معلمی شغل انبیاست اما...
چند روزی بیشتر به ایام شهادت استاد مرتضی مطهری باقی نمانده است.ایامی که به عنوان هفته بزرگداشت مقام معلم نامگذاری شده است.به فرموده حضرت روح ا...(ره) :«معلمی شغل انبیاست» و این تشبیه به اندازه کافی گویای مقام رفیع و جایگاه خطیر مقام معلم می باشد.در طول سالهای تحصیل از محضر معلمان فداکار و متعهد بسیاری درس گرفته ام و بهترین خاطرات دوران تحصیل خود را از این معلمان دارم. در اخبار و رسانه ها نیز شاهد از جان گذشتگی های بسیاری از سوی معلمان،مخصوصا معلمانی که در مناطق محروم به تدریس می پردازند بوده ام.تصویری که صدا و سیما از جسم سوخته معلمی که برای نجات یکی از شاگردان خردسالش از چنگ حریق،ب
ی مهابا خود را به موج آتش زده بود،پخش کرد را هرگز فراموش نمی کنم.و یا گزارشی را که از معلم ابتدایی یکی از روستاهای دورافتاده چهار محال و بختیاری گرفته شده بود که هر روز برای رسیدن به کلاس درس مجبور بود ساعتها در مسیرهای کوهستانی پیاده روی کند.همیشه برای معلمانی که علاوه بر سنگر علم در سنگر های هشت سال دفاع مقدس نیز به جانفشانی پرداخته اند و اکثر آنها نیز یادگارانی را از آن دوران بر بدن خویش دارند که هر از چند گاهی نیز اذیتشان می کند و آنها را به زحمت می اندازد،احترامی دو چندان قائل بوده ام. و این ها همه گوشه ای از دلایلی است که هر منصفی را متقاعد می کند که «معلمی شغل انبیاست».اما ... اما حتما تایید می فرمایید که «شغل انبیا» شغلی است حساس و بسیار تاثیرگذار و لذا هر کسی را نشاید که در این سِمت باشد.قطعا شغلی که رنگ و بوی معنویت دارد باید به دستان کسانی سپرده شود که صاحب عقاید والا باشند و در مسیر صراط مستقیم قدم نهاده باشند.نکته ای موجب نگارش این سطور شد وضعیت گاها نابسامان گزینش و انتخاب افرادی است که قرار است به کسوت معلمی درآیند.این نابسامانی گویا ده دوازده سالی است که شدت بیشتری به خود گرفته است و دیگر آنگونه که باید رنگ و بوی «انبیا»گونه در آن کتر دیده می شود.با نهایت تاسف در نسل جدید معلمان ،اشخاصی دیده می شوند که خود را چندان به عقاید اسلامی ملزم نمی دانند و نگارنده مواردی را از معلمان –و یا بهتر بگویم معلم نمایان-سراغ دارد که هیچ التزامی به اصول و اساس انقلاب اسلامی و نظام ولایی ندارند.البته این موضوع فقط منحصر به نسل جدیدآمزگاران نیست بلکه بعضی از معلمان قدیمی تر نیز تغییر رویه داده اند و خواسته یا ناخواسته به اشاعه مفاهیم و رفتارهای غیر اسلامی می پردازند.البته تاکید می شود که این افراد از فراوانی چندانی برخوردار نیستند ولی موضوعی که موجب نگرانی گشته است ،این است که حتی همین تعداد همبرای روند انجام وظیفه معلمان خطرناک خواهد بود و مخاطبان آنها –یعنی دانش آموزان-را که در شرایط سنی بسیار حساسی به سر می برند با خطر انحطاط تربیتی مواجه خواهد کرد.البته پر واضح است که در هر شغل و جمعیتی انسان های بی اخلاق یافت می شوند ولی تایید بفرمایید از آنجا که حساسیت و جایگاه مشاغلی همچون معلمی را که مستقیما با تربیت و ارتقائ فرهنگ کودکان این ملت در ارتباط است را نمی توان با مشاغل دیگر یکسان دانست،خطرات آن را نیز نمی توان با انحرافات صنوف دیگر یکی کرد.لذا بیشترین توجه و اهتمام در وزارتخانه عریض و طویل آموزش و پرورش باید نسبت به گزینش صحیح معلمان و آموزگاران را صورت گیرد تا درصد خطا به کمترین حد ممکن برسد.مزایای مناسب این حرفه همچون معافیت از خدمت مقدس سربازی،حقوق ماهیانه ی مناسب،تعطیلات چندین ماهـه با حقـوق ،برخـورداری از تسهیلات مختلف،ساعات کار پایین هفتگی،جایگاه اجتماعی مناسب و ... بسیاری از جوانان را وسوسه می کند تا این شغل را انتخاب کنند که تمام این موارد اهمیت موضوعی به نام «گزینش صحیح اعتقادی» را علاوه بر گزینش صحیح علمی بالا می برد.امید است بیش از پیش به این مهم توجه شود تا دیگر شاهد وارد آمدن لطمه به تقدس این حرفه نباشیم.
هر کس می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند