و به هر حال ، تعبیر «حوادث واقعه » در مورد احکام شرعی به هیچ وجه معمول و متداول نبوده است . و ثالثاً اصولاً دلالت الفاظ ، تابع وضع آنهاست و کلمه « حوادث واقعه » به هیچ وجه از نظر لغت و دلالت وضعی به معنای احکام شرعی نیست بلکه معنای بسیار وسیع تری دارد که حتماً شامل مسائل و مشکلات و رخدادهای اجتماعی نیز می شود.بنابراین ، سوال اسحاق بن یعقوب از محضر حضرت ولی عصر (علیه اسلام) در واقع این است که در مورد مسائل و مشکلات اجتماعی جامعه اسلامی که در زمان غیبت شما پیش می آید وظیفه ی ما چیست و به چه مرجعی باید مراجعه کنیم ؟و آن حضرت در جواب مرقوم فرموده اند که در این مورد به « راویان حدیث ما »مراجعه کنید . اکنون ببینیم مراد از «راویان » حدیث چه کسانی هستند.
ممکن است کسی بگوید منظور از راویان «حدیث » هر کسی است که مثلاً کتاب اصول کافی یا وسائل الشیعه یا هر کتاب روایی دیگر را بردارد و احادیث و روایت آن را برای مردم بخواند و نقل کند .اما با اندکی دقت و توجّه معلوم می گردد که این تصوّ ر درست نیست .زیرا کسی که در زمان ما می خواهد از قول پیامبر (ص) یا امام صادق (علیه السلام ) و سایر ائمه (علیه السلام ) حدیث و روایتی را نقل کند باید به طریقی احراز کرده باشد که این حدیث واقعاً ازپیامبر یا امام صادق یا امام دیگری است ، و در غیر این صورت حق ندارد و نمی تواند بگوید امام صادق چنین فرموده و اگر در حالی که آن حدیث و روایت به هیچ طریق معتبری برایش ثابت نشده معهذا آن را به امام صادق (علیه السلام) و یا سایر ائمه و معصومین (علیه السلام) نصبت دهد و از مصادیق کذب و افترا ی برپیامبر و امامان خواهد بود که گناهی بزرگ است. به عبارت دقیق تر اگر کسی بخواهد حدیثی را از پیامبر یا امامی نقل کند حتماً باید بتواند بر اساس یک حجت و دلیل شرعی معتبرآن را به امام معصوم نسبت دهد و واضح است که این گونه نقل حدیث کردن نیاز به تخصص دارد و تخصص آن هم مربوط به علم پزشکی یا مهندسی یا کامپیوتر و سایر علوم نیست بلکه مربوط به علم فقه است و«فقیه » کسی است که از چنین تخصصی برخوردار است. بنابراین ،مقصود از «راویان حدیث » در واقع همان فقها و علمای دین هستند.با توجه به توضیحی که درباره دو واژه «حوادث واقعه» و « رواة حدیث »دادیم اکنون معنای توقیع شریف این می شود که امام زمان(علیه السلام) فرموده اند«درباره مسائل و مشکلات و رخدادهای اجتماعی که در زمان غیبت من در جامعه اسلامی پیش می آید به فقها و علمای دین مراجعه کنید. زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجّت خدا برآنان هستم » و دلالت چنین جمله ای بر ولایت فقیه در زمان غیبت بسیار روشن و واضح است.